پیروزی نیروهای مسلح ایران در جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، پیروزی در جنگ‌های نوین صرفاً با اسلحه به دست نمی‌آید؛ ترازنامه‌های مالی نیز نقشی همسنگ میدان نبرد یافته‌اند جمهوری اسلامی ایران با دریافت همین منطق، قواعد درگیری با قدرت‌های متبختر را به‌گونه‌ای ناهمسان تنظیم کرده است، با ‌حملات کم‌هزینه و متکی به ژئوپلیتیک ممتاز، دشمن آمریکایی صهیونی و همراهانش را هر بار به پرداخت خسارتی گزاف ‌وا می‌دارد.

موشک‌ها و پهپادهایی که پیوسته رهسپار هدف‌هایی مشخص در سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های آمریکایی می‌‌شوند سامانه‌های چندلایه پدافندی را وادار به آماده‌باش دائمی کرده‌اند، دشمن، گاه‌گاهی کامیاب و بارها ‌در ‌این هماوردی آسمان پایه ناکام می‌ماند.

با این حال، رسانه‌های متمایل به آمریکا و اسرائیل و دیگر حامیان آنها از «‌  پیروزی دفاعی» خبر می‌‌دهند.

جنگ نامتقارن آنگاه به‌مرور روی دیگر خود را به استراتژیست‌های نظامی نشان می‌دهد. مقابله با ‌موج‌های هجومی ‌سپاه و ارتش، بهایی گزاف روی دست نیروهای پدافندگر می‌گذارد. فرمولی که روشن می‌سازد ایران از ‌«معادله‌ ‌هراس»‌ برای فرسایش ذخایر راهبردی و کاهش تحمل‌پذیری محور آمریکای صهیونی بهره می‌گیرد.

جنگ کنونی از ‌این نظر، شمایل تازه‌ای به خود گرفته است و برنده آن نه لزوماً دارنده بزرگ‌ترین ‌ارتش که صاحب کارآمدترین ‌الگوریتم هزینه فایده خواهد بود.‌

برای دهه‌ها، معادله قدرت بر پایه فناوری و توان جنگ‌افزارها سنجیده می‌شد. اکنون اما ایرانی‌ها سلاح کارآمد و ‌ناپیدای هزینه‌زایی نامتقارن را در همه رزمگاه‌ها به کار گرفته‌اند. این معادله، تنها ‌به جابه‌جایی ‌ابزار رزمی محدود ‌نمی‌ماند و گونه‌ای دگرگونی ساختاری انگاشته می‌شود. نیرویی که با هزینه‌ای چند ده هزار دلاری، حریف را وادار به ‌صرف میلیون‌ها دلار برای دفاع می‌کند، به‌وضوح دست برتر میدان را دارد. حتی اگر ناوگان هوایی و ‌دریایی‌اش، ‌کسر ‌ناچیزی از توان رقیب باشد!‌

اینجا با پارادوکسی به‌غایت راهبردی و در خور تأمل رویاروییم. نیروهای نظامی جمهوری اسلامی با پیروزی تاکتیکی، ‌قادرند شکستی ملموس به‌طرف مقابل تحمیل کنند. هنگامی که هزینه رهگیری موشک و پهپاد، ده‌ها یا صدها برابر ‌بهای آن باشد، ‌هر دفاع موفق؛ در ترازنامه اقتصادی مدافع نوعی شکست برشمرده می‌شود. این تناسب نامتقارن، راهبرد خردمندانه ایران را به نمایش می‌گذارد. به این می‌ماند که حریف متفرعن ‌را وادارید برای ‌دفع هر سنگ‌ریزه دیواری بسازد.

