تابآوری اجتماعی؛ زیرساخت پنهان ثبات سیاسی در عصر بحران
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 15 فروردين 1405 - 07:05
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در جهان معاصر، مفهوم قدرت ملی دیگر تنها با شاخصهایی مانند توان نظامی یا ظرفیت اقتصادی سنجیده نمیشود. تجربه دهههای اخیر نشان داده است که یکی از مهمترین عوامل پایداری نظامهای سیاسی در شرایط فشار و بحران، میزان تابآوری اجتماعی آنهاست. جامعهای که بتواند در برابر تکانههای اقتصادی، فشارهای خارجی و تحولات سریع سیاسی مقاومت کند و انسجام خود را حفظ نماید، از ظرفیتی برخوردار است که میتوان آن را یکی از منابع اصلی قدرت ملی دانست.
در ادبیات علوم سیاسی، تابآوری اجتماعی به توان یک جامعه برای سازگاری با بحرانها، بازیابی تعادل و ادامه مسیر توسعه در شرایط دشوار گفته میشود. این مفهوم در سالهای اخیر بهویژه در مطالعات مربوط به امنیت ملی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که حتی پیشرفتهترین ساختارهای اقتصادی و امنیتی نیز بدون پشتوانه اجتماعی پایدار نمیتوانند در برابر بحرانهای طولانیمدت دوام بیاورند.
اگر به تحولات منطقه خاورمیانه در دو دهه گذشته نگاه کنیم، اهمیت این مسئله آشکارتر میشود. برخی کشورها با وجود برخورداری از منابع اقتصادی یا حمایتهای خارجی، در مواجهه با بحرانهای سیاسی و اجتماعی دچار بیثباتی شدید شدهاند. در مقابل، کشورهایی که توانستهاند نوعی انسجام اجتماعی و هویت جمعی را حفظ کنند، در برابر فشارها مقاومت بیشتری نشان دادهاند. این تجربه نشان میدهد که قدرت واقعی یک جامعه تا حد زیادی به میزان سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی در آن وابسته است.
در مورد ایران نیز بررسی تحولات چند دهه اخیر نشان میدهد که مفهوم تابآوری اجتماعی نقش مهمی در حفظ ثبات سیاسی ایفا کرده است. ایران در این مدت با مجموعهای از چالشهای پیچیده مواجه بوده است؛ از جنگ تحمیلی در دهه نخست انقلاب گرفته تا تحریمهای گسترده اقتصادی، فشارهای سیاسی و تحولات پرشتاب در محیط منطقهای. با این حال، ساختارهای اجتماعی و سیاسی کشور توانستهاند در برابر این فشارها دوام بیاورند و مسیر خود را ادامه دهند.
یکی از عوامل مهم در شکلگیری این تابآوری، وجود نوعی هویت تاریخی و فرهنگی مشترک در جامعه ایران است. ایران بهعنوان کشوری با پیشینه تمدنی طولانی، دارای مجموعهای از ارزشها، نمادها و خاطرههای تاریخی است که در شکلدهی به احساس تعلق ملی نقش مهمی ایفا میکنند. این هویت مشترک در بسیاری از مقاطع تاریخی به عاملی برای حفظ انسجام اجتماعی تبدیل شده است. هنگامی که جامعه با تهدیدهای بیرونی یا بحرانهای داخلی مواجه میشود، همین عناصر هویتی میتوانند زمینهای برای تقویت همبستگی اجتماعی فراهم کنند.
عامل مهم دیگر، نقش نهادهای اجتماعی در مدیریت بحرانها است. در هر جامعهای مجموعهای از نهادهای رسمی و غیررسمی وجود دارد که در شرایط مختلف به تنظیم روابط اجتماعی کمک میکنند. در ایران نیز نهادهای مختلفی در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و مدنی در طول سالهای گذشته نقش مهمی در حفظ پیوندهای اجتماعی ایفا کردهاند. حضور چنین نهادهایی موجب میشود جامعه در مواجهه با بحرانها از ظرفیت بیشتری برای سازماندهی و هماهنگی برخوردار باشد.
