شکست چند بُعدی آمریکا یک ماه پس از شروع جنگ
- اخبار رسانه ها
- اخبار چند رسانه ای
- 11 فروردين 1405 - 15:06
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، روز سی و یکم جنگ، یکی از شاخصترین روزهای عملیات ایران، علیه زیر ساختهای اقتصادی، انرژی و نظامی رژیم صهیونیستی و همچنین زیر ساختهای متعلق به برخی گماشتگان مزدور آمریکا در منطقه بود.
پالایشگاه نفت حیفا دیروز در چند نوبت هدف حمله قرار گرفت. منابع صهیونیستی اذعان کردند در این حملات، 10 موشک به حیفا و خلیج آن اصابت کرده و پالایشگاه نفت و دو ساختمان در «کریات آتا» و «شفا عمرو» بهشدت آسیب دیدهاند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، برخاستن دود سیاه غلیظی از محل پالایشگاه دیده میشود.
در حالی که رژیم صهیونیستی در گذشته ادعا میکرد 90 درصد موشکهای ایران رهگیری و منهدم میشوند، حالا روزنامه هاآرتص به نقل از منابع نظامی ا اذعان میکند: نرخ موفقیت موشکهای ایرانی در اسرائیل به 80 درصد رسیده و موشکها رهگیری نمیشوند. وسط رنج اسرائیلیها، نتانیاهو جز لفاظیهای توخالی چیزی برای ارائه ندارد.
کدام طرف جنگ دست برتر را دارد؟
جنگ در حالی وارد دومین ماه خود شده و حملات راهبردی ایران رو به تصاعد گذاشته، که ترامپ و نتانیاهو تصور میکردند ایران ظرف دو روز از پا در میآید. اما اکنون تحلیلگران بسیاری در آمریکا و غرب اذعان دارند که ایران، دست برتر را در جنگ دارد و در مقابل، ترامپ هیچ گزینه خوب یا متوسطی در پیش ندارد. در این باره، نشریه فارن افرز تاکید کرده است: در تنگه هرمز، ایران دست بالا را دارد و آمریکا هیچ گزینه خوبی ندارد.
دولت ترامپ از هرج و مرج در بازارهای جهانی نفت غافلگیر شده است.
همچنین الکس یانگر، رئیس سابق سرویس جاسوسی انگلیس (MI6) گفت: ایران در حال حاضر دست بالا را در جنگ دارد. از اینکه به این نتیجه رسیدهام متأسفم، بنابراین هیچ همدلیای میان ما وجود ندارد. واقعیت این است که آمریکا این مأموریت را دستکم گرفت. و دو هفته پیش، ابتکار عمل را عملاً به ایران واگذار کرد. در عمل، ایران بسیار مقاومتر از آن چیزی بوده که هر کسی انتظار داشت. آنها حتی از ماه ژوئن گذشته تصمیمات درستی گرفتند، از جمله پراکندهسازی توان نظامی و واگذاری اختیار استفاده از تسلیحات، که به آنها تابآوری بیشتری داده است.
وی افزود: آنها به «تشدید افقی» روی اوردند، یعنی شلیک موشک به هر هدفی در برد خود؛ چیزی که در آن زمان، صادقانه بگویم، به نظرم دیوانگی میآمد اما در واقع، این کار روش مؤثری برای تحمیل هزینه مستقیم به آمریکا بوده و تا حدی موفق عمل کرده است. همچنین آنها با فهم اهمیت جنگ انرژی تنگهها را در وضعیت تهدید نگه داشتند و عملاً درگیری را به سطحی جهانی کشاندند.
در حالی که نشریه ایندیپندنت میگوید «به احتمال زیاد ایران به زودی اقتصاد جهانی را کنترل کرده و آمریکاییها را با بدترین گزینههای ممکن روبهرو خواهد کرد»، خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی خاطر نشان کرد: سیطره ایران بر تنگه هرمز، قویتر از همیشه شده است. پس از یک ماه از جنگ، ایران احتمالاً مهمترین پیروزی استراتژیک را به دست آورده؛ تسلط فزاینده بر ترافیک عبوری از تنگه هرمز.
