آیتالله خامنهای؛ رهبری که تا آخر پای کار ایران ایستاد
- اخبار حوزه امام و رهبری
- 14 فروردين 1405 - 10:42
مرکز مطالعات راهبردی تسنیم،
در پی شهادت رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی بحث و تأمل در باره نقش و تأثیر رهبریهای پیامبرگونه معظم له و آینده انقلاب اسلامی در شرایطی که انقلاب اسلامی در کوران جنگ تحمیلی رمضان و تهاجم گسترده نظام سلطه، استکبار جهانی و رژیم منحوس صهیونی قرار گرفته است، بسیار ضروری و با اهمیت است. به ویژه آن که در سایه تدابیر و هدایتها و تربیتهای آن امام شهید ملت ایران صحنههایی بینظیر از ایستادگی و مقاومت انقلابی و استقامت ایمانی خود را به نمایش گذاشته است.
بدین لحاظ این موضوعات را محور گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر محسن مهاجرنیا قرار دادهایم که ماحصل این گفتگو در دو بخش تقدیم مخاطبان خواهد شد.
در این بخش موضوع ضرورت وفاداری به اصل نظام، اصل دین و اصل حاکمیت توحید حتی در هنگامی که جامعه اسلامی با فقدان رهبر الهی مواجه میشود، مورد بحث قرار گرفته است.
*****************
خداوند متعال در آیه 144 سوره آلعمران میفرماید: «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن ماتَ أَو قُتِلَ انقَلَبتُم عَلی أَعقابِکُم وَ مَن يَنقَلِب عَلى عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا» این آیه در جریان جنگ اُحد نازل شد؛ در یکی از حساسترین و بحرانیترین لحظات تاریخ صدر اسلام. در آن میدان، پس از آنکه پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله جراحات سنگینی برداشتند و شایعه شهادت ایشان در میان مسلمانان پیچید، فضای یأس، اضطراب و تزلزل در سپاه اسلام پدید آمد. بخشی از نیروها دچار تردید شدند و حتی برخی گمان کردند که با فقدان پیامبر، دیگر راهی برای ادامه وجود ندارد. درچنین شرایطی، قرآن کریم یک اصل بسیار بزرگ را به جامعه اسلامی تعلیم میدهد: وفاداری شما نباید متوقف بر شخص باشد، هرچند آن شخص رسول خدا باشد. وفاداری حقیقی، وفاداری به اصل دین، به حاکمیت الهی، به مسیر توحید و به نظام حق است. پیامبر، عظیمالشأن است، اما عظمت او در نسبتش با رسالت الهی معنا پیدا میکند. اگر پیامبر از دنیا برود یا به شهادت برسد، اصل دین نباید متوقف شود و جامعه اسلامی نباید به عقب بازگردد.
به تعبیر دیگر، این آیه یکی از سیاسیترین و راهبردیترین آیات قرآن است؛ چرا که دقیقاً نسبت مردم با حاکمیت، نسبت امت با رهبر، و نسبت وفاداری با اصل نظام حق را روشن میکند. در این منطق، اشخاص در عالیترین مراتب در ذیل نظام الهی تعریف میشوند، نه آنکه اصل نظام در ذیل اشخاص معنا پیدا کند.
از همینجا میتوان به یک قاعده مهم رسید: در منطق اسلامی، وفاداری مردم باید به اصل نظام حق باشد، نه صرفاً به یک فرد، یک سلیقه یا یک گرایش سیاسی. پیامبر، امام، ولیّ فقیه و هر کارگزار بزرگ الهی، همه در خدمت آن حقیقت کلانی هستند که از آن به حاکمیت توحید تعبیر میکنیم. لذا اگر شخصی از دنیا رفت، مسیر نباید متوقف شود؛ اگر رهبری به شهادت رسید، اصل وفاداری نباید فروبپاشد؛ اگر یک چهره بزرگ از میان ما رفت، اصل راه و حقیقت نباید آسیب ببیند.