از سوی دیگر، تجربه مدیریت بحرانهای اقتصادی نیز بهنوعی به افزایش تابآوری اجتماعی کمک کرده است. تحریمهای اقتصادی در سالهای اخیر فشارهای قابل توجهی بر اقتصاد کشور وارد کردهاند، اما همین شرایط باعث شده است برخی ظرفیتهای داخلی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. توسعه شرکتهای دانشبنیان، گسترش فعالیتهای فناورانه و تلاش برای تقویت تولید داخلی نمونههایی از این روند محسوب میشوند. هرچند این مسیر با چالشهایی همراه بوده است، اما در عین حال نشان داده است که جوامع میتوانند در شرایط فشار نیز به دنبال راههای جدیدی برای سازگاری و پیشرفت باشند.
در کنار این عوامل، نقش سرمایه انسانی نیز در افزایش تابآوری اجتماعی بسیار مهم است. جمعیت جوان و تحصیلکرده ایران یکی از مهمترین منابع قدرت کشور محسوب میشود. دانشگاهها، مراکز پژوهشی و شرکتهای نوآور در سالهای اخیر توانستهاند دستاوردهای قابل توجهی در حوزههای مختلف علمی و فناوری به دست آورند. چنین ظرفیتهایی میتواند به افزایش اعتماد به توان داخلی و تقویت روحیه خودباوری در جامعه کمک کند.
با این حال، باید توجه داشت که تابآوری اجتماعی پدیدهای ثابت و دائمی نیست، بلکه نیازمند تقویت مستمر است. تغییرات اقتصادی، تحولات فرهنگی و گسترش فضای رسانهای میتوانند بر نگرشها و انتظارات اجتماعی تأثیر بگذارند. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین وظایف نظامهای حکمرانی، توجه به مطالبات اجتماعی و تلاش برای حفظ سرمایه اجتماعی است. اعتماد عمومی، احساس عدالت و مشارکت شهروندان در فرآیندهای اجتماعی از جمله عواملی هستند که میتوانند به تقویت تابآوری جامعه کمک کنند.
در دنیای امروز که جنگها تنها در میدانهای نظامی رخ نمیدهند و ابعاد اقتصادی، رسانهای و فرهنگی نیز به عرصههای رقابت تبدیل شدهاند، نقش جامعه در حفظ ثبات سیاسی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اگر جامعهای از سطح بالایی از اعتماد، امید و همبستگی برخوردار باشد، فشارهای خارجی نیز تأثیر کمتری بر ثبات آن خواهند داشت. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران امنیت ملی بر این باورند که سرمایه اجتماعی یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی در قرن بیست و یکم است.
در چارچوب همین نگاه میتوان مفهوم «نوزایی قدرت» را نیز بهتر درک کرد. نوزایی قدرت تنها به معنای افزایش توان نظامی یا اقتصادی نیست، بلکه به معنای بازسازی و تقویت ظرفیتهای اجتماعی و نهادی یک کشور در مواجهه با بحرانهاست. جامعهای که بتواند از دل دشواریها تجربه بیاموزد، ساختارهای خود را اصلاح کند و مسیرهای تازهای برای پیشرفت پیدا کند، در واقع در حال بازتولید قدرت خود است.
ایران در دهههای گذشته بارها با موقعیتهایی روبهرو شده است که میتوان آنها را آزمونهایی برای تابآوری اجتماعی دانست. عبور از این آزمونها نشان میدهد که ظرفیتهای قابل توجهی در جامعه برای مواجهه با بحرانها وجود دارد. با این حال، تداوم این مسیر نیازمند توجه جدی به تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش مشارکت عمومی و فراهم کردن زمینههای امید و اعتماد در جامعه است.
در نهایت میتوان گفت که ثبات سیاسی در عصر بحران بیش از هر زمان دیگری به وضعیت جامعه وابسته است. قدرت ملی تنها در ساختارهای رسمی دولت شکل نمیگیرد، بلکه در پیوند میان دولت و جامعه معنا پیدا میکند. هرچه این پیوند مستحکمتر باشد، امکان عبور از بحرانها نیز بیشتر خواهد بود. از این منظر، تابآوری اجتماعی را میتوان یکی از مهمترین زیرساختهای نوزایی قدرت در ایران معاصر دانست؛ ظرفیتی که اگر بهدرستی شناخته و تقویت شود، میتواند نقش تعیینکنندهای در آینده ثبات و پیشرفت کشور ایفا کند.
یادداشت از: افسانه حاجیلو
انتهای پیام/