نقش رهبری در مواجهه ایران با نقشه استعماری غرب

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، امروز دنیا مثل یک میدان بزرگ است که قواعدش در حال عوض شدن است. دیگر آن نظم قدیمی که آمریکا همه کاره بود و هر چه می‌گفت، همان می‌شد، رو به پایان است. حالا قدرت‌های دیگری هم دارند قد علم می‌کنند و دنیا در حال تبدیل شدن به یک دنیای چندقطبی است. در این میان، کشور ما، ایران، که از اول انقلاب مسیر خودش را جدا کرده و با زورگویی‌های دنیا مخالف بوده، حالا در خط مقدم این تغییرات قرار گرفته. غرب، به خصوص آمریکا، نقشه‌ها و ترفندهایی دارند که می‌خواهند جلوی پیشرفت ما را بگیرند و ما را به همان دوران قبل برگردانند. این یادداشت می‌خواهد با زبانی ساده و از نگاه خودم، بگوید که این نقشه‌ها چیستند، نظم جدید جهانی یعنی چه، و مهم‌تر از همه، رهبری (یعنی رهبر شهید) چطور با این چالش‌ها روبرو شده و کشور را هدایت می‌کند. این حرف‌ها نه از روی شعار، بلکه بر اساس دیدن و تحلیل کردن اتفاقاتی است که اطرافمان می‌افتد و مقاومت مردم ایران در برابر حملات اخیر نیز جلوه‌ای از همین روحیه است.

1. نقشه غرب علیه ما یعنی چه؟ فقط حمله نظامی نیست!

وقتی می‌گوییم نقشه استعماری غرب، منظور فقط این نیست که بیایند و کشورمان را اشغال نظامی کنند. خیلی وقت‌ها ترفندهایشان پیچیده‌تر و خطرناک‌تر است. آن‌ها می‌خواهند ما را ضعیف کنند تا بتوانند منافع خودشان را در منطقه و جهان حفظ کنند. این نقشه‌ها در دوران جدید، یعنی بعد از اینکه آمریکا یکه‌تاز میدان شده بود، به این شکل درآمده‌اند:  تحریم‌ها دیگر فقط یک ابزار سیاسی نیستند؛ آن‌ها را طوری طراحی کرده‌اند که نفس اقتصاد ما را بگیرند. هدف این است که مردم از نظر اقتصادی تحت فشار شدید قرار بگیرند، ناراضی شوند و این نارضایتی دامن نظام را بگیرد. این همان جنگ اقتصادی است که سعی در فلج کردن ما دارند.

جنگ فرهنگی و ناتوی رسانه‌ای: جدی‌ترین حمله آن‌ها، به باورها، هویت و ارزش‌های ماست. با استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای، اینترنت و فضای مجازی، سعی می‌کنند فرهنگ خودشان را به خورد ما بدهند، جوانان را سردرگم کنند، شکاف‌های بین نسلی و اجتماعی را زیاد کنند و ما را از ریشه‌هایمان جدا کنند. اسم این را می‌توان جنگ نرم یا ناتوی فرهنگی گذاشت. اگر هویتمان را از دست بدهیم، دیگر مقاومتی هم نخواهیم داشت.

ایجاد تفرقه و براندازی نرم: گاهی هم از نارضایتی‌های موجود سوءاستفاده می‌کنند. با دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی یا سیاسی، سعی می‌کنند کشور را از درون دچار تزلزل کنند و زمینه را برای "براندازی نرم" یا تغییر حکومت فراهم کنند. این همان سیاست قدیمی تفرقه بینداز و حکومت کن است که در شکلی مدرن اجرا می‌شود.

کنترل ذهن‌ها و جنگ روایت‌ها: مهم‌ترین ابزار آن‌ها، کنترل کردن افکار عمومی است. سعی می‌کنند واقعیت‌ها را وارونه جلوه دهند، مقاومت را بد نشان دهند و خودشان را ناجی معرفی کنند. اگر نتوانیم روایت درست خودمان را بیان کنیم و جلوی دروغ‌هایشان بایستیم، شکست خورده‌ایم. ایران، به خاطر اینکه حرف استقلال و ضدیت با زورگویی را می‌زند، همیشه در خط مقدم این حملات بوده است. اما حالا که دنیا در حال تغییر است، این حملات شکل جدیدی به خود گرفته و پیچیده‌تر شده است.

2. رهبری؛ لنگرگاهی در طوفان و نقشه راه پیش رو

در این شرایط پر تلاطم، نقش رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بسیار حیاتی و تعیین‌کننده است. ایشان صرفاً یک رئیس‌جمهور یا رهبر سیاسی نیستند؛ بلکه نقش لنگرگاه را دارند که کشتی انقلاب را در میان امواج سهمگین طوفان حفظ می‌کنند و همچنین "نقشه راه" را برای عبور از این دوران ترسیم می‌کنند.

مقاومت فعال تنها راه نجات: در دنیایی که خیلی‌ها فکر می‌کنند باید در برابر قدرت‌های بزرگ کوتاه آمد یا به آن‌ها تکیه کرد، رهبری بر مقاومت فعال تأکید دارند. این یعنی ما عقب‌نشینی نمی‌کنیم، بلکه با اتکا به خودمان، قوی‌تر می‌شویم و در عین حال، با دنیا هم تعامل عزتمندانه داریم. این مقاومت، هم جلوی فشارهای اقتصادی را می‌گیرد و هم اجازه نمی‌دهد کسی به هویت و استقلال ما دست‌اندازی کند.

