نه رویکرد و نه ایدئولوژی، فقط خلیج فارس

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر عباس موزون، نویسنده و پژوهشگر، در برنامه تلویزیونی «قرارگاه جنگ» با اشاره به اینکه بخش مهمی از مواجهه ما با مخالفان و بدخواهان ایران بر پایه فهم نادرست از مسئله اصلی آنها شکل می‌گیرد، تأکید کرد که اگر مسئله واحد دشمن درست شناخته نشود، هم در سطح بیرونی و هم در سطح داخلی، نوع مواجهه ما دچار خطا خواهد شد. به گفته او، منازعات سیاسی و جناحی داخل کشور نیز زمانی تشدید می‌شود که هر طرف، برداشت خود را به‌جای شناخت دقیق از مسئله اصلی دشمن بنشاند.

موزون توضیح داد که بسیاری از برخوردهای جمعی ما با مخالفان جمهوری اسلامی، ناشی از آن است که نمی‌دانیم طرف مقابل دقیقاً با چه چیزی مسئله دارد. او گفت بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور، مسئله‌اش اسلامی بودن جمهوری اسلامی است؛ اما همین نگاه نیز به‌تنهایی تصویر کاملی از ماجرا نمی‌دهد. از نگاه او، وقتی مسئله اصلی به‌درستی فهم نشود، گروه‌های داخلی نیز در تحلیل رفتار یکدیگر دچار خطا می‌شوند و اختلاف‌نظرها به‌جای حل‌شدن، تشدید می‌شوند. او با اشاره به اختلاف‌نظرهای جناحی در داخل کشور افزود: گاهی یک جریان سیاسی به جریان دیگر می‌گوید اگر با دشمن بیرونی مذاکره می‌کردی، نتیجه متفاوت می‌شد؛ در حالی که طرف مقابل، همان مسئله را از زاویه ضعف یا سخت‌گیری در برخورد می‌بیند. به اعتقاد او، هر دو طرف در صورتی دچار خطا می‌شوند که مسئله واقعی دشمن را نشناسند و تحلیل خود را بر مبنای برداشت ناقص بنا کنند.

موزون در ادامه تأکید کرد که دشمن، مسئله‌اش با رئیس‌جمهور یا جناح خاصی در ایران نیست. او گفت آنچه برای طرف مقابل اهمیت دارد، خودِ ایران است و هر زمان که موقعیت را مناسب بداند، برای ضربه‌زدن اقدام خواهد کرد؛ خواه این ضربه به دولت باشد، خواه به ساختار جمهوری اسلامی. به گفته او، مسئله دشمن حتی صرفاً جمهوری اسلامی هم نیست، بلکه لایه‌ای عمیق‌تر و راهبردی‌تر دارد که باید آن را شناخت. وی با طرح این پرسش که آیا ایران نخستین جمهوری اسلامی یا حتی نخستین کشور اسلامی جهان است، نتیجه گرفت که اصل مسئله دشمن، نه صرفاً نام جمهوری اسلامی است و نه صرفاً دین اسلام؛ بلکه موضوعی گسترده‌تر و بنیادی‌تر در میان است که بدون فهم آن، هر نوع مواجهه سیاسی و اجتماعی با خطا همراه خواهد بود.

این پژوهشگر در بخش اصلی صحبت خود، مسئله دشمن با ایران را «اقتصادی» دانست و گفت ایران، به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های راهبردی‌اش، از نظر اقتصادی برای دیگران اهمیت دارد. او تصریح کرد که حتی اگر در این سرزمین جمعیتی هم نبود و تنها خاک و زمین خالی باقی می‌ماند، باز هم موقعیت ایران برای دیگران جذاب و مسئله‌ساز بود؛ چه برسد به آنکه این سرزمین از منابع، انرژی و جمعیت انسانی نیز برخوردار است. موزون با تأکید بر اینکه هر شغل در جهان یا کالا تولید می‌کند یا خدمات، گفت میان این دو، ابزار واسطی به نام پول قرار دارد و در نهایت «کالا» است که نقش محوری را در اقتصاد جهانی ایفا می‌کند. او افزود که در این میان، انرژی، غذا، فناوری‌های پیشرفته و مواد معدنی کمیاب از مهم‌ترین کالاها و مؤلفه‌های راهبردی جهان امروز هستند.

وی در ادامه برق را سلطان میان این مؤلفه‌ها توصیف کرد و گفت تولید کالا در دنیای امروز بدون برق عملاً ممکن نیست. او توضیح داد که بخش عمده تولید برق نیز به انرژی‌های فسیلی مانند نفت، گاز، گازوئیل و مازوت وابسته است. به گفته او، آنچه از دور به‌عنوان روشنایی سیاره زمین دیده می‌شود، تا سی درصد به منابع انرژی منطقه خلیج فارس متکی است و همین مسئله، اهمیت ژئوپلیتیکی ایران و پیرامون آن را افزایش می‌دهد.

