یک عاشقانه آرام زیر سایه بمباران
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 11 فروردين 1405 - 13:53
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، عشق و جنگ هرچند تناقض دارد اما عاشقانهترینها در دل جنگ خلق شده است؛ در میانه مرگ و زندگی، در کشاکش بیم و امید.
"دختر شینا"، نوشته بهناز ضرابیزاده، از جمله این عاشقانههاست که در دهه 90 با تمرکز بر تلخیها و شیرینیهای زندگی قدمخیر محمدی کنعان، همسر شهید ستار ابراهیمی میپردازد. این اثر که میتوان آن را آغاز ورود جدی ضرابیزاده به عرصه خاطرات دفاع مقدس توصیف کرد، روایت خود را از دوران کودکی راوی آغاز میکند و پس از آن، به دوران ازدواج و زندگی مشترک تا پس از شهادت همسر میپردازد.
نثر کتاب، شیرین و خواندنی است اما بیشتر از آن، این خاطرات ساده و در عین حال قابل تأمل قدمخیر است که توانسته در این سالها مخاطب با عقاید و سلایق مختلف را با خود همراه کند. انتشار این اثر از همان ابتدا با استقبال همراه بوده؛ بهطوری که همواره در این سالها به عنوان یکی از پرمخاطبترین آثار جنگ مطرح است.
"دختر شینا" روایت یکی از هزاران بانویی است که در جنگ، همراه و پشتیبان همسرانشان بودهاند، با کاستیها ساخته و با تمام وجود پای ایران ایستادند تا وجبی از