«کمک» به ایران یا جنگ با معیشت مردم؟
- اخبار اقتصادی
- اخبار پول | ارز | بانک
- 12 فروردين 1405 - 13:41
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، حمله دوباره به مجتمع فولاد مبارکه و واحدهای وابسته به آن، تنها یک اقدام نظامی علیه یک کارخانه نیست؛ این حمله مستقیماً قلب یکی از مهمترین موتورهای اقتصادی کشور را هدف گرفته است. صنعتی که هزاران خانواده از آن نان میخورند و یکی از اصلیترین منابع ارزآوری ایران محسوب میشود. پرسش جدی اینجاست: کسانی که مدعی حمایت از مردم ایران بودند، چگونه با نابود کردن زیرساختهای تولید و اشتغال، به همین مردم «کمک» میکنند؟
حوالی ساعت 23 شامگاه سهشنبه 11 فروردین، مجتمع عظیم فولاد مبارکه اصفهان بار دیگر هدف حمله قرار گرفت؛ حملهای که چندین نقطه از این مجموعه صنعتی را درگیر کرد و به گفته ارزیابیهای اولیه، واحدهای مرتبط با فرآیند تولید را با خسارات قابل توجهی مواجه ساخت. کارشناسان ایمنی و فنی از همان دقایق نخست در محل حاضر شدند و شرایط را تحت کنترل گرفتند، اما بررسیهای اولیه از شدت بالای حمله و تخریب بخشهایی از زیرساختهای تولیدی حکایت دارد.
همزمان با این حمله، مجتمع فولاد سفیددشت چهارمحال و بختیاری نیز هدف قرار گرفت و برخی از واحدهای تولیدی آن دچار آسیب شدند. خوشبختانه با توجه به کاهش حضور کارکنان در شیفت شب و تمهیداتی که پس از حمله نخست اتخاذ شده بود، این حادثه تلفات انسانی در پی نداشت و کارکنانی که به مراکز درمانی مراجعه کردند به صورت سرپایی مداوا شدند.
این دومین حمله در فاصله چند روز به این مجموعه صنعتی است. در حمله نخست نیز بخش مهمی از زیرساختهای انرژی فولاد مبارکه، از جمله نیروگاه سیکل ترکیبی 914 مگاواتی و نیروگاه قدیمی 250 مگاواتی آن هدف قرار گرفته بود؛ زیرساختهایی که نقش حیاتی در تأمین برق خطوط تولید دارند. آن حادثه یک شهید و تعدادی مجروح بر جای گذاشت و بخشهایی از خطوط تولید نیز آسیب دید.
اما برای درک اهمیت این حملات باید کمی از فضای خبری فاصله گرفت و جایگاه صنعت فولاد در اقتصاد ایران را دقیقتر دید. فولاد مبارکه تنها یک کارخانه نیست؛ این مجموعه بزرگترین تولیدکننده فولاد تخت در خاورمیانه و ستون اصلی زنجیره صنعتی کشور به شمار میرود. محصولات این شرکت در صنایع خودروسازی، لوازم خانگی، ساختمان، نفت و گاز، خطوط انتقال انرژی و دهها صنعت دیگر استفاده میشود.
به بیان سادهتر، وقتی به یک مجتمع فولادی در این مقیاس حمله میشود، فقط یک کارخانه هدف قرار نگرفته است؛ زنجیرهای از صنایع پاییندستی، هزاران واحد تولیدی و معیشت دهها هزار کارگر و خانوادههایشان نیز در معرض آسیب قرار میگیرد.
از همین رو بسیاری از تحلیلگران اقتصادی و امنیتی این حملات را بخشی از یک راهبرد گستردهتر میدانند؛ راهبردی که در ادبیات امنیتی جهان با عنوان «جنگ ترکیبی» شناخته میشود. در این مدل، فشار نظامی، اقتصادی و حتی سایبری بهطور همزمان به کار گرفته میشود تا زیرساختهای حیاتی یک کشور دچار فرسایش شود. در چنین چارچوبی، صنایع کلیدی مانند فولاد، پتروشیمی و انرژی به اهداف اصلی تبدیل میشوند؛ زیرا آسیب به آنها میتواند زنجیرهای از مشکلات اقتصادی را به همراه داشته باشد.
در واقع وقتی نیروگاه یک مجتمع فولادی هدف قرار میگیرد یا خطوط تولید آن تخریب میشود، پیامد آن فقط توقف تولید فولاد نیست؛ بلکه کاهش صادرات، اختلال در صنایع پاییندستی، تهدید اشتغال هزاران کارگر و در نهایت فشار بیشتر بر معیشت مردم است.
با این واقعیت، یک تناقض آشکار هم شکل میگیرد؛ همان کسانی که مدعی «حمایت از مردم ایران» بودند، دقیقاً زیرساختهایی را هدف میگیرند که زندگی و درآمد همین مردم به آن وابسته است. اگر قرار است به مردم کمک شود، نابود کردن کارخانهها، نیروگاهها و خطوط تولید دقیقاً چه نسبتی با این ادعا دارد؟
دونالد ترامپ صراحتاً گفته حملاتی طراحی خواهد شد که بازسازی زیرساختها ممکن است سالها زمان ببرد. چنین رویکردی بیش از هر چیز نشان میدهد هدف اصلی، فرسایش توان اقتصادی کشور و ایجاد فشار بلندمدت بر زندگی مردم است؛ نه حمایت از آنها.
در چنین شرایطی طبیعی است که پرسیده شود نتیجه واقعی این سیاستها چیست. کارگری که در کارخانه فولاد کار میکند، پیمانکاری که با این صنعت قرارداد دارد، یا تولیدکنندهای که مواد اولیه خود را از همین زنجیره صنعتی تأمین میکند، دقیقاً چه سودی از تخریب این زیرساختها میبرد؟
واقعیت این است که جنگ زیرساختی، جنگی است که بیش از هر چیز اقتصاد و زندگی روزمره مردم را نشانه میگیرد. کارخانهها، نیروگاهها و صنایع مادر هدف قرار میگیرند تا چرخ تولید کند شود و فشار اقتصادی افزایش یابد.
اما ماجرا فقط به فولاد و انرژی محدود نمانده است. در یک ماه و اندی گذشته، اهداف مورد حمله محدود به مراکز صنعتی نبود: از مدارس گرفته تا بیمارستانها، از شرکت تولید داروی بیماران سرطانی تا بازار و میادین میوهترهبار، از منازل مسکونی تا حسینیهها… صدها نقطه غیرنظامی هدف قرار گرفتند و دهها کودک، زن، مرد، نوجوان و سالخورده جان باختند.
این حملات تنها ساختمانها را نابود نکردند؛ امنیت روانی مردم را نیز زخمی کردند.
اگر این همان «کمک» وعدهدادهشده است، مردم ایران بهتر از هر تحلیلگری میتوانند درباره نتیجه آن قضاوت کنند. زیرا آنچه امروز هدف قرار گرفته، فقط زیرساختهای صنعتی نیست؛ این حملات، مستقیماً آینده اقتصادی کشور، رفاه عمومی، فرصتهای اشتغال و امنیت معیشتی مردم را نشانه رفته است.
انتهای پیام/