تحلیل 12 بندی مؤلفه‌های شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل درتقابل با ایران

حمزه علی پور پژوهشگر و مدرس دانشگاه و دبیر دپارتمان غرب آسیا در اندیشکده روابط بین الملل در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم در خصوص تحلیل شرایط جنگ رمضان و مولفه‌های شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل در تقابل با ایران گفت: آنچه در ماه‌های اخیر در عرصه منطقه و فراتر از آن رخ داده، نه یک وقفه تاکتیکی، بلکه نشانه‌هایی از یک شکست راهبردی در محور غربی–صهیونیستی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است. این شکست، خاستگاهی چندلایه دارد که فراتر از میدان نبرد، به عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز کشیده شده است.

1. شکست در بازدارندگی نظامی: پاسخ کوبنده موشکی ایران

وی با تاکید بر اینکه عملیات موشکی ایران (مانند عملیات وعده صادق) معادلات سنتی بازدارندگی را بر هم زد، خاطرنشان کرد: این اقدام نشان داد که ایران نه تنها توان عبور از خطوط قرمز دشمن را دارد، بلکه می‌تواند با دقت و قدرت، ضرباتی را وارد کند که محاسبات راهبردی طرف مقابل را برای همیشه تغییر دهد. نمایش این قدرت، برتری سامانه‌های پدافندی ادعایی آمریکا و اسرائیل را زیر سؤال برد و ثابت کرد که امنیت مطلق برای رژیم صهیونیستی یک توهم بیش نیست.

2. شکاف در ائتلاف غربی: همراهی نکردن اروپا و ناتو

علی پور ضمن یادآوری این نکته که برخلاف گذشته که آمریکا می‌توانست پشت سر خود اجماع اروپا و ساختار نظامی ناتو را ببیند، این بار اختلافات راهبردی عمیقی پدیدار شد، تصریح کرد: مخالفت اروپا با تشدید تنش و خودداری ناتو از تبدیل شدن به ابزار جنگ‌افروزی واشنگتن، نشان‌دهنده افول هژمونی آمریکا در متقاعد کردن متحدان سنتی برای همراهی در ماجراجویی‌های جدید است. این انزوای دیپلماتیک، ضربه مهمی به روایت “جهان در مقابل ایران” وارد کرد.

3. شکست پروژه «ناتو عربی» و ترس راهبردی در خلیج فارس

این استاد دانشگاه مولفه سوم شکست آمریکا و اسرائیل را شکست پروژه ناتو عربی دانست و افزود: کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که آمریکا روی آن‌ها برای تشکیل جبهه‌ای علیه ایران حساب باز کرده بود، با محاسبه دقیق منافع ملی، از ورود به این ماجرا خودداری کردند. ترس از شعله‌ور شدن آتش جنگی که دامن‌گیر ثبات اقتصادی و امنیتی آن‌ها شود، و همچنین درک این واقعیت که ایران قدرت فرامنطقه‌ای غیرقابل انکاری است، باعث شد این کشورها فاصله خود را از استراتژی‌های تقابلی ترامپ حفظ کنند.

4. تناقضات داخلی در جبهه مقابل: از جامعه مدنی اسرائیل تا اقتصاد آمریکا

دبیر دپارتمان غرب آسیا در اندیشکده روابط بین الملل در ادامه سخنان خود گفت: در داخل اسرائیل، شکاف عمیق اجتماعی و اعتراضات گسترده علیه کابینه راست‌گرا، وحدت داخلی لازم برای تحمل یک جنگ تمام‌عیار را از بین برد. جامعه مدنی اسرائیل که هزینه‌های جنگ را مستقیماً بر دوش می‌کشد، همراهی پایداری با ماجراجویی‌های نتانیاهو نشان نداد. هم‌زمان، تحریم‌های حداکثر فشاری ترامپ با شکست اقتصادی مواجه شد و ضررهای سنگین ناشی از تنش‌های منطقه‌ای بر بودجه نظامی و هزینه‌های لجستیک آمریکا، صرفه اقتصادی این تقابل را برای واشنگتن به چالش کشید.