همین معناست که در کلمات حضرت امام خمینی رضواناللهتعالیعلیه نیز با تعابیری بسیار عمیق و روشن تکرار شده است؛ آنجا که میفرمودند: حفظ نظام از اوجب واجبات است. این تعبیر یک جمله عادی نیست. یک منطق عمیق سیاسی، فقهی و تمدنی در پشت آن نهفته است. معنایش این است که اصل نظام اسلامی، اصلیترین بستر تحقق دین در عرصه اجتماعی و سیاسی است و اگر این بستر حفظ نشود، بسیاری از ارزشها و احکام نیز آسیب میبینند.
بر همین اساس، لازم است درباره نسبت مردم با نظام و حاکمیت، بهویژه در شرایط خطیر و بحرانی، دقیقتر بیندیشیم. به نظر میرسد مردم در همه جوامع، سه گونه دلبستگی و وفاداری میتوانند نسبت به نظام سیاسی خود داشته باشند:
نوع نخست، وفاداری به شخص است. در این حالت، محور دلبستگی مردم، یک فرد خاص است؛ خواه پیامبر باشد، خواه امام، خواه رهبر، خواه یک شخصیت برجسته سیاسی. این نوع وفاداری، اگرچه در جای خود طبیعی و حتی لازم است، اما اگر به سطح نهایی وفاداری تبدیل شود، میتواند خطرناک باشد. زیرا اگر آن شخص از دنیا برود، شهید شود یا از صحنه خارج گردد، جامعه ممکن است دچار توقف، سرگردانی یا حتی انحراف شود.
نوع دوم، وفاداری به گرایش، جناح یا شکل خاصی از حکومتداری است. یعنی برای برخی، اصل مسئله این است که دولت یا حاکمیت، دقیقاً با سلیقه فکری، سیاسی یا جناحی آنها منطبق باشد؛ مثلاً چپ یا راست، اصولگرا یا اصلاحطلب، رادیکال یا محافظهکار. در این حالت نیز با نوعی آسیب مواجهیم؛ زیرا اگر صورت مطلوب آنان بر سر کار نباشد، اصل وفاداریشان به نظام متزلزل میشود.
اما نوع سوم، که از همه مهمتر و اصیلتر است، وفاداری به اصل نظام، اصل دین و اصل حاکمیت توحید است. در این سطح، اشخاص محترماند، جریانها مهماند، سلیقهها قابل بحثاند، اما هیچکدام اصالت ندارند. اصالت با حقیقتی است که همه اینها باید در ذیل آن تعریف شوند. این همان منطقی است که آیه شریفه به ما میآموزد؛ همان منطقی که میگوید اگر پیامبر شهید شد، شما نباید به عقب بازگردید، زیرا اصل دین باقی است، اصل راه باقی است و اصل نظام حق باقی است.
تاریخ اسلام نیز سرشار از عبرتهایی در این زمینه است. یکی از مهمترین این عبرتها، مسئله «واقفیه» در تاریخ تشیع است. بخشی از انشعابهایی که در تاریخ شیعه پدید آمد، ناشی از همین بود که عدهای در یک امام متوقف شدند و به امام بعدی منتقل نشدند. دلبستگی آنان از سطح وفاداری به مسیر و حجت الهی، به سطح توقف در یک شخص تنزل پیدا کرد؛ و همین، زمینه انحراف و انشقاق را فراهم کرد.
در تاریخ انقلاب اسلامی نیز ما تجربهای کموبیش مشابه را دیدهایم. پس از ارتحال حضرت امام خمینی رضواناللهتعالیعلیه، اکثریت قاطع ملت و نیروهای مؤمن و انقلابی، با درک درست از منطق نظام، وفاداری خود را به اصل انقلاب و استمرار رهبری منتقل کردند. اما در همان زمان نیز بودند معدود کسانی که در سطح دلبستگی شخصی متوقف ماندند و نتوانستند با همان عمق و بصیرت، این انتقال را درک کنند. هرچند تعدادشان اندک بود، اما همین اندک نیز نشان میدهد که وفاداری به شخص، اگر جای وفاداری به اصل نظام را بگیرد، میتواند زمینه آسیب را فراهم کند.