گسترش فناوری، ابزارهای این رویارویی نابرابر را از انحصار ابرقدرت‌ها در آورده و قواعد آن را بازآرایی کرده است. ‌برای نمونه به ساخت یک پهپاد تهاجمی پیشرفته می‌توان اشاره کرد که بهایی کمتر از خودرویی معمولی دارد. این یعنی ابزار تولید هزینه و اضطراب، در دسترس طرف‌های بیشتری قرار گرفته ‌است. بازیگران کوچک و متوسط اینک ‌می‌توانند در میدانی که پیش‌تر منحصر به قدرت‌ها بوده، حضور یابند. بی‌آنکه نیازمند رقابت در ساخت هواپیماهای نامرئی ناوهای غول‌پیکر و سلاح‌های پیشرفته باشند. کافی است هزینه عملیاتی ماندن و محافظت از این ابزارها را برای حریف تا مرز ورشکستگی بالا ببرند.

نمونه عینی این تحول را در رویارویی‌های حسابگرانه واپسین می‌توان دید. هنگامی که پرتابه‌ای ارزان، ناوشکن ‌چند میلیارد دلاری یا پدافند پیشرفته را هدف می‌گیرد، از تحمل‌پذیری ترازنامه دشمن کاسته می‌شود. معادله‌ای که ‌ایران با تکیه بر آن، دارایی‌های گران دشمن را با ‌داشته‌های کم‌بهاتر، تهدید و نابود می‌کند. پیروزی در چنین جنگی ‌با تولید هوشمندانه هراس و منحنی‌های هزینه فرسایش سنجیده می‌شود نه با شمار کشته‌ها و حجم ویرانی برجای مانده .

آشکار است پهنه چنین جنگی، فراتر از خطوط مرزی و محدوده‌های متعین خواهد رفت. هر خط لوله انرژی، آبراه حیاتی زنجیره تأمین جهانی یا زیرساخت صنعتی حساس؛ جبهه جدید بالقوه‌ای شمرده می‌شود. ‌هدف‌هایی که ‌می‌توانند شاخص‌های اقتصادی و بازارهای مالی را به نوسان و تشویش دچار کنند. بدین‌سان، جنگ به شبکه‌ تجارت اقتصاد و لجستیک تسری می‌یابد.

این تحول، نیازمند باز تعریف بنیادین دو مفهوم کلیدی «بازدارندگی و پیروزی» است. بازدارندگی کلاسیک به‌طور معمول تهدید به نابودی می‌کند و بازدارندگی نوین، ورشکستگی و خسارت‌زایی را پی می‌گیرد. هدف، حذف فیزیکی حریف نیست؛ غیرممکن کردن صرفه‌ی جنگی برای اوست. پیروزی نیز دیگر تصرف مکان مهم یا انهدام نیروها تلقی نمی‌شود پیروزی واداشتن رقیب به تخصیص دائمی و فزاینده منابع ارزشمند برای امنیتی است که هرگز محقق نخواهد شد. ‌این مهلک‌ترین آرایه جنگ مقرون به بازده است که در حال تجربه و تماشای آنیم.‌

به وارونه پندار مرسوم، سرنوشت چنین پیکاری را لزوماً نیروی ابرقدرت رقم نمی‌زند! کشوری که با ‌خِرد محاسباتی راهبرد هزینه‌زایی و زایش اضطراب را همزمان در پیش گیرد، بخت بیشتری برای پیروزی دارد. ‌قدرت نوظهوری که می‌داند چگونه هر دلار خود را به صدها و حتی هزاران دلار خسارت برای دشمن تبدیل کند. اگر ‌جنگ سرد قرن بیستم، عامل بازدارنده و کنترل‌گری چون ‌ترس ‌از انفجار هسته‌ای داشت، جنگ فرسایشی امروز؛ با ‌ترازنامه‌های منفی سنجیده می‌شود. این جنگ، آزمونی است برای تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی؛ جایی که برنده ‌فرجامین، آن طرفی است که هزینه شکست حریف را از جیب خود نمی‌پردازد.‌

یادداشت از: حسین دلیر، فعال رسانه‌ای استان بوشهر

انتهای پیام/