5. اتحاد داخلی در ایران: تقویت سرمایه اجتماعی در بحران

وی یکی از شگفتی‌سازترین مؤلفه‌ها برای تحلیلگران غربی را، تبدیل تهدید خارجی به فرصتی برای اتحاد ملی در ایران عنوان کرد و افزود: برخلاف سناریوپردازی‌های مکرر درباره «جامعه مدنی در مقابل حاکمیت»، حملات و تهدیدات خارجی موجب شد تا وفاقی فراجناحی در حمایت از امنیت ملی شکل بگیرد. همراهی بدنه اجتماعی با تصمیمات راهبردی نظام، یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های نامشهودی بود که معادلات دشمن را بر هم زد.

6. پیامدها: تثبیت معادلات جدید

علی‌پور خاطرنشان کرد: نتیجه این عوامل، تغییر مرزهای راهبردی منطقه است. آمریکا و اسرائیل دریافتند که ابزارهای «تهدید نظامی» و «تحریم اقتصادی» کارایی پیشین خود را از دست داده‌اند. از سویی، افشای دروغ‌های مکرر مقامات آمریکایی درباره توانمندی‌های ایران و تهدیدات قریب‌الوقوع، اعتبار سیاسی ترامپ و تیمش را در عرصه بین‌المللی کاهش داد.

وی ادامه داد: در نهایت، ایران با تکیه بر قدرت نظامی بازدارنده، انسجام داخلی و بهره‌گیری از شکاف‌های ژئوپلیتیکی رقبا، موفق شد موازنه قدرت را به نفع خود بازتعریف کند و استراتژی دشمن را به شکستی چندبعدی

7. افول اهرم فشار اقتصادی: شکست پروژه «تحریم‌های حداکثری»

این پژوهشگر سیاسی با اشاره به اینکه استراتژی ترامپ برای فروپاشی اقتصادی ایران از طریق فشار حداکثری، نه تنها به هدف خود نرسید، بلکه اثر معکوس داشت، گفت: ایران توانست با اتکا به اقتصاد مقاومتی، تنوع‌بخشی به شرکای تجاری (به ویژه همسایگان و قدرت‌های شرق) و بی‌اثر کردن تحریم‌های نفتی و مالی، نشان دهد که اقتصادش از انعطاف‌پذیری فراتر از پیش‌بینی‌های غرب برخوردار است. شکست این پروژه، بزرگ‌ترین برگ برنده آمریکا در معادله فشار علیه ایران را بی‌اعتبار کرد.

8. تغییر افکار عمومی جهان: از انزوای ایران به انزوای آمریکا و اسرائیل

این مدرس دانشگاه ادامه داد: در حالی که روایت‌پردازی رسانه‌های غربی برای نمایش ایران به عنوان «تهدید جهانی» طراحی شده بود، واقعیات میدانی و رفتارهای غیرانسانی رژیم صهیونیستی در غزه و منطقه، افکار عمومی جهان را به سمتی سوق داد که آمریکا و اسرائیل در جایگاه متجاوز و ناقض حقوق بین‌الملل قرار گیرند. موج اعتراضات در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا، محکومیت‌های حقوق بشری و انزوای سیاسی تل‌آویو در مجامع بین‌المللی، سرمایه نمادین جبهه مقابل را به شدت کاهش داد.

9. ناکامی در جنگ ترکیبی و پروژه‌های نفوذ

دبیر دپارتمان غرب آسیا در اندیشکده روابط بین الملل ضمن تاکید بر اینکه یکی از ابعاد مهم شکست آمریکا و اسرائیل، ناتوانی در پیشبرد «جنگ ترکیبی» شامل عملیات‌های خرابکارانه، ترور، نفوذ سایبری و تحریک ناآرامی‌های داخلی بود، افزود: عملیات‌هایی نظیر ترور سردار سلیمانی یا دانشمندان هسته‌ای، نه تنها ایران را تضعیف نکرد، بلکه باعث همبستگی ملی، بازطراحی راهبردهای امنیتی و افزایش عمق راهبردی ایران در منطقه شد. همچنین، تلاش برای راه‌اندازی ناآرامی‌های داخلی در ایران با واکنش سریع امنیتی و هوشیاری اجتماعی روبه‌رو شد و به نتیجه نرسید.