امروز نیز ما در شرایطی بسیار حساس قرار داریم؛ شرایطی که دشمنان این ملت و این انقلاب، با همه توان، در عرصههای مختلف سیاسی، رسانهای، امنیتی و نظامی وارد میدان شدهاند. ما در یک وضعیت عادی قرار نداریم. جنگی همهجانبه علیه جمهوری اسلامی در جریان است؛ جنگی که فقط در میدان سخت نظامی تعریف نمیشود، بلکه از عرصه ادراک و روایت تا میدان اقتصاد، عملیات روانی، تحریم، ترور و بیثباتسازی را در بر میگیرد.
در چنین شرایطی، مهمترین وظیفه ما این است که وفاداری خود را متوجه اصل نظام، اصل اسلام و اصل حاکمیت الهی کنیم. اگر ما به اصل نظام وفادار بمانیم، فقدان اشخاص- اگر بزرگترین شخصیتها باشند- نخواهد توانست این مسیر را متوقف کند. اگر وفاداری ما به توحید، اسلام، انقلاب و حاکمیت حق باشد، حوادث سنگین نیز نمیتوانند این ملت را از راه خود بازگردانند.
برای فهم بهتر این معنا، کافی است نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی بیندازیم. این انقلاب در طول بیش از چهار دهه، بارها در معرض تهدیدهای بزرگ قرار گرفته است؛ تهدیدهایی که اگر بر هر کشور دیگری وارد میشد، چهبسا آن کشور را از پا درمیآورد. جنگ تحمیلی هشتساله، تحریمهای گسترده، طراحیهای پیچیده امنیتی، آشوبهای سازمانیافته، کودتاها، ترورها و عملیاتهای سنگین رسانهای، هر یک برای فروپاشی یک نظام سیاسی کافی بود. اما این انقلاب باقی ماند، رشد کرد، ریشه دواند و به مرحلهای رسید که امروز به یک قدرت تعیینکننده منطقهای و جهانی تبدیل شده است.
این بقا و استمرار، صرفاً با محاسبات مادی قابل توضیح نیست. بیتردید امداد الهی، عنایت الهی و نصرت خداوند در حفظ این انقلاب نقش اساسی داشته است. وقتی امام راحل میفرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد، این فقط یک تعبیر احساسی نبود؛ بلکه بیان یک حقیقت بود. در منطق توحیدی، پیروزی نهایی محصول جمع میان مجاهدت انسان و نصرت الهی است. همان خدایی که در جنگ بدر، مسلمانان اندک را بر سپاه مجهز دشمن پیروز کرد، همان خدایی که در طبس با طوفان شن، نقشه دشمن را در هم شکست، همان خدایی که در مقاطع مختلف، این ملت را از گردنههای سخت عبور داد، امروز نیز قادر است و خواهد توانست این انقلاب را حفظ کند.
امام راحل عظیمالشأن ما فرمود این انقلاب مقدمه ظهور است این انقلاب باید به ظهور ختم بشود و امیدوار هستیم که همین دعای مستجاب امام در حق ما اتفاق بیفتد.
امروز اقتدار انقلاب اسلامی شهره جهان شدهاست. همه در این شرایط جنگی دارند از اقتدار انقلاب اسلامی صحبت میکنند که در مقابل ابر قدرت ها، در مقابل ناتویی که پشت اسرائیل ایستاده، در مقابل کشورهای منطقه و مزدوری که از آنها حمایت میکنند یکه و تنها ایستاده است و قدرتمندانه دارد مسیر اقتدارش را طی میکند.
اما باید به این نکته نیز توجه کنیم که نصرت الهی، بدون شرط نیست. قرآن کریم میفرماید: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری خواهد کرد و قدمهایتان را استوار خواهد ساخت.
