چگونه افسار اسرائیل را مهار کنیم؟ تنش را باید چند پله بالا ببریم

گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم (روز 34 - گزارش شماره 202)

در بررسی الگوهای رفتاری اسرائیل در جنگ‌های مختلف، به‌ویژه در مواجهه با بحران‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای، یک نکته قابل‌توجه به چشم می‌خورد: اسرائیل معمولاً در شرایطی تن به عقب‌نشینی یا کاهش تنش می‌دهد که با سطحی از تشدید تنش از سوی طرف مقابل مواجه شود. به بیان دیگر، هرگاه طرف مقابل در چارچوب «موازنه متقابل» عمل کرده—یعنی در برابر هر اقدام، پاسخی هم‌سطح یا قابل پیش‌بینی ارائه داده—اسرائیل غالباً یک گام فراتر رفته و سطح تنش را افزایش داده است.

در مقابل، نمونه‌هایی مانند جنگ 33 روزه نشان می‌دهد که زمانی اسرائیل به کاهش تنش رضایت داده که با طرفی مواجه شده که خود به‌طور فعال مسیر تشدید تنش را دنبال کرده و ابتکار عمل را در دست گرفته است. در چنین شرایطی، ادامه درگیری برای اسرائیل پرهزینه‌تر شده و به‌سمت مهار بحران حرکت کرده است.

با تعمیم این الگو به وضعیت کنونی، به‌نظر می‌رسد که در مقاطعی، اتخاذ رویکردی فراتر از محاسبات متعارف طرف مقابل، توانسته معادلات اولیه را برهم بزند. در آغاز این جنگ نیز، واکنش سریع و خارج از برآوردهای اولیه، موجب شد بخشی از محاسبات آمریکا و اسرائیل با چالش مواجه شود. اظهارات اخیر برخی مقامات، از جمله تلاش برای جلب حمایت دیگر کشورها یا تغییر روایت‌ها، نشانه‌ای از همین وضعیت ارزیابی می‌شود.

در این چارچوب، استدلالی که مطرح می‌شود آن است که اگر رفتار یک طرف کاملاً قابل پیش‌بینی و در چارچوب محاسبات طرف مقابل باشد، انگیزه برای ادامه یا حتی تشدید تنش از سوی طرف مقابل کاهش نمی‌یابد. در مقابل، اقداماتی که فراتر از پیش‌بینی‌ها باشد، می‌تواند محاسبات را مختل کرده و هزینه‌های تصمیم‌گیری را افزایش دهد.

بر این اساس، برخی تحلیل‌ها بر ضرورت بازتنظیم این راهبرد تأکید دارند؛ به این معنا که حفظ ابتکار عمل و جلوگیری از قرار گرفتن در موقعیت واکنشیِ قابل پیش‌بینی، می‌تواند در تغییر معادلات نقش‌آفرین باشد. به‌ویژه آن‌که از منظر این تحلیل، ابزارها و ظرفیت‌های لازم برای اعمال چنین رویکردی نیز در اختیار قرار دارد و می‌تواند در صورت به‌کارگیری، مانع از تثبیت محاسبات طرف مقابل و اعمال فشار یک‌جانبه شود.

 

 

انتهای پیام/