او با اشاره به خلیج فارس به‌عنوان یک نقطه کلیدی در نظم اقتصادی جهان، تأکید کرد که اگر این منطقه در اختیار طرفی قرار گیرد که با منافع قدرت‌های بزرگ سازگار باشد، با آن کاری ندارند؛ اما اگر در مسیر استقلال قرار گیرد، فشارها آغاز می‌شود. از نگاه او، مسئله اصلی نه صرفاً رویکرد یا ایدئولوژی، بلکه برق، خلیج فارس و گلوگاه‌های تولید و انتقال انرژی است.

موزون در ادامه گفت اگر ایران در این معادله کنار گذاشته شود یا به‌نوعی تسلیمِ مدیریت بیرونی شود، با آن برخورد متفاوتی خواهد شد؛ اما اگر بایستد، ممکن است با فشار، تهدید و حتی برچسب‌زنی مواجه شود. او از تعابیری مانند کاپیتولاسیون و ژاندارم خلیج فارس استفاده کرد و افزود که در صورت نپذیرفتن این وضعیت، قدرت‌های بزرگ تلاش می‌کنند با فشار سیاسی و رسانه‌ای، معادلات منطقه را به نفع خود تغییر دهند. وی با اشاره به برخی منازعات منطقه‌ای و نام‌گذاری‌های سیاسی، تصریح کرد که اگر کشوری در چارچوب مطلوب آنها حرکت نکند، ممکن است در معرض فشارهای هویتی و جغرافیایی نیز قرار گیرد. او این روند را بخشی از نبرد بر سر منابع و موقعیت‌های راهبردی دانست، نه صرفاً اختلافی سیاسی یا ایدئولوژیک.

این تحلیلگر با اشاره به اینکه خلیج فارس و دریای سرخ از کوتاه‌ترین مسیرهای آبی برای تجارت جهانی هستند، تأکید کرد که تجارت امروز جهان بر محور آب و مسیرهای دریایی می‌چرخد. او سپس به نمونه‌ای از ارتباط میان خلیج فارس و فناوری‌های پیشرفته اشاره کرد و گفت در حوزه‌هایی مانند دیجیتال، رایانه و هوش مصنوعی، ریزتراشه‌ها نقش بنیادین دارند. به گفته موزون، تولید ریزتراشه نیازمند فرآیندهای پیچیده‌ای مانند لیتوگرافی و خنک‌کاری است و این خنک‌کاری به گاز هلیوم وابسته است. او افزود که کشورهای تولیدکننده هلیوم، از جمله قطر، ایران، آمریکا، روسیه و چین، در این زنجیره نقش دارند، هرچند سهم ایران در این زمینه در مقایسه با برخی دیگر کشورها کمتر است. وی با اشاره به جایگاه قطر در تولید هلیوم و نقش تایوان در تولید ریزتراشه، گفت که رقابت‌های آمریکا و چین نیز تا حد زیادی در همین بستر قابل فهم است.

موزون در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد که اگر مسئله اصلی دشمن به‌درستی شناخته شود، مواجهه داخلی و بیرونی نیز دچار سردرگمی نخواهد شد. به گفته او، دشمن در اصل با ایرانِ برخوردار از موقعیت اقتصادی و راهبردی مسئله دارد و همین شناخت می‌تواند به وحدت تحلیل و اتحاد درونی کمک کند. وی با استناد به سخن امام خمینی(ره) که فرمودند «اگر در مقابل دین ما بایستید، در مقابل دنیای شما می‌ایستیم»، نتیجه گرفت که مسئله طرف مقابل کاملاً دنیایی و اقتصادی است؛ و از همین رو، شناخت دقیق این مسئله می‌تواند مبنای یک مواجهه منطقی، منسجم و مؤثر با دشمن بیرونی و نیز کاهش خطاهای داخلی باشد.

ایران در این نگاه، فقط یک واحد جغرافیایی یا سیاسی نیست، بلکه یک مسئله اقتصادی-تمدنی است؛ مسئله‌ای که هم می‌تواند به‌عنوان یک بازار عظیم در برابر کالاها و خدمات ناپاک عمل کند و هم به‌عنوان یک الگوی فرهنگی، ساختارهای فسادآلود اقتصاد جهانی را به چالش بکشد. در این چارچوب، «اقتصاد پاک» نه یک شعار انتزاعی، بلکه امتداد سبک زندگی ایرانی-اسلامی است؛ سبکی که در آن، تولید، مصرف و خدمات بر پایه طهارت، هویت دینی و مرزبندی اخلاقی معنا پیدا می‌کنند.