دومینوی دامنه دار شوک اقتصادی
شوک جنگ به اقتصاد جهان، روزانه در حال تصاعد است. طی یک ماه گذشته، بیش از 120 میلیارد دلار از ارزش بازار سهام دوبی و ابوظبی از بین رفته است. همچنین بلومبرگ میگوید «کمبود عرضه سوخت در اروپا باعث ایجاد شکافی در حدود 9 میلیون بشکه در روز شده؛ که از مجموع مصرف چند کشور اروپا بیشتر است».
در آمریکا، در حالی که شهروندان مجبور شدهاند برای زدن یک باک بنزین 150 دلار بپردازند، شبکه فاکس نیوز نزدیک به ترامپ گفت: با دو برابر شدن قیمت سوخت جت در بحبوحه درگیریهای خاورمیانه، خطوط هوائی برای کمبود سوخت آماده میشوند. شرکتهای هواپیمایی یونایتد، دلتا و امریکن، همگی برای جبران افزایش هزینهها، کرایهها را افزایش میدهند.
روزنامه نیویورک تایمز دیروز نوشت: هر آمریکایی برای پر کردن باک خودروی خود، 27 درصد بیش از ماه قبل هزینه میپردازد. این رخداد به زنجیره تأمین کالا سرایت کرده و فشار مستقیمی بر بودجه روزانه خانوارها وارد میکند. این دومین شوک بزرگ قیمتی در 3 دهه اخیر است.
ناوها اگر قوت داشتند نمیگریختند
برخی رسانههای آمریکایی ادعا کردند پنتاگون در حال آمادهسازی برای انجام چند هفته عملیات زمینی در ایران است اما ترامپ هنوز تصمیم نهائی را اتخاذ نکرده است. ناو «یواساس تریپولی» در ژاپن مستقر بوده و ناو «یواساس باکسر» در پایگاه سندیگو در آمریکا مستقر است. ادعا شده که اعزام این دو ناو، با هدف ایجاد سرپلهایی برای حمله به جزایر و سواحل راهبردی ایران صورت گرفته است.
اما دو ناو تریپولی و باکسر، قرار است کدام گره را از کار آمریکا بگشایند؛ و حال آن که پیش از این، در کمتر از هشت ماه، سه ناو دیگر پنتاگون مجبور به فرار از تیررس ایران و محور مقاومت شدهاند؟! ناو هری ترومن در ابتدای سال گذشته، به نزدیکیهای یمن آمد تا کار انصارالله را یکسره کند. اما چند بار مورد اصابت یا در معرض اصابت قرار گرفت، چندین جنگنده آن سرنگون شدند و این ناو، ناچار به فرار از منطقه شد. ترامپ، پس از این افتضاح، آتشبس اعلام کرد و حالا نگران است که مقاومت یمن، ضربات راهبردی را در امارات و عربستان (شرکت نفتی آرامکو و خط لولههای آن/ پایگاههای نظامی)، یا در تنگه باب المندب و دریای سرخ وارد کند.
ناو دوم، آبراهام لینکلن بود که در آغاز حمله به ایران، با دبدبه و کبکبه تا سیصد کیلومتری سواحل ایران آمد؛ اما پس از مواجه شدن با اصابت و تهدیدات جدی تا هزار کیلومتر دورترگریخت و سندی برای درماندگی و تحقیر آمریکا در ماجرای انسداد تنگه هرمز شد. ناو سوم، جرالد فورد بود که از ماموریت ونزوئلا بر میگشت و به مدیترانه و سواحل رژیم صهیونیستی اعزام شد تا در عملیات حمله به ایران شرکت کند. اما چند هفته بعد، اعلام شد توالتهای آن دچار بحران انسداد فاضلاب شده و هزاران خدمه آن را گرفتار کرده است. سپس خبر آمد که در رختشویخانه ناو، آتش سوزی گسترده رخ داده و فرماندهان آن مجبور شدهاند به جای عزیمت به سمت ایران، به طرف تعمیرگاه در یونان حرکت کنند و از مدار عملیاتی خارج شوند.