10. هوشمندی کشورهای منطقه در عبور از تقابل صفر و جمع

وی اظهار داشت: کشورهای منطقه، به ویژه همسایگان جنوبی ایران، به این جمع‌بندی رسیدند که تنش‌افزایی به نفع ثبات و توسعه آن‌ها نیست. از این رو، ابتکارات دیپلماتیک نظیر عادی‌سازی روابط ایران با عربستان و همکاری‌های اقتصادی با امارات و قطر، درست در اوج فشارهای آمریکا کلید خورد. این حرکت، نشان‌دهنده شکست پروژه «ایران‌هراسی» و تغییر رویکرد منطقه از تقابل به تعامل با قدرت مسلط ژئوپلیتیک منطقه یعنی ایران بود.

11. فناوری‌های بومی و نوآوری نظامی: خنثی‌سازی برتری فنی غرب

علی‌پور همچنین بیان داشت: توسعه موشک‌های هایپرسونیک، پهپادهای پیشرفته و سامانه‌های پدافندی بومی در ایران، معادله‌ای را رقم زد که در آن فاصله فناورانه غرب و ایران به حدی کاهش یافته که برتری نظامی متجاوزان را بی‌اثر کرده است. نمایش توانمندی در خنثی‌سازی پیچیده‌ترین سامانه‌های الکترونیکی و رهگیری اهداف هوایی، نشان داد که بازدارندگی ایران به سطحی رسیده که هرگونه محاسبه نظامی را برای دشمن پرهزینه و نامطمئن می‌سازد.

12. شکست راهبردی در لایه دیپلماتیک: ابتکار عمل با ایران

این استاد دانشگاه  در خصوص سطح دیپلماتیک جنگ نیز گفت: ایران موفق شد ابتکار عمل را از آمریکا برباید. پیوستن به پیمان‌های منطقه‌ای مانند شانگهای و بریکس، تقویت همکاری‌های راهبردی با روسیه و چین، و پیگیری سیاست همسایگی محور، دیوار تحریم و انزوای بین‌المللی را فرو ریخت. این در حالی بود که آمریکا حتی در میان متحدان سنتی خود، متقاعدی برای همراهی با گزینه نظامی علیه ایران پیدا نکرد.

وی افزود: این تحولات نشان می‌دهد که نظم منطقه‌ای در حال عبور از دوره یک‌قطبی و گذار به ساختاری است که در آن قدرت‌های منطقه‌ای با مختصات بومی، نقش تعیین‌کننده‌تری ایفا می‌کنند.

دبیر دپارتمان غرب آسیا در اندیشکده روابط بین الملل بیان داشت: مجموعه آنچه در این دوره رخ داد، نه یک شکست تاکتیکی، بلکه افول یک پارادایم بود. پارادایمی که بر پایه «زورگویی نظامی»، «فشار حداکثری» و «تغییر رفتار از طریق تهدید» استوار بود. ایران با تلفیقی از قدرت سخت، دیپلماسی فعال، انسجام اجتماعی و بهره‌گیری از تحولات ساختاری نظام بین‌الملل، نشان داد که معادلات جدید منطقه بدون نقش‌آفرینی و احترام به منافع آن تعریف نخواهد شد.

وی در پایان گفت: این واقعیت جدید، سقف آرزوهای راهبردی آمریکا و اسرائیل را برای دهه‌های آینده محدود کرده و نظم منطقه‌ای را وارد مرحله تازه‌ای از موازنه هوشمندانه قدرت کرده است.

انتهای پیام/