وطن فقط یک نام روی نقشه نیست/هر میدان قصه‌ای از ایستادن

به گزارش روز سه‌شنبه خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، جایی میان سکوت و واژه‌ها، وقتی دنیا آرام‌تر می‌شود و دل فرصت نفس کشیدن پیدا می‌کند. قصه‌ها آهسته می‌آیند، کنارمان می‌نشینند و مثل نوری کم‌سو در تاریکی شب، فکرهایمان را روشن می‌کنند.

اولین صدای انفجار که آمد، مادربزرگ زیر لب گفت: خاک که بلرزد، دل آدم هم می‌لرزد.ما ترسیدیم. خشمگین شدیم. خبرها آمدند؛ نام‌هایی که دیروز میان ما می‌خندیدند، امروز در قاب‌ها آرام گرفته بودند. گریستیم… اما ایستادیم.

کوچه‌ها پر از قدم‌هایی شد که برای دفاع از خاکشان می‌دویدند. دست‌ها در دست هم گره خورد؛ پیر و جوان، زن و مرد، از هر سلیقه و هر محله. انگار ناگهان فهمیدیم یک چیز از همه بزرگ‌تر است: «ما».

در میان دود و خبرهای تلخ، لحظه‌هایی هم بود که بوی معجزه می‌داد؛ نجاتی غیرمنتظره، همدلی‌ای که از دل تاریکی جوانه زد، و ایمانی که زیر آسمان پراضطراب شهر روشن‌تر شد.دشمن آمده بود تا ما را بترساند، اما چیزی را ندیده بود: دل‌هایی که وقتی پای خاکشان وسط باشد، از ترس عبور می‌کنند.

آن روزها، واژه‌ها هم تغییر کردند. «خانه» فقط یک دیوار نبود؛ «وطن» فقط یک نام روی نقشه نبود. هر میدان قصه‌ای شد از ایستادن، از امید، از مردمی که فهمیدند اگر کنار هم بمانند، حتی در سخت‌ترین روزها هم می‌توانند روشنایی را پیدا کنند.و ما، با همه زخم‌ها و اشک‌ها، هنوز باور داریم:این خاک، با دل‌های ما زنده است.

انتهای پیام/7558