پنتاگون و تیم عملیات روانی دولت ترامپ، باید توضیح دهند تریپولی و باکسر، چه غلط اضافهای توانند بکنند که سه ناو قبلی نتوانستند؟ آیا قرار است داغ سرشکستی و تحقیر ناوگان آمریکا، به بدنه این دو ناو بخورد؟ نیروهای نظامی ماهر و دلیر ایران، در طول این سالها، فقط برای کشتن چند صد تفنگدار نگون بخت پنتاگون برنامهریزی نکردهاند، بلکه تاکتیکهای اسارت آنها را هم بارها تمرین کردهاند. این میتواند بیسابقهترین سرشکستگی ارتش آمریکا باشد، در صورتی که بخت با ایران یار باشد و ترامپ، آنها را به میان تله مرگبار بفرستد. همان گونه که نشریه انگلیسی دیلی میل نوشت: سربازان آمریکایی با «باتلاق مرگ» روبهرو هستند.
دهان گشاد و دستان خالی ترامپ
ترامپ هیچ گزینه خوبی ندارد. او همه چیز را به خاطر اینکه بازیچه نتانیاهو و مافیای صهیونیستی «اپستین» شده، باخته است. او تقریبا هر روز، آشفته و سردرگم و بیسر و ته حرف میزند تا بحران اقتصادی و سیاسی ناشی از قدرتنمایی ایران را فرو بنشاند. اما کمتر کسی حتی از رای دهندگان سابق آمریکایی، دروغهای او را باور میکنند. ترامپ دیروز از یکسو وانمود کرد در جنگ و تغییر رژیم پیروز شده و از ظرف دیگر مدعی شد مذاکره با ایران در جریان است. اما وسط این آشفته گوییها، و در اولین روز هفته در غرب و بازارهای جهانی، قیمت نفت برنت بیش از 4 دلار افزایش یافت و به 116.71 دلار برای هر بشکه رسید.
با این وجود، خبرگزاری اقتصادی بلومبرگ میگوید « مقامات آمریکا و تحلیلگران وال استریت پیشبینی کردهاند که قیمت نفت ممکن است به رقم 200 دلار برسد. با گذشت یک ماه از جنگ، پیامدهای اقتصادی آن بهسرعت در حال گسترش است و متحدان واشینگتن- از اروپا تا شرق آسیا- با افزایش هزینهها و بحران انرژی مواجه شدهاند. این جنگ، همان الگویی را تکرار کرده که پیشتر در جنگ تجاری ترامپ دیده شده بود؛ بیشترین فشار نه بر دشمنان، بلکه بر متحدان آمریکا وارد میشود؛ اما اینبار با ابعادی گستردهتر. اختلال در بازار جهانی کالاها، از جمله فلزات و کودهای شیمیایی، در حال افزایش است، اما مهمترین ضربه به بازار انرژی وارد شده است.
ترامپ این همه شکست را کجا پنهان میکند؟
دونالد ترامپ، دیروز ادعا کرد که حملات هوائی مشترک آمریکا و اسرائیل، به «تغییر رژیم» انجامیده است! او در عین حال گفت: «اگر بخواهم با شما صادق باشم، کار مورد علاقۀ من گرفتن نفت ایران است، اما برخی افراد نادان در داخل ایالات متحده میگویند: «چرا این کار را میکنی؟» اما آنها آدمهای احمقی هستند».
اما کمتر کسی مهمل گوییهای ترامپ درباره پیروزی بر ایران را باور میکند. روزنامه گاردین دیروز نوشت: ترامپِ در تنگنا قرار گرفته نیروهای زمینی آمریکا را به خاک ایران اعزام کند تا از تحقیر در جنگی که خود آغاز کرده و به درستی مدیریت نکرده و نمیتواند به آن پایان دهد، جلوگیری کند. او طوری رفتار میکند که انگار شوک جهانی انرژی، شکست تحقیرآمیز آمریکا در تنگه هرمز، مقاومت تسلیمناپذیر ایران و عدم وقوع آشوب وعده داده شده در تهران، هیچ ربطی به او ندارد. ترامپ نمیفهمد که ایران در حال جنگ نامتقارنی است که حتی بزرگترین بمبها هم نمیتوانند غرور، ایمان و تاریخ را از بین ببرند. او بهطور فزایندهای منزوی شده، و در وضعیتی دشوار قرار دارد؛ ترامپ باید اشتباه خود را بپذیرد. دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ همیشه قرار بود به فاجعه ختم شود و اکنون این اتفاق در حال رخ دادن است.
