رژی تا بلک راک؛ ایران تنها سد استوار در برابر انحصار سرمایه‌داری جهانی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، میان ظلمات کورکننده معدن‌های الماس و طلا در آفریقا تا درخشش نور آفتاب در بیابان‌های تفدیده خاورمیانه و جنگل‌های بارانی استوا و مزارع قهوه تفاوتی نبود؛ عصر رقابت کمپانی‌های بزرگ عصر خون‌ریزی‌های بزرگ، ستم‌های بی‌شمار و سودهای کلان بود. سودهایی تنها قرار نبود بدل به کاشی‌های طلا بر در و دیوار «ورسای» یا «باکینگهام» شوند؛ بلکه هم‌زمان استیلای نظامی قدرت‌های بزرگ استعماری و هژمونی سیاسی آنان بر دیگر مناطق پیرامونی را هم تضمین می‌کردند.

منطق آن سرمایه‌داری اولیه ساده روشن بود؛ حداکثر بهره‌برداری متجاوزانه از منابع سرزمین‌های استعماری و صادرکردن مواد فرآوری شده یا ساخته‌شده بر پایۀ همان مواد به سرزمین استعمار شده؛ در عین حال، پویش درونی آن سرمایه‌داری نیز ایجاب می‌کرد تا این سرمایه دائماً خود را به سمت تحمیل به جغرافیاهای جدید سوق دهد. نتیجه آن بود که در کمتر از 5 قرن، کمتر گستره جغرافیایی‌ای بود که از دست تعدی سرمایه‌داری کمپانی‌های استعماری در امان باشد.

هرجا قدرت تحمیل‌گرانه‌ای باشد، مقاومت تمام عیار نیز در برابرش قد می‌افراشد. چنین بود وضع تقریباً تمام آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی در قرن‌ها کشمکش با کمپانی‌های بزرگ استعماری؛ جغرافیایی که یک سوی آن هند بود و سر دیگرش به جنوب قارۀ آمریکا می‌رسید. تمام این دوران، سرمایه کمپانی‌های بزرگ، دائماً درحال تغییر شکل و توسعه خود بود. شرکت‌های بزرگ استعماری که از منطق «مرکانتیلیستی» تبعیت می‌کردند، به‌تدریج به سمت شرکت‌های بزرگ چندملیتی و کمپانی‌های بزرگ تغییر شکل دادند. 

در میان تمام آن جغرافیاهای مقاومت در برابر کمپانی‌های استعماری، ایران متمایزترین ظرفیت و توانایی مقاومت بود و هست. در تمام قرن‌های مبارزه برای استقلال اقتصادی یا ستیز با تحمیل‌گری سیاسی، مقاومت‌هایی در سطح محلی یا ملی در کشورها و قاره‌های مختلف شکل گرفت، در نهایت اما هر کدام به دلایل متفاوتی، به سرنوشتی مشابه گرفتار آمدند؛ از بین رفتن واحد سیاسی یا اضمحلال تاب‌آوری و حل‌شدن در منطق نظم مستقر اقتصادی. شورش‌های بردگان در آمریکا، جنبش‌های استقلال‌خواهی و حتی جنگ‌های داخلی، تقریباً به سرنوشتی کمابیش مشابه گرفتار آمدند. 

شاید بهتر باشد تصریح شود که، ایران امروز تنها موجودیت سیاسی در جهان است که از بیش از 150 سال پیش تاکنون، در ستیز دائمی با منطق سلطه‌گرانه اقتصادی کمپانی‌های استعماری دیروز و شرکت‌های چندملیتی امروز است. تفاوتی ندارد که روی میز چه باشد؛ قرارداد واگذاری منابع ایران ذیل عنوان «رویتر» یا «تالبوت»، همه و همه در ایران با مقاومت روبرو می‌شوند. ملی‌شدن صنعت نفت نیز برآشوبیدن همان ایدۀ ایستادگی در برابر سرمایۀ فرامرزی و سلطه‌‌گری مالی است. 

ایران امروز نیز در چنین وضع و حالی است. ایران تنها با آمریکا و اسرائیل یا متحدان آن‌ها نمی‌جنگند؛ ایران در حقیقت در یک ستیز بی‌امان با تمام سرمایه‌های فرامرزی و سلطه‌گری مالی جهانی است که در قالب شرکت‌های چندملیتی «های‌تک»، مراکز هوش مصنوعی یا کمپانی‌های بزرگ تسلیحاتی متجلی شده‌اند. نبرد امروز ایران با اسرائیل و آمریکا، امتداد همان نبرد و در ادامۀ همان منطق سده‌های پیشین ایران است. چه رویتر دیروز باشد و چه «بلک راک» امروز، ایران منطق خود را رها نکرده است.

ایرانِ امروز می‌کوشد تا یک‌بار دیگر سنت خود را پاس دارد. روزگاری، ایستادن در برابر کمپانی‌های چندملیتی و قایق‌های توپ‌دار و سربازان مزدور هندی برای حراست از منافع بریتانیا در ایران، اعلام وفاداری به سنت ایستادگی ایران بود و امروز ایستادگی در برابر «انحصارطلبی ژئواکونومیک» قدرت‌های بزرگ و جنگِ متکی به مراکز دادۀ شرکت‌های بین‌المللی، رقم زدن مقاومت است.

در روزگاری که جنگ‌افزارهای مدرن، با اتصال دائمی به دایره نقاله تولید فرامرزی، انبوه و بین‌المللی تسلیحات و شلیک همان تسلیحات با داده‌های دسته‌بندی‌شده هوش‌ مصنوعی و مراکز داده مستقر در کشورهای منطقه در حال به چالش کشیدن ایستادگی ایران‌اند، ایران نیز این‌بار سنت ایستادگی خود را با نوعی هنر رزم متمایز به رخ می‌کشد؛ فناوری‌های بومی، بدیع و نوآورانه‌ای که صورت جدیدی از نبرد را تصویر کرده‌اند؛ تقابل فناوری بومی و نوآور در برابر سرمایۀ فرامرزی و شرکت‌های چندملیتی.

نزدیک به دو قرن رد خون در تاریخ ایران، رد رنگین همین استقامت است. اگر در این نبرد بی‌امان، هم‌سنگر قابلی بود، یا خود در همان سرمایه مالی جهانی مضمحل شده یا از بین رفته است؛ ایران امروز، مستظهر به سنت و قرن‌ها تجربه عملی مقاومت، یگانه نیرویی است که سرمایه مالی سلطه‌گرانه جهانی را به‌چالش می‌کشد؛ همان‌گونه که پیش از این نیز چنین بود.

یادداشت از: کیاوش کلهر، دانش‌آموخته علوم سیاسی

انتهای پیام/