سیویک شب ایستادگی؛ روایت گردهمایی اقتدار بزرگ مردم شاهرود
- اخبار استانها
- اخبار سمنان
- 13 فروردين 1405 - 08:04
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شاهرود، میدان امام خمینی(ره) شاهرود امشب چهره دیگری داشت؛ خیابانها پر شده بود از قدمهایی که آرام نمیگرفت و مردمی که با انگیزهای مشترک آمده بودند تا سیویکمین شب ایستادگی خود را کنار یکدیگر ثبت کنند. نور تلفنهای همراه، پرچمهای کوچک ایران در دست کودکان و همهمه آرام جمعیت، شب شهر را به صحنهای کمنظیر تبدیل کرده بود.
در میان ازدحام، خانوادهها با کودکان خردسال، سالمندان ، جوانان و نوجوانانی که پرهیجان در اطراف میدان رفتوآمد میکردند، تصویری گسترده از همبستگی اجتماعی را به نمایش گذاشته بودند.
حضور نسل جدید پررنگتر از همیشه به چشم میآمد؛ نسلی که با انرژی و صدا و تکان دادن پرچم مقدس ایران، فضای مراسم را زنده نگه میداشت.
صدای گامها روی سنگفرش میدان با موسیقی و نوای بلندگوها در هم میآمیخت و هالهای از احساسات جمعی را شکل میداد؛ احساسی که هم آرام بود و هم پرشور، هم صمیمی بود و هم سرشار از هیجان اجتماعی.
جوانان شاهرودی که معمولاً در چنین اجتماعهایی پیشگاماند، امشب نیز بیشترین سهم را داشتند. آنها با لباسهای یکدست یا نشانههای مشترکی که همراه داشتند، گروهگروه در میدان دیده میشدند و با نظم و انگیزهای تحسینبرانگیز فعالیت میکردند.
پیرمردی حدود شصتواندی ساله که کنار نردههای میدان ایستاده بود، به خبرنگار ما گفت: «این شهر همیشه نشان داده هر وقت لازم باشد، مردمش کنار هم میایستند. من برای همین حس همدلی میآیم؛ برای اینکه کنار جوانها باشم و ببینم شهرم زنده است.»
در سوی دیگر میدان، دو نوجوانی که پرچم ایران در دست داشتند، با شور خاصی حرف میزدند. یکی از آنها که 15 سال بیشتر نداشت، گفت: «ما دوست داریم توی این جمعها باشیم. حس میکنیم بخشی از ماجرا هستیم. اینجا همه کنار هماند؛ پیر و جوون.باید خیابان را حفظ کنیم تا دشمن بداند این مردم پای کشور هستند.»
در دل جمعیت، مادران جوانی دیده میشدند که کالسکهها را با دقت از بین جمعیت عبور میدادند و چهره کودکانشان در نور موبایلها برق میزد.
برای بسیاری از خانوادهها، این شبها فرصتی بود برای بودن کنار هم و تجربه کردن حس مشترکی که در فضای شهر جریان داشت،حسی که القا میکند مردم وقتی پای ناموسشان،کشورشان در میان باشد صحنه را ترک نمیکنند.
بعضی از مردم شاهرود از محلههای دورتر آمده بودند؛ از خیابانهای بالا تا محلههای جنوبی شهر.
خیابانهای منتهی به میدان امام خمینی از ساعتها قبل شلوغ شده بود و عبور خودروها دشوار بود، اما مردم با صبوری در کنار هم پیش میرفتند.
زنی میانسال که با دختر نوجوانش آمده بود، گفت: «این شبها برای ما فقط یک حضور ساده نیست. انگار بخشی از هویت شهره. هر بار که این جمعیت رو میبینم، احساس میکنم شهرمون یک خانواده بزرگ شده.»
صحنههایی که در گوشه و کنار میدان دیده میشد، روایتهایی کوچک و زنده از زندگی جمعی بود؛ جوانهایی که برای سالخوردگان صندلی میآوردند، نوجوانانی که بطری آب پخش میکردند و داوطلبانی که مسیرهای عبور جمعیت را باز نگه میداشتند.
در میانه میدان، جایگاه اصلی برپا شده بود و نورافکنها فضا را روشن میکردند. مردم از هر سو حلقه زده بودند؛ بعضی نشسته، برخی ایستاده، و تعدادی با تلفن همراه مشغول ثبت کردن لحظهها. چهرهها گاهی خسته اما امیدوار به نظر میرسید.
جوانی 21 ساله که از دانشجویان شاهرود بود، با لبخند گفت: «اینکه نسلهای مختلف کنار هم باشن، خیلی ارزش داره. آدم احساس میکنه تنها نیست. همین حس باعث میشه هر شب بیاییم.»
هوای خنک شب، صدای آرام زمزمهها و موج ملایم جمعیت، فضایی ساخت که کمتر میشد در روزهای معمولی تجربهاش کرد. هر کس به نوعی بخشی از این روایت جمعی شده بود؛ روایتی که فقط با حضور مردم معنا پیدا میکرد.
با نزدیک شدن به پایان مراسم، جمعیت آرامآرام شروع به پراکنده شدن کرد، اما انگار در نگاه بسیاری از آنها هنوز چیزی از این شب باقی مانده بود؛ حس مشترکی که از میدان امام خمینی(ره) بیرون نمیرفت و در خیابانهای شهر جریان پیدا میکرد.
شب سیویکم نیز به دفتر خاطرههای شاهرود افزوده شد؛ شبی که مردم بار دیگر در کنار هم، داستان ایستادگی و همدلی خود را روایت کردند.
گزارش از: علیرضا رحیمیان
انتهای پیام /363/