شکست آمریکا در هرمز؛ باج‌خواهی ترامپ از ناتو برای مقابله با ایران

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، «محمدعلی گولر» روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل بین‌الملل در ترکیه‌، در یادداشتی که در روزنامه «جمهوریت» منتشر شده است، به بررسی تهدیدات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر خروج از پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و ارتباط پنهان آن با شکست‌های راهبردی واشنگتن در تقابل با ایران پرداخته است.

وی در این گزارش تحلیلی تاکید می‌کند که استیصال ائتلاف غربی-صهیونیستی در خلیج فارس، کاخ سفید را به باج‌گیری از متحدان خود وادار کرده است؛ تقلایی که در نهایت به افول هژمونی آمریکا و ظهور نظم نوین جهانی ختم خواهد شد.

خروج از ناتو؛ بلوف سیاسی یا فرصتی برای جهان آزاد؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، که پیش از این ائتلاف نظامی ناتو را به یک «ببر کاغذی» تشبیه کرده بود، اخیراً پیام‌های تهدیدآمیز جدیدی ارسال کرده و مدعی شده است: «به خروج آمریکا از ناتو فکر می‌کنم.»

از منظر ژئوپلیتیک، خروج آمریکا از این ائتلاف نظامی و در پی آن، فروپاشی و انحلال کامل ناتو و پیوستن آن به زباله‌دان تاریخ، بدون شک به نفع تمامی ملت‌های جهان و به ویژه کشورهای در حال توسعه در جبهه «جنوب جهانی» خواهد بود. فراتر از آن، پایان کار ناتو بیش از هر کشور دیگری، منافع ملی ترکیه (به عنوان یکی از اعضای این پیمان) را تامین خواهد کرد.

با نابودی این ائتلاف، ترکیه سرانجام از یک پارادوکس تاریخی و تلخ رهایی خواهد یافت: «این پارادوکس که با وجود عضویت در ناتو، همواره سیبل توطئه‌ها و هدف حملات پنهان و آشکار سایر کشورهای عضو ناتو قرار داشته است!»

انزوای واشنگتن و نهِ قاطع متحدان به باج‌خواهی ترامپ

نویسنده روزنامه جمهوریت در ادامه به تحلیل انگیزه‌های پنهان این تهدید پرداخته و می‌افزاید: اینکه آیا خروج آمریکا از ناتو واقعاً امکان‌پذیر است یا خیر، بحث و مقوله کاملاً جداگانه‌ای است. هواداری از ناتو برای سردمداران غربی یک مسئله ساختاری و سیستمی است. خروج از این پیمان، چه برای آمریکا و چه برای سایر اعضا، به معنای آغاز یک درگیری و تنش داخلی بسیار بزرگ خواهد بود.

واقعیت این است که بحث «خروج از ناتو» که امروز توسط کاخ سفید مطرح و داغ شده است، بیش از آنکه یک تصمیم واقعی و عملیاتی برای ترک این ائتلاف باشد، تلاشی مذبوحانه برای پیوند زدن و ادغام ناتو در استراتژی‌های شکست‌خورده آمریکا علیه ایران است. بنابراین، این تهدید در تحلیل نهایی، چیزی جز یک «باج‌خواهی عریان» نیست.

این یک باج‌خواهی است، زیرا اعضای ناتو تا به امروز به درخواست‌های مکرر و روزمره ترامپ و سایر مقامات ارشد آمریکایی برای «حمایت و همراهی» در جنگ علیه ایران، پاسخ منفی داده و آن را به شدت رد کرده‌اند.

کار به جایی رسیده است که حتی برخی از کشورهای عضو ناتو، حریم هوایی خود را به روی جنگنده‌های آمریکایی بسته و اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی خود را به واشنگتن نمی‌دهند. تهدید ترامپ مبنی بر اینکه «من از ناتو خارج می‌شوم»، در واقع یک اهرم فشار و باج‌گیری برای مجبور کردن کشورهای عضو ناتو به حمایت از ائتلاف شوم آمریکا و رژیم اسرائیل است.

تغییر فاز اهداف؛ از توهم تغییر نظام تا التماس برای بازگشایی هرمز

آنچه ترامپ را به استفاده از این حربه باج‌گیرانه و التماس به متحدانش مجبور کرده، مقاومت قاطع، مؤثر و کوبنده ایران است. در میدان عمل به وضوح ثابت شد که آمریکا و رژیم صهیونیستی قادر نیستند «به تنهایی» ایران را شکست دهند. آن‌ها در حالی که با توهمی خام تصور می‌کردند در عرض چند روز می‌توانند نظام را در ایران تغییر دهند، اکنون درگیر یک بحران عظیم و فلج‌کننده شده‌اند و تنها تلاششان این است که بتوانند تنگه راهبردی هرمز را باز نگه دارند.

