پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز برای صهیونیست‌ها از نگاه تحلیلگران فلسطینی

به گزارش «یافا ذیب»، خبرنگار تسنیم در کرانه باختری، بسته شدن تنگه هرمز همزمان با تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک ایران، تحولی شگرف در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی به شمار می‌رود، چرا که این آبراه یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان به شمار می‌رود. این گذرگاه دریایی استراتژیک که حدود 20 درصد از صادرات نفت جهان و نزدیک به 30 درصد از تجارت گاز طبیعی دنیا از آن عبور می‌کند، نقطه اتکایی محوری در تعادل انرژی و اقتصاد جهانی محسوب می‌شود.

 

 

توقف حرکت ناوبری جهانی از تنگه هرمز به لحاظ سیاسی نشان‌دهنده توانایی ایران در استفاده از موقعیت جغرافیایی راهبردی خود برای تقویت نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی است؛ آن هم با اعمال کنترل بر گذرگاهی حیاتی که هیچ جایگزین عملی و فوری برای پر کردن خلا آن وجود ندارد. این اقدام کارت بازی قدرتمندی را به ایران در برابر فشارهای بین‌المللی می‌دهد و موید کنشگری تهران به عنوان بازیگری کلیدی در معادلات منطقه‌ای و جهانی است، به ویژه در شرایط تشدید تنش‌ با ایالات متحده و متحدان جنگ طلب این کشور.

در مواجهه با این روند، برخی تلاش دارند تا با طرح مباحث حقوقی در زمینه ضرورت آزادی حرکت ناوگان ها در آبراه‌های بین‌المللی این اقدام ایران را نقض قواعد حقوق بین‌الملل قلمداد کنند، در حالی که ایران آن را اقدامی حاکمیتی در چارچوب امنیت ملی خود توجیه می‌کند، به خصوص با توجه به افزایش تهدیدهای ناشی از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی و حمایت های آشکار و پشت پرده برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس.

«محمد القیق»، تحلیلگر سیاسی فلسطینی ساکن رام‌الله معتقد است آمریکا به خوبی از این امر آگاه است که ادامه سیاست‌های بحران زا و تنش آفرین در منطقه که با تجاوزات مکرر ترامپ و نتانیاهو به کشورهای منطقه همچون ایران همراه شده است وضعیت توافقات بین‌المللی موجود در زمینه نحوه استفاده از آبراه‌ها را دچار اخلال می‌کند.

وی افزود: ترامپ در تلاش است تا با لشکرکشی و قدرتنمایی خود قوانین و قواعد بین‌المللی را تغییر دهد اما ایران از این حق برخوردار است که درسایه تشدید تنش و جنگ حاضر براساس موازین و حقوق بین المللی از حق حاکمیت و تمامیت ارضی خود دفاع کند.

بازتاب های اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی

 اختلال در روند ناوبری تنگه هرمز منجر به بروز بحران و تکانه‌های فوری در بازارهای انرژی شده و از همین رو انتظار می‌رود افزایش شدید قیمت نفت رخ دهد که این امر به نوبه خود بر نرخ تورم جهانی تأثیر می‌گذارد.

این پیامدها محدود به بخش انرژی نیست، بلکه به بخش‌های حیاتی دیگر نیز گسترش می‌یابد، به ویژه بخش غذا، که به دلیل افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و انرژی، به واسطه اختلال در تأمین کودهایی که منطقه خلیج فارس یکی از مهم‌ترین مشتریان آن به شمار می‌رود از آن تاثیر می‌پذیرد.

«جعفر صدقه»، تحلیلگر اقتصادی فلسطینی با اشاره به نشانه‌های بحران انرژی در سایه تحولات نظامی اخیر در منطقه خلیج فارس اظهار می‌دارد برآوردهای اقتصادی نشان می‌دهند ادامه بسته نگه داشتن تنگه هرمز ممکن است جهان را به سمت بحران پیچیده‌ای سوق دهد که پیامدهای آن از بحران نفتی سال 1973 فراتر رود و حتی با بحران‌های انرژی، غذا و زنجیره‌های تأمین شدت بیشتری به خود بگیرد؛ چرا که تجربیات تاریخی نشان داده بحران در زمینه تامین انرژی به سرعت با موجی از بحران تورم و افزایش قیمت ها در کالاهای مصرفی همراه خواهد شد.

 

تأثیرات توقف تردد از تنگه هرمز بر رژیم صهیونیستی و منطقه

برای رژیم صهیونیستی، این تحولات پیامدهای دوگانه‌ای را به همراه دارد. از یک سو، افزایش قیمت انرژی فشار بیشتری بر اقتصاد داخلی و هزینه‌های زندگی شهرک‌نشینان صهیونیست وارد می‌کند، و از سوی دیگر، بستن تنگه هرمز وضعیت بی‌ثباتی منطقه‌ای را تقویت کرده و چالش‌های مضاعفی را در سطح امنیتی و استراتژیک برای این رژیم ایجاد می‌کند؛ رژیمی که تا پیش از این در تلاش بود تا روند عادی سازی را با سایر کشورهای عربی و اسلامی در پیش گیرد، اکنون شاهد تشدید انزوای خود در محیط منطقه‌ای است؛ چرا که بسیاری کابینه جنگ طلب نتانیاهو را عامل اصلی بحران حاضر از خلیج فارس تا شمال آفریقا می‌دانند.

به باور «عماد ابوعواد»، تحلیلگر مسائل رژیم صهیونیستی  ادامه بحران حاضر برای مدتی طولانی ممکن است فشارهای داخلی را در سرزمین‌های داخلی علیه کابینه نتانیاهو تشدید کند، به ویژه با افزایش هزینه‌های نظامی که در سایه کاهش چشمگیر بودجه در بخش‌های غیرنظامی مانند وزارتخانه های بهداشت و آموزش رقم خورده است. به این موارد باید تأثیرات مستقیم ناشی از تشدید تنش نظامی، از جمله حملات موشکی ایران به سرزمین‌های اشغالی که بر فعالیت اقتصادی صهیونیست‌ها تأثیر می‌گذارد را نیز اضافه کرد.

بحران ناشی از ادامه روند توقف عبور شناورها از تنگه هرمز نه یک اختلال ساده در یک گذرگاه تجاری؛ بلکه محور نفوذ استراتژیک به شمار می‌رود که قدرت‌های بزرگ را در برابر چالش‌های مستقیم قرار می‌دهد. در صورت ادامه روند حاضر، جهان ممکن است با مرحله جدیدی از بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی روبرو شود، در حالی که گزینه های بدیل مطرح شده برای تنگه هرمز قادر به جبران توقف فعالیت این شریان حیاتی نیستند.

 

توقف عبور و مرور شناورها و تانکرها از تنگه هرمز رویدادی گذرا نیست، بلکه بحرانی جهانی است که امنیت انرژی بین‌الملل را در معرض خطر قرار داده و تعادل سیاسی و اقتصادی را در محیط جهانی تحت تاثیر خود قرار داده است، آن هم در زمانی که جهان خود در حال تجربه وضعیتی شکننده  در بازارهای مالی به دلیل افزایش عدم قطعیت سناریوهای اقتصادی پیش رو است.

انتهای پیام/