گاردین همچنین نوشت: تاکتیک «اول تهدید، و بعد چرخش 180 درجهایِ» ترامپ در جنگ ایران، نخنما شده است. او با دریافت لقب رئیسجمهوری که «همیشه جا میزند»، کنترل جنگ ایران را از دست داده و به بنبست رسیده است. ترامپ اکنون با شرایط پیچیدهتری مواجه است و تهران تمایلی به عقبنشینی ندارد.
احمق نباشیم! ایران شکستناپذیر است
دنیس جان کوسینیچ (نماینده سابق کنگره و همچنین کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری 2008 و 2004 آمریکا) هم گفت: ایران، شکستناپذیر است، جنگ با ایران فقط تلفات مرگبار، شکست و بیآبرویی دارد! هیچ پیروزی در کار نیست. ایران شکست نخواهد خورد. ایران تسخیر نخواهد شد. حتی فکر کردن به آن حماقت است. آنهائی که چنین فکری میکنند، هیچچیز از فرهنگ ایرانی نمیدانند. هیچچیز از مردم ایران نمیدانند. هیچچیز از جغرافیا نمیدانند. این نهایت بیآبرویی برای یک دولت آمریکاست که جوانان را به سوی مرگی حتمی و تلفات سنگین بفرستد.
از سوی دیگر، روزنامه وال استریت ژورنال نوشت: استراتژی ترامپ در قبال ایران آشفته و مبهم است. آیا رویکرد کنونی ترامپ به تضعیف جمهوری اسلامی منجر خواهد شد یا به بقای طولانیتر آن کمک خواهد کرد؟ مشکل کارزار کنونی ترامپ این است که وی واکنشی را برانگیخته که در شرایط دیگر به نفع ایران نبود: مسدود کردن تنگه هرمز. کسانی که امید زیادی به این جنگ داشتند، اکنون با احتمال پایانی مواجهند که ایران عملاً حق وتوی ضمنی بر تنگه را حفظ میکند.
سردبیر بینالملل شبکهٔ اسکاینیوز با بیان اینکه آمریکا «پلن B” ندارد، افزود: ترامپ در جنگ با ایران شکست خواهد خورد. چراکه در محاسبه میزان مقاومت ایرانیها، دچار اشتباهی استراتژیک شده است. حرفهای ترامپ کاملاً متناقض است. او سعی دارد وضعیت موجود را بهعنوان یک پیروزی رنگآمیزی کند. این درحالی است که تنها تغییر ایجاد شده، روی کار آمدن یک ساختار به مراتب سرسختتر است که قطعاً هدف اولیه آنها از شروع جنگ نبوده است.
دکتر اسامه شعث نیز در شبکه القاهره الاخباریه: تاکید کرد آمریکا فکر میکرد کار ایران در یک ساعت تمام میشود. اما محاسبات ترامپ اشتباه از آب درآمد و حالا آمریکا در تنگناست و زمان هم به نفعش نیست.
پیروز جنگ کیست؟
در پاسخ به این سؤال مهم، نشریه انگلیسی اکونومیست مینویسد: ایران، در جنگ انرژی پیروز میشود. ایران در حال حاضر روزانه بین 2.4 تا 2.8 میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی صادر میکند. بخش نفت ایران به روشهایی با شرایط تطبیق یافته که آن را در برابر حملات و تحریمها مقاومتر کرده است. ایران در واقع توانسته از طریق بستن گلوگاه تنگه هرمز، امتیازات بیشتری نسبت به دیپلماسی از ایالات متحده بگیرد.
