اسرائیل با چشم در برابر چشم مهار نمی‌شود

گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم (روز 34 - گزارش شماره 205)

در روزهای ابتدایی جنگ 12 روزه، اسرائیل برخی زیرساخت‌های گازی ایران در بوشهر—از جمله تأسیسات مرتبط با فجر جم و یکی از فازهای پارس جنوبی—را هدف قرار داد. واکنش ایران نیز در فاصله‌ای کوتاه، با حمله به پالایشگاه حیفا صورت گرفت؛ حمله‌ای که اگرچه به تخریب کامل مجموعه منجر نشد، اما با هدف‌گیری نقاط کلیدی، عملاً آن را از مدار عملیاتی خارج کرد. در چنین تأسیساتی، نابودی کامل یک مجموعه گسترده ضرورت ندارد؛ هدف‌گیری دقیق بخش‌های حیاتی، مانند مراکز کنترل و گره‌های عملیاتی، می‌تواند همان اثر را با هزینه و زمان کمتر ایجاد کند.

از منظر مقایسه‌ای، میزان آسیب واردشده به توان تولید گاز ایران در آن حملات بسیار محدود بود—کمتر از چند درصد—زیرا ساختار این صنعت به‌صورت چندلایه و دارای ظرفیت‌های جایگزین است. در مقابل، حمله متقابل به حیفا، به‌دلیل تمرکز و اهمیت آن در زنجیره انرژی اسرائیل، اثرگذاری به‌مراتب گسترده‌تری بر جای گذاشت و بخش قابل‌توجهی از ظرفیت عملیاتی آن را مختل کرد.

نکته مهم در این تجربه، تفاوت «ساختار آسیب‌پذیری» در دو طرف است: از یک‌سو، پراکندگی و تعدد تأسیسات می‌تواند تاب‌آوری ایجاد کند؛ و از سوی دیگر، تمرکز در برخی زیرساخت‌ها، آن‌ها را به اهدافی با اثرگذاری بالا تبدیل می‌کند. به همین دلیل، حتی حملات محدود اما دقیق، می‌توانند پیامدهایی فراتر از انتظار به‌همراه داشته باشند.

بر این اساس، در تحلیل چنین تقابل‌هایی، صرفاً حجم حمله تعیین‌کننده نیست، بلکه «نقطه‌زنی» و انتخاب اهداف کلیدی است که میزان اثرگذاری را مشخص می‌کند. تجربه مذکور نشان می‌دهد که در صورت تمرکز بر گلوگاه‌های عملیاتی، می‌توان با حداقل ابزار، حداکثر اختلال را در عملکرد زیرساختی ایجاد کرد؛ رویکردی که در معادلات تقابلی، وزن و اهمیت بالایی دارد.

اگر ضربه سنگین به اسرائیلی‌ها بزنی کاملا متوقف خواهد کرد ولی اگر ضربه محدود باشه کوچک باشد،‌نه. حتی من میگویم باید چشم در برابر چشم نباشد بلکه چشم در برابر سر باشد. یعنی اگر او به چشم حمله کرد باید ضربه انقدر کاری باشد که او کامل متوقف شود و به قول معروف ترمزش کشیده شود.

 

انتهای پیام/