در این تحلیل، مسئله اصلی ایران صرفاً سیاست نیست، بلکه اقتصاد است؛ اقتصادی که در آن کالا، خدمات و پول، بر اساس دوگانه پاک و ناپاک فهم می‌شوند. این دوگانه، ریشه در هویت تاریخی و دینی ایرانی دارد؛ هویتی که از پیش از اسلام تا پس از اسلام، بر نوعی زیست پاک، طاهر و مرزبندی‌شده استوار بوده است. در این نگاه، ایرانی به‌طور طبیعی با مفاهیمی مانند طهارت، پاکی در خوراک، و سبک زندگی منضبط شناخته می‌شود. همین ویژگی باعث می‌شود برخی از کالاها و خدمات، اساساً در فرهنگ ایرانی-اسلامی مجال بروز و پذیرش پیدا نکنند. بنابراین، اقتصاد ایرانی صرفاً یک اقتصاد مصرفی نیست، بلکه نوعی نظام ارزش‌گذار است که میان آنچه مشروع و پذیرفتنی است با آنچه آلوده و مردود است، مرز می‌گذارد.

بر اساس همین منطق، برخی مشاغل و صنایع در جامعه ایرانی مسلمان، نه‌فقط از نظر شرعی بلکه از نظر فرهنگی نیز موجودیت واقعی پیدا نمی‌کنند یا دست‌کم با مقاومت جدی روبه‌رو می‌شوند. از جمله:

- قمار

- تن‌فروشی

- صنعت شراب

- پورنوگرافی

- پوشاک محرک

- اسباب‌بازی‌های جنسی

- ربا

- همجنس‌گرایی به‌مثابه صنعت یا بازار سازمان‌یافته

- سرقت و شبکه‌های وابسته به آن

در این چارچوب، اقتصاد جهانیِ مبتنی بر این بخش‌ها، گردش مالی عظیمی دارد؛ اما همین بخش‌ها دقیقاً همان حوزه‌هایی هستند که در منطق ایرانی-اسلامی، مردود و بی‌اعتبار شمرده می‌شوند. به همین دلیل، ایران می‌تواند به‌مثابه یک مانع بزرگ در برابر گسترش چنین بازارهایی عمل کند.

ایران در این تحلیل، دو نقش هم‌زمان دارد:

اول، مانع است؛ یعنی بازاری 90 میلیونی را از دسترس بسیاری از کالاها و خدمات ناپاک خارج می‌کند.

دوم، الگوست؛ یعنی اگر سبک زیست ایرانی-اسلامی نشر پیدا کند، می‌تواند جوامع دیگر را نیز به سمت بازتعریف اخلاق اقتصادی سوق دهد.

از همین‌جاست که نقش فرهنگی و تمدنی ایران معنا پیدا می‌کند. وقتی یک الگوی زیستی بر پایه طهارت، قناعت، خانواده و مرزبندی اخلاقی گسترش پیدا کند، نه‌فقط بازار داخلی را تغییر می‌دهد، بلکه بازارهای خارجی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل است که در برخی تحلیل‌ها، از ایران به‌عنوان یک قدرت نرمِ ضدّ فساد یاد می‌شود؛ قدرتی که نه با سلاح، بلکه با سبک زندگی، منطق مصرف و نوع مواجهه با پول و کالا اثر می‌گذارد.

در این نگاه، وقتی اسلام به‌صورت عملی و اجتماعی و با محوریت ایران منتشر شود، بسیاری از بازارهای آلوده جهانی دچار اختلال می‌شوند. قمارخانه‌ها، مراکز فساد، شبکه‌های فحشا، ربا و دیگر صنایع ناپاک، در برابر یک جامعه مؤمن و مقاوم، با کاهش مخاطب و مشروعیت روبه‌رو خواهند شد. از همین منظر، برخی اظهارنظرهای سیاسی نیز معنای اقتصادی پیدا می‌کنند. وقتی از دشمنی آمریکا یا مراکز قدرت جهانی با ایران سخن گفته می‌شود، مسئله فقط سیاست یا ایدئولوژی نیست؛ بلکه رقابت بر سر کنترل بازار، سبک زندگی و الگوی مصرف نیز در میان است. اگر ایران بتواند الگوی اسلامی-ایرانی خود را تثبیت کند، نه‌تنها بازار داخلی‌اش را حفظ می‌کند، بلکه بر بازارهای آلوده جهانی نیز اثر بازدارنده خواهد گذاشت.

در نهایت، ایران فقط یک مسئله ایدئولوژیک یا سیاسی نیست؛ ایران یک مسئله اقتصادی-تمدنی است. کشوری که به‌سبب هویت تاریخی و دینی خود، می‌تواند بازار کالاها و خدمات ناپاک را محدود کند و در عین حال، الگویی تازه از اقتصاد پاک، زیست اخلاقی و مقاومت فرهنگی ارائه دهد. از این زاویه، ایران نه یک حاشیه در اقتصاد جهانی، بلکه یک متنِ تأثیرگذار است؛ متنی که اگر درست فهم و درست عمل شود، می‌تواند نظم موجود را به چالش بکشد و افق تازه‌ای برای اقتصاد اسلامی و تمدن مستقل بگشاید.

انتهای پیام/