پیش‌بینی "دنیای چندقطبی" و آماده‌سازی برای آن: سال‌هاست که ایشان می‌گویند دوران یکه‌تازی آمریکا تمام شده و دنیا به سمت چندقطبی شدن می‌رود. این فقط یک پیش‌بینی نیست، بلکه مبنای سیاست‌های کلان کشور شده است. ما باید با قدرت‌های جدید مثل چین و روسیه ارتباطمان را قوی کنیم، در سازمان‌های بین‌المللی نقش فعال‌تری داشته باشیم و دیگران را هم در برابر هژمونی غرب همراه کنیم. این یعنی ما در حال شکل دادن به نظم جدید هستیم، نه اینکه فقط قربانی آن باشیم.

"وحدت داخلی"؛ سپر بلای کشور: وقتی دشمن می‌خواهد با ایجاد شکاف و تفرقه، ما را از درون ضعیف کند، مهم‌ترین سلاح ما "وحدت" است. رهبری بارها بر این موضوع تأکید کرده‌اند که اتحاد مردم و مسئولان، بصیرت در برابر فتنه‌ها و هوشیاری در مقابل دشمن، بزرگترین سرمایه ماست. اگر این انسجام را از دست بدهیم، دشمن راحت‌تر به اهدافش می‌رسد.

"اقتصاد مقاومتی"؛ سپری در برابر جنگ اقتصادی: در برابر تحریم‌های اقتصادی که نفس کشور را گرفته، رهبری "اقتصاد مقاومتی" را مطرح کردند. این یعنی باید روی پای خودمان بایستیم، تولید داخلی را تقویت کنیم، وابستگی به نفت را کم کنیم و به سمت دانش‌بنیان شدن برویم. هدف فقط تحمل تحریم نیست، بلکه تبدیل این سختی‌ها به فرصتی برای خودکفایی و قوی شدن است.

3. اتفاقات امروز؛ نشانه‌های عملی مقاومت ایران و مردمش

این حرف‌ها فقط تئوری نیست؛ در اتفاقات امروز دنیا و کشورمان هم ردپای این استراتژی دیده می‌شود:اشاره کنم به این مطلب که اتفاقات غزه نشان داد که قدرت مقاومت همچنان زنده است و طرح‌های آمریکا و متحدانش برای عادی‌سازی روابط کشورهای منطقه با اسرائیل شکست خورده است. ایران در این میان، با حمایت از مقاومت، نقش مهمی در این تحول ایفا کرده و این دقیقاً همان "مقاومت فعال" است که رهبری بر آن تأکید دارند. پاسخ قاطع ایران به حملات اخیر رژیم صهیونیستی، اوج این مقاومت فعال و نمایش اقتدار ملی بود که جهانیان شاهد آن بودند. این اقدام، بار دیگر ثابت کرد که ایران در برابر تعرض، ساکت نخواهد نشست و از منافع و امنیت خود با قدرت دفاع خواهد کرد.

دشمن سعی می‌کند با رسانه‌هایش چهره‌ای منفی از ایران و مقاومت بسازد، اما پاسخ کوبنده مردم و نیروهای مسلح ایران به تهدیدها، خود گویاترین روایت بود. این مقاومت، نه تنها در عرصه نظامی، بلکه در دفاع از هویت و ارزش‌های ملی در برابر جنگ روایت‌ها نیز پیروز شد.خود غربی‌ها هم دیگر مثل سابق با هم متحد نیستند. آمریکا و اروپا در مورد خیلی مسائل، از جمله نحوه برخورد با ایران و منطقه، اختلاف نظر دارند. این نشان می‌دهد که آن نظم تک‌قطبی دیگر قدرتمند نیست و ایران هم از این فضا برای پیشبرد اهدافش استفاده می‌کند. با وجود همه فشارها، برنامه هسته‌ای ایران پیش رفته است. رهبری خط قرمزها را مشخص کرده‌اند و اجازه نداده‌اند که دشمن از این موضوع به عنوان ابزاری برای تسلط کامل استفاده کند. این هم بخشی از بازی "برد-برد" است که ایران در برابر فشارهای غرب دنبال می‌کند. همین الان که با هم صحبت می‌کنیم، هزاران شرکت دانش‌بنیان در ایران در حال کار و نوآوری هستند. این همان "اقتصاد مقاومتی" است که دارد ثمر می‌دهد و نشان می‌دهد که ما می‌توانیم روی پای خودمان بایستیم، حتی در شرایط سخت اقتصادی.

4. نتیجه‌گیری: آینده از آن کسانی است که مقاومت می‌کنند.

دنیا در حال تغییر است و این تغییرات با چالش‌های زیادی همراه است. اما ایران، با رهبری حکیمانه آیت‌الله خامنه‌ای و با تکیه بر مقاومت مردم، نه تنها از این گردنه سخت عبور می‌کند، بلکه نقش مهمی در ساختن دنیای جدید ایفا خواهد کرد. درس اصلی این دوران این است که در دنیای امروز، کشوری سربلند خواهد بود که رهبری دانا، مردمی متحد و استراتژی مقاومت فعال داشته باشد. مقاومت مردم ایران در برابر تهدیدها و فشارهای خارجی، نه تنها باعث حفظ استقلال و امنیت کشور شده، بلکه الگویی برای سایر ملت‌های آزاده جهان نیز گشته است. آینده، متعلق به کسانی است که بتوانند در برابر نقشه‌های استعماری بایستند و با تکیه بر توان خود، مسیر پیشرفت را طی کنند.

یادداشت از: جوادطلوع رضائی صفار

انتهای پیام/