سیزده‌بدر تبریز؛ شادی زیر پرچم، پاسخ مردم به تهدیدها

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، سیزده‌بدر، آیینی ریشه‌دار در فرهنگ ایرانی است؛ روزی برای آشتی با طبیعت، رها کردن گره‌ها و تازه‌کردن امید. امسال اما این آیین، در دل فضایی برگزار شد که بیرون از مرزها تلاش می‌شد تصویری متفاوت از ایران ترسیم شود؛ تصویری آمیخته با اضطراب و ناامنی. با این حال، آن‌چه در میدان واقعی زندگی مردم دیده شد، روایتی دیگر بود؛ آرام، جاری و بی‌اعتنا به هیاهو.

در سیزدهم فروردین، شهر تبریز حال‌وهوای بهاری خود را با حضور گسترده خانواده‌ها در پارک‌ها و تفرجگاه‌ها بازیافت. «باغ شمال» پارک باغ شمال و دیگر فضاهای سبز شهر، مملو از مردمی بود که به رسم هر سال، برای گذراندن روز طبیعت، راهی دل سبزه‌ها شده بودند.

در میان این حضور گسترده، آن‌چه بیش از همه به چشم می‌آمد، پرچم‌هایی بود که در کنار سفره‌های ساده خانوادگی برافراشته شده بود؛ نشانه‌ای از پیوندی معنادار میان «زندگی روزمره» و «هویت جمعی». خانواده‌ها، کودکان، سالمندان و جوانان، هر یک به شکلی، این روز را به فرصتی برای باهم‌بودن و بازآفرینی حس تعلق تبدیل کرده بودند.

یکی از شهروندان، در حالی که کنار خانواده‌اش نشسته بود، با لحنی شاعرانه گفت: بخوانم از وطن که خانه من است، شکر خدا خانه‌به‌دوش نیستم. جمله‌ای که در میان خنده‌های اطرافیانش، به نوعی بازتاب احساس مشترک بسیاری از حاضران بود.

جوان دیگری در میان جمع، با صراحت بیشتری صحبت می‌کند: آمدیم که نشان بدهیم هم نمی‌ترسیم، هم زندگی‌ می‌کنیم؛ سیزده‌بدر است و باید خوش بگذرد.

در کنار او، چند کودک با پرچم‌های کوچک در دست، از «حال خوب امروز» می‌گفتند؛ بی‌واسطه، ساده و صادق.

در گوشه‌ای دیگر، مردی جوان که در حال کشیدن قلیان بود، با نگاهی کنایه‌آمیز جمله‌ای گفت که مورد توجه اطرافیان قرار گرفت: نتوانستید سیزده‌بدر را از ما بگیرید، خاموشش هم نمی‌توانید بکنید. جمله‌ای کوتاه، اما حامل معنایی فراتر از یک گفت‌وگوی معمولی.

گزارش میدانی نشان می‌دهد که فضای عمومی شهر، برخلاف آن‌چه در برخی روایت‌های بیرونی القا می‌شود، سرشار از آرامش، نشاط و تداوم زندگی روزمره بود. خانواده‌ها بدون توجه به فضای رسانه‌ای، برنامه‌های خود را اجرا کردند؛ سبزه‌ها گره زده شد، غذاها تقسیم شد، خنده‌ها بلند شد و طبیعت، بار دیگر میزبان آیینی قدیمی شد.

سیزده‌بدر امسال در تبریز، صرفاً یک سنت تقویمی نبود؛ نمایشی زنده از انتخابی جمعی بود: انتخاب «زندگی کردن» در برابر «ترسیدن». مردمی که به‌جای واکنش به تصویرسازی‌های بیرونی، روایت خود را ساختند؛ روایتی که در آن، پرچم کنار سفره قرار می‌گیرد و شادی، به زبان بی‌واسطه ایستادگی تبدیل می‌شود.

در نهایت، آن‌چه در این روز ثبت شد، نه فقط خاطره یک پیک‌نیک خانوادگی، بلکه نشانه‌ای از پویایی جامعه‌ای بود که مسیر خود را در دل زندگی روزمره ادامه می‌دهد؛ آرام، اما معنادار.

انتهای پیام/