تحلیلگر صهیونیست: اسرائیل در صدر بازندگان جنگ علیه ایران است
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 11 فروردين 1405 - 23:15
به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، بوعز أتزیلی استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه آمریکایی واشنگتن در یادداشتی که امروز سه شنبه در روزنامه زیمان یسرائیل، نسخه عبری تایمز اسرائیل منتشر شد، تاکید کرد، امروز باید بدون هیچ تردیدی جنگی را که یک ماه پیش آغاز شده است، جنگ اول خاورمیانه توصیف کرد.
وی که در این رسانه به عنوان متخصص در پژوهشهای امنیتی و درگیریهای مرزی معرفی شده اسرائیل را در صدر فهرست طرفهای بازنده این جنگ قرار داد و نوشت: سامانههای نظامی به تنهایی قادر به تحقق پیروزی نیستند، اسرائیل جنگ انتخابی و اختیاری را آغاز کرد که هنوز مشخص نیست پایان آن چه زمان رقم خواهد خورد اما به احتمال قریب به یقین خود را در شرایط راهبردی بدتری نسبت به آنچه در ابتدای جنگ داشت، خواهد یافت.
در کوتاه مدت زیانهای وارد شده به جبهه داخلی و تلفات جانی شدیدی که به اسرائیل وارد شده در کنار فرسایش توان ارتش و جبهه داخلی در تاب آور به یک امر واقعی و ملموس تبدیل شده است.
در این میان، اسرائیل همانطور که در دوره بعد از جنگ 12 روزه هم شاهد آن بودیم، به عنوان یک ساختار سرکش که فقط به قدرت خود اتکا میکند، معرفی شد، ساختاری که به قانون و توافقنامههای بین المللی هیچ توجهی ندارد.
در همین راستا، با پایان جنگ اسرائیل خود را چه در بعد منطقهای و چه جهانی منزوی خواهد یافت، حتی افکار عمومی ایالات متحده هم به تدریج در حالی رویگردانی و مخالفت با اسرائیل به خصوص به دلیل غزه است، همچنین اکنون این تلقی قوت گرفته است که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا وارد این جنگ بی دلیل و غیر ضروری کرده است، جنگی که ایران را تندروتر و مصمم تر از قبل کرده است.
این در حالی است که زیانهای نظامی که به ایران وارد شده کوتاه مدت خواهد بود.
این کارشناس صهیونیست در ادامه مقاله خود اعتراف کرد: ترامپ با این تصور وارد جنگ شد چون فکر می کرد این جنگ کوتاه و موفقیتآمیز خواهد بود – و دستاوردی مشابه سناریوی ونزوئلا عایدش خواهد شد.
وی به ارزیابیهای گمراهکننده نتانیاهو و اطرافیانش گوش داد و توجهی به ارزیابیهای نهاد اطلاعاتی ایالات متحده نکرد.
دولت ترامپ عملاً شورای امنیت ملی، وزارت امور خارجه و سایر نهادهایی را که نقش آنها مشاوره و تدوین سیاست بود، به حاشیه راند. تا نتیجه، یک سیاست کوتهبینانه و بیاساس حاصل شود.
اکنون ایالات متحده با وجود قدرت نظامی عظیم خود، نمیتواند بدون یک حمله زمینی گسترده، تغییر رژیم را بر تهران تحمیل کند و همچنین نمیتواند بحران اقتصادی جهانی را که به دلیل تسلط ایران بر تنگه هرمز در حال وقوع است، حل کند.
ایالات متحده امروز به جای حفاظت و صیانت از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به عاملی برای تبدیل شدن این کشورها به هدفی برای حملات ایران(پایگاههای تروریستهای آمریکا در این کشورها هدف قرار می گیرد) تبدیل شده است.
با این وجود در این مرحله، هنوز مشخص نیست که آیا ترامپ توافقی بدتر از معاملهای که قبل از جنگ به او پیشنهاد شده بود را خواهد پذیرفت یا اینکه درگیری را تشدید خواهد کرد، به بیانی دیگر امروز ترامپ بین گزینه بد و بدتر باید یکی را انتخاب کند.
ترامپ ریسک کرد و نتانیاهو را باور کرد و متحمل ضرر قابل توجهی شد.
نویسنده با وجود رویکرد جانبدارانه خود از اسرائیل و ضدیتی غیر پنهانش با جمهوری اسلامی ایران،این کشور را در راس فهرست برندگان این جنگ قرار داد و در این رابطه هم نوشت: در ظاهر، رژیم ایران ضربه شدیدی خورده است. ایران (شهید)آیتالله علی خامنهای و بسیاری از رهبران ارشد سیاسی و سپاه پاسداران را از دست داده است. اما رژیم در ایران یک نهاد است و افراد تکیه ندارد.
به توصیف این کارشناسان، این یک نهاد عمیقاً ریشهدار است که بر اساس اتحاد ایدئولوژیک و عملگرایانه بین نهاد مذهبی بنیادگرا و سپاه پاسداران ساخته شده است.
این حملات در واقع موازنه قدرت بین این دو نیرو را تغییر داده است، اما آنها را بیثبات نکرده است. در همین حال، نظام ایران در استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارد برای تبدیل درگیری به یک درگیری نامتقارن و دیکته کردن قوانین بازی مهارت دارد؛ قوانینی که آن را قادر میکند توافقی را به نفع خود تحمیل کند یا یک جنگ فرسایشی طولانی مدت را آغاز نماید که از نظر اقتصادی جهان را فلج خواهد کرد.
و بعد از آن هم اعتراف می کند به نظر میرسد هدف اصلی قبلاً محقق شده است: بقا و تثبیت رژیم صورت گرفته است.
انتهای پیام/