در نقد یک نامه ضعیف و بی‌موقع

به گزارش خبرگزاری تسنیم، فرزاد جهان‌بین، دانشیار دانشگاه شاهد و معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی در یادداشتی به نقد نامه رئیس دانشگاه تهران به وزیر علوم پرداخت.

چند خطی به عنوان یک عضو هیات علمی دانشگاه که ارتباطات گسترده ای با دانشجویان و اساتید دارم در نقد نامه رییس محترم دانشگاه تهران می نویسم.

حرمت علم؛ گزاره‌ای درست، اما ناکافی

بی‌تردید تأکید بر حرمت دانشگاه و نهاد علم، ریشه در میراث عمیق تمدن ایرانی-اسلامی دارد. هیچ عقل سلیمی، تخریب مراکز علمی را—حتی در شرایط جنگی—مجاز نمی‌داند. این بخش از نامه، بر یک اصل معتبر اخلاقی و تمدنی تکیه دارد.

اما مسئله اصلی در «نحوه استنتاج» از این مقدمه صحیح است. آیا از حرمت علم، می‌توان به «تعلیق حق بازدارندگی» رسید؟ آیا می‌توان میان «صیانت از علم» و «صیانت از امنیت ملی» تفکیکی مطلق برقرار کرد؟

در اینجا، نامه دچار نوعی گسست تحلیلی است؛ زیرا بدون توجه به منطق بازدارندگی، نتیجه‌ای هنجاری صادر می‌کند که می‌تواند پیامدهای عملی پرهزینه‌ای داشته باشد.

مقابله به مثل؛ از حق قانونی تا ضرورت راهبردی

در نامه تصریح شده که «مقابله به مثل، حق قانونی ملت» است، اما بلافاصله درخواست می‌شود در این مورد خاص از آن صرف‌نظر گردد. این دو گزاره، در کنار هم، نوعی تناقض در سطح راهبردی ایجاد می‌کنند.

در ادبیات حقوق بین‌الملل و حتی در سنت دفاعی اسلامی، «مقابله به مثل» صرفاً یک واکنش احساسی نیست، بلکه ابزاری برای بازدارندگی فعال است. اگر دشمن به این جمع‌بندی برسد که حمله به مراکز خاص، هزینه متقارن ندارد، همان نقطه به «نقطه آسیب‌پذیر دائمی» تبدیل خواهد شد.

به تعبیر امیرالمؤمنین (ع): «لَا یُقِیمُ أَمْرَ اللَّهِ إِلَّا مَنْ لَا یُصَانِعُ وَلَا یُضَارِعُ» امر الهی را جز کسی که سازش‌کار و منفعل نیست، برپا نمی‌دارد. بر این اساس، اخلاق بدون اقتدار، به آرزواندیشی نزدیک می‌شود و اقتدار بدون اخلاق، به انحراف. هنر سیاست‌گذاری، جمع میان این دو است، نه ترجیح مطلق یکی بر دیگری.

جهان واقعی؛ آیا دشمن به قاعده وفادار است؟

در متن نامه، به‌درستی به بی‌پایبندی دشمن به قواعد اخلاقی و حقوقی اشاره شده است. اما پرسش اساسی اینجاست: اگر طرف مقابل، اصول را نقض می‌کند، آیا «یک‌جانبه اخلاقی ماندن» می‌تواند او را مهار کند؟ یا بالعکس، این رفتار به تثبیت الگوی تجاوز می‌انجامد؟

تجربه‌های معاصر نشان می‌دهد که در نظام بین‌الملل، «هزینه‌سازی مؤثر» مهم‌ترین عامل مهار تجاوز است. توصیه به خودداری از پاسخ متقارن در یک حوزه خاص، بدون ارائه سازوکار جایگزین بازدارندگی، عملاً به کاهش قدرت چانه‌زنی ملی منجر می‌شود.

دانشگاه؛ نهاد علم یا جزیره‌ای جدا از واقعیت؟

در این نامه، دانشگاه به‌مثابه نهادی فراتر از منازعات قدرت تصویر شده است؛ گویی می‌توان آن را از معادلات سخت جدا کرد. این نگاه، هرچند مطلوب، اما با واقعیت‌های امروز جهان همخوانی کامل ندارد.

دانشگاه در جهان معاصر، بخشی از زیست‌بوم قدرت نرم و حتی سخت است؛ بسیاری از فناوری‌های راهبردی، در همین مراکز تولید می‌شود. از این‌رو، دشمن نیز آن را بی‌طرف تلقی نمی‌کند. بنابراین دفاع از دانشگاه، صرفاً با «درخواست اخلاقی» محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند ایجاد بازدارندگی مؤثر در برابر تعرض به آن است.

جمع‌بندی؛ ضرورت عبور از دوگانه‌سازی‌های ساده

نامه رئیس دانشگاه تهران، از حیث نیت و دغدغه، قابل احترام است؛ اما در سطح تحلیل راهبردی، دچار نوعی اخلاق‌گرایی انتزاعی شده که نسبت آن با واقعیت قدرت، به‌درستی تبیین نشده است.

راه صواب، نه در نادیده گرفتن حرمت علم است و نه در تعلیق الزامات امنیتی؛ بلکه در طراحی الگویی است که:

حرمت مراکز علمی را به یک قاعده هزینه‌مند برای دشمن تبدیل کند.

بازدارندگی را با چارچوب‌های اخلاقی و حقوقی تلفیق نماید.

و از افتادن در دام «افراط در سختی» یا «تفریط در انفعال» پرهیز کند.

در یک کلام، اگر دانشگاه «قلب تمدن» است، حفظ آن نه با توصیه، بلکه با ترکیب حکیمانه اخلاق، قدرت و تدبیر ممکن خواهد بود.

انتهای پیام/