اما حقیقت این است که از عهده همین کار نیز برنمی‌آیند! نیروی دریایی پرادعای آمریکا که همواره به آن می‌بالیدند، اکنون توانایی بازگشایی تنگه هرمز را ندارد؛ تنگه‌ای که توسط ایران به روی شناورهای متجاوز آمریکایی و کشتی‌های مرتبط با آن‌ها بسته شده است. در این مرحله حساس و فرسایشی از جنگ، یافتن متحد و شریک جرم، برای ترامپ به یک مسئله حیاتی و بحرانی تبدیل شده است.

استیصال کاخ سفید به حدی رسیده است که ترامپ اکنون با عقب‌نشینی آشکار می‌گوید: «تنگه هرمز مشکل من نیست.» او حتی پا را فراتر گذاشته و با درماندگی ادعا می‌کند: «هر کشوری که به نفت آن منطقه نیاز دارد، خودش برود و مسیر را باز کند!»

تنگه هرمز؛ شاهراه دلارزدایی و فروپاشی پترودلار

محمد علی گولر با رد این ادعای ترامپ تاکید می‌کند: البته که این حرف ترامپ یک دروغ بزرگ است. تنگه هرمز اتفاقاً مشکل اصلی آمریکاست، و آن هم مشکلی بسیار بزرگ و لاینحل! زیرا تنگه هرمز تنها یک آبراه ساده نیست که 20 درصد از کل نفت و گاز جهان از آن عبور کند؛ بلکه امروز به نقطه عطفی تبدیل شده که تجارت نفت و گاز در آن، با ارزهایی غیر از دلار آمریکا انجام می‌پذیرد.

علاوه بر این، تنگه هرمز از اهمیت حیاتی و راهبردی در کلان‌پروژه «کمربند و جاده» که توسط چین رهبری می‌شود، برخوردار است. پروژه کمربند و جاده در عمل، مسیر روشن و قطعی «دلارزدایی» در اقتصاد جهانی است. این مسیر، راهی برای خروج از چنبره دلار و انجام مبادلات تجاری با استفاده از ارزهای ملی است. بنابراین، تنگه هرمز از منظر تجارت جهانی، «تنگه دلارزدایی» و نماد استقلال اقتصادی کشورهای مستقل به شمار می‌رود.

دقیقاً به همین دلیل است که حمله آمریکا به ایران، در واقع یک قمار بزرگ و جنگی تمام‌عیار برای «نجات سیستم پترودلار» است. واشنگتن به خوبی می‌داند که روند خروج از هژمونی دلار در بسیاری از کریدورهای پروژه کمربند و جاده، از جمله در منطقه استراتژیک تنگه هرمز، با قدرت در حال پیشروی است.

شنیده شدن صدای پای نظم نوین جهانی

تحلیلگر روزنامه جمهوریت ترکیه در پایان گزارش خود با اشاره به شکست استراتژی‌های غرب نتیجه‌گیری می‌کند: آنچه در صحنه بین‌الملل مشاهده می‌شود این است که حتی باج‌خواهی‌های ترامپ نیز برای ایجاد یک بازی جدید و همراه کردن سایرین کفایت نکرده است. ترامپ در آخرین اظهارات مستأصلانه خود گفته است: «ما از ایران (منطقه) خارج خواهیم شد. زیرا دلیلی برای ادامه این وضعیت نداریم.»

بی‌شک دلایل بسیاری برای ماندن آن‌ها وجود دارد، اما این سخنان در تحلیل نهایی، تنها یک باج‌خواهی دیگر است؛ آن هم از روی درماندگی مطلق! با نگاهی به این اظهارات ترامپ می‌توان به عمق استیصال واشنگتن پی برد، آنجا که می‌گوید: «ما به زودی از آنجا می‌رویم و اگر فرانسه یا هر کشور دیگری می‌خواهد نفت و گاز بخرد، باید از تنگه هرمز عبور کند و خودش گلیمش را از آب بیرون بکشد... هیچ ربطی به ما ندارد و نخواهد داشت. این کشورها و چین باید کشتی‌های زیبای خود را پر کنند و خودشان مراقب خودشان باشند. هیچ دلیلی ندارد که ما این کار را برای آن‌ها انجام دهیم.»

این دست و پا زدن‌ها و عقب‌نشینی‌های کلامی، با وجود تمام فراز و نشیب‌هایش، نشانگر یک مسیر کلی و غیرقابل بازگشت است: هژمونی آمریکا به شدت رو به زوال و تضعیف است و جهان شاهد پایه‌گذاری یک نظم نوین و مستقل است.

انتهای پیام/