ایران از امکانات خود در جنگ نامتقارن به بهترین نحو استفاده کرده است

به گزارش خبرگزاری تسنیم، گزارش شماره 194 گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم، با بررسی استفاده ایران از امکانات خود در جنگ نامتقارن منتشر شد:

نکته‌ای که برای فهم دقیق این وضعیت بسیار اهمیت دارد، شناخت صحیح آرایش طرفین درگیری است. در یک‌سو، ایالات متحده، اسرائیل و مجموعه‌ای از کشورهای هم‌پیمان آن‌ها قرار دارند؛ مجموعه‌ای که از نظر دسترسی به فناوری، منابع مالی، شبکه‌های لجستیکی و پیوندهای بین‌المللی، در موقعیت برتری قرار دارد.

در سوی دیگر، ایران قرار گرفته است؛ کشوری که اگرچه از حمایت نیروهایی مانند حزب‌الله، گروه‌های مقاومت در عراق و یمن برخوردار است، اما این بازیگران _با وجود اهمیت عملیاتی_در قالب دولت‌های قدرتمند و هم‌تراز با بازیگران اصلی صحنه تعریف نمی‌شوند. از همین رو، این تقابل را نمی‌توان با الگوهای کلاسیکی مانند مواجهه آمریکا با چین یا روسیه سنجید.

ایران در این معادله، به‌عنوان یک بازیگر نسبتاً مستقل عمل می‌کند: کشوری که تحت فشار تحریم‌ها، بخش قابل‌توجهی از نیازهای نظامی و تصمیم‌گیری‌های راهبردی خود را به‌صورت بومی تأمین و مدیریت می‌کند و در میدان عمل نیز اتکای اصلی‌اش به ظرفیت‌های درونی خود است.

در مقابل، طرف آمریکایی_اسرائیلی از مزایایی چون دسترسی به دریا، زیرساخت‌های پیشرفته، توان مالی بالا و زنجیره تأمین گسترده برخوردار است. همین عدم تقارن، اهمیت نحوه استفاده از ظرفیت‌ها را دوچندان می‌کند.

در ادبیات نظامی نیز گزاره‌ای شناخته‌شده وجود دارد: اگر یک قدرت کلاسیک نتواند بازیگری ضعیف‌تر _یا حتی یک نیروی نامتقارن_ را شکست دهد، عملاً در موقعیت فرسایشیِ زیان‌باری قرار گرفته است. در این چارچوب، ارزیابی عملکرد ایران را باید در نسبت با این عدم تقارن دید.

به نظر می‌رسد ایران تلاش کرده است از مزیت‌های خاص خود _از جمله موقعیت‌های ژئوپلیتیکی مانند تنگه هرمز، بهره‌گیری از بازیگران همسو در منطقه، و توسعه توان موشکی_ به‌صورت هدفمند استفاده کند.

در نهایت، فهم این نکته که «چه کسی با چه کسی می‌جنگد» کلید تحلیل این صحنه است: یک سوی معادله، ائتلافی برخوردار از منابع و فناوری گسترده قرار دارد، و سوی دیگر، بازیگری که با اتکا به ظرفیت‌های بومی و راهبردهای نامتقارن، تلاش می‌کند این شکاف را مدیریت و حتی در مواردی به فرصت تبدیل کند.

 

 

انتهای پیام/