یعنی امداد الهی در جایی نازل میشود که مردم در میدان باشند، نخبگان مسئولیتپذیر باشند، خواص دچار تردید نشوند، جامعه در برابر دشمن سست نگردد، و اهل ایمان از صحنه کنار نکشند. خداوند، ملتهای بیتفاوت و بیمسئولیت را به پیروزی نمیرساند؛ خداوند مردمی را یاری میکند که خود اهل قیام، مقاومت، صبر، بصیرت و ایستادگی باشند.
در این سالها، ما بارها آثار این نصرت را دیدهایم. در ماجرای طبس، در کودتای نوژه، در دفاع مقدس، در عبور از بحرانهای امنیتی، در مقابله با تروریسم منطقهای، و در صیانت از اصل نظام در فتنهها و آشوبهای داخلی، دست قدرت الهی آشکار بوده است. این همان حقیقتی است که امام راحل و پس از ایشان، مقام معظم رهبری بارها به آن تذکر دادهاند: انقلاب اسلامی، فقط یک پدیده سیاسی نیست؛ یک ودیعه الهی، یک موهبت ربانی و یک امانت تاریخی است که باید حفظ شود.
بنابراین حفظ اسلام مشروط به این است که ملت پای کار بایستد. بحمدالله ملت در سرتاسر کشور برای حفظ اسلام حفظ انقلاب و برای بیعت با ولایت و ولایت بعد از مقام معظم رهبری در خیابانها حضور دارند و در صحنه هستند و فریاد انتقام سر میدهند. این عنایت الهی است.
خداوند در این شرایط ایمان های خفته و به تعبیر سیاسیون ایمانهای خاکستری را امروز به میدان آورده است. همه ملت پای کار هستند. بسیاری از افراد که خیلی انقلابی نبودند و خیلی با مرام رهبری همدلی نداشتند امروز دارند اشک میریزند. امروز متوجه شدهاند که مقام معظم رهبری به عنوان انقلابیترین و ملیگراترین فرد در کشور تا آخرین لحظه پای کار بودند و بر خلاف اینکه مدت ها تبلیغ میکردند که رهبری رفته به پناهگاه و یا به روسیه فرار کرده در دفتر کارشان شهید شدند و تا آخر پای ایران ایستادند.
امداد الهی و دست قدرتمند الهی پشت سر این انقلاب است و شرایط را فراهم میکند که کشور به پیش برود. مقام معظم رهبری امام الشهدای انقلاب با بیش از 60 سال تلاش و کوشش و مجاهدت و زندان و مبارزه و پذیرش انواع مسئولیتهای مختلف در انقلاب آرزو داشت شهید بشود و نگران بود تا مبادا از کاروان شهادت عقب بماند و با تصادف و یا با مرگ طبیعی از دنیا برود. خب ایشان به آرزویش رسید. اگر چه ما ضرر کردیم، اگر چه انقلاب ضرر کرد اما اراده الهی این است که خداوند این انقلاب را بدون امام بدون رهبر رها نخواهد کرد. همان طور که همه ما نگران بودیم وقتی امام راحل از دنیا برود این انقلاب چه خواهد شد؟ چه اتفاقی خواهد افتاد؟ خب، انقلاب بعد از امام باقی ماند. رهبر شهید بعد از امام راحل 37 سال انقلاب را از میان طوفانهای سهمگین انقلاب عبور دادند و به جایی رساندند که امروز دیگر کسی جرأت نمیکند با انقلاب به راحتی طرف بشود. امروز اسرائیل به تنهایی جرأت نمیکند تیری به سمت انقلاب بیندازد بلکه باید آمریکا و ناتو و اروپا را با خودش همراه بکند. بخاطر اینکه انقلاب قوی و تنومند شدهاست و این از برکات رهبری، امام و شهدا است. انشالله چنانچه ما از این جنگ سربلند بیرون آییم، قویتر خواهیم شد و استقلال و قوت و قدرت کشور حتما تضمین خواهد شد به اراده الهی قطعاً وضعیت اقتصادی بهتر از این در انتظار ماست. بنابراین میتوان گفت که این انقلاب ماندنی است و انشالله به دست صاحب اصلیاش سپرده خواهد شد.
فیلم کامل این گفتگو را از اینجا مشاهده فرمایید.
انتهای پیام/