ترامپ و نتانیاهو، حماقت صدام را تکرار کردند
نشریه فرانسوی لوموند از زاویه دیگری به شکست ترامپ و نتاانیاهو پرداخت و نوشت: آیا ترامپ و نتانیاهو بهجای سرنگون کردن رژیم ایران، آن را نجات نمیدهند؟ جنگ ایران و عراق و همچنین رویدادهای غزه، این پرسش را مطرح میکند که آیا در نهایت، جنگ به نفع نیروهای اسلامگرا تمام نمیشود؟ نه تنها یک ماه بمباران آمریکایی-اسرائیلی به سقوط نظام در ایران منتهی نشده بلکه اینک نسلی جدید، همانقدر مصمم و تندرو، زمام کار را به دست گرفته است. انگار شروع این جنگ باعث تجدید حیات رژیم شد. شاید توجه به سابقۀ جنگ ایران و عراق میتوانست مانع خطای کنونی شود. صدام تصور میکرد حکومت ایران گرفتار رقابتهای درونی، تروریسم داخلی و مقابله با گروههای معارض کرد است و بنابراین خیلی زود فروخواهد پاشید. اما اتحاد ملی ایرانیان، پیروزی برقآسایی را که صدام حسین در خواب میدید به کابوس یک جنگ فرسایشی تبدیل کرد. اگر اسرائیل در سرزمینی به مساحت ٣65 کیلومترمربع در غزه نتوانست حماس را از بین ببرد، چگونه میتوان تصور کرد که تهاجم به سرزمینی سهبرابر فرانسه، جمهوری اسلامی را نابود خواهد کرد؟ زمان جنگ و سوگواری در نهایت به نفع اسلامگرایان تمام میشود، زیرا عطش انتقام همچنان نیروهای جدید و تازهنفس را برمیانگیزد.
رونمایی از نظم پساآمریکایی
نشریه آمریکایی «مدرن دیپلماسی» با بررسی این سؤال که تنگه هرمز را چه کسی کنترل میکند؟، نوشت: اولین مدلی که میتوان از طریق آن نتایج کنترل هرمز را مشاهده کرد، مدل امنیت تحت سلطه آمریکا است. از زمان دکترین کارتر در سال 1980، آمریکا امنیت خلیجفارس را تضمین کرده است. جنگ 2026 بیان تهاجمی این دکترین است، اما شاید همچنین نابودی این دکترین باشد. آمریکا به مهاجم جنگ طلب و خودخواه تبدیل شده که تنگه را مختل میکند، نه ضامن امنیتی که دکترین آنها را به عنوان آن معرفی میکند. 2000 کشتی گرفتار شدهاند، قیمت نفت در حال افزایش است و متحدان بسیار نگران هستند.
مدل کنترل دوم ممکن شامل اهرم ایران است. ایران قبلاً شروع به دریافت هزینه از کشتیها برای عبور امن از تنگه کرده، ادعای مستقیم کنترل حاکمیتی که یادآور ملی سازی ناصر از شرکت کانال سوئز است. طرح پنج مادهای ایران به صراحت خواستار «اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز» است – این بیانیه نیت استراتژیک است، نه موضع مذاکرهای قابل تغییر. ایران، توانایی تهدید تنگه از طریق مینها، هجوم پهپادها و موشکهای ساحلی را حفظ کرده است. خطر اینجاست که ایران ممکن است تنگه را نه برای بستن دائمی آن، بلکه به عنوان یک جاده عوارضی دائمی و ابزار اجباری استفاده کند.
آیا این نشانهای از یک نظم پساآمریکایی است؟ آمریکا سرمایه سیاسی جهانی را صرف کرده که به سادگی نمیتواند آن را بازیابی کند. متحدان، دخالتهای آمریکا را محکوم یا از آن فاصله گرفتهاند و از ارائه حمایت نظامی در همه زمینهها خودداری کردهاند. تصمیم یکجانبه برای حمله در جریان مذاکرات هستهای جاری و ناتوانی بعدی در دستیابی به تغییر پاک رژیم یا توافق سریع، نشانههای کلاسیک گسترش بیش از حد نئوامپریالیستی را نشان میدهد. افول معمولاً یک لحظه واحد نیست، بلکه بیشتر یک روند است که بحرانها میتوانند آن را تسریع کنند.
منبع: کیهان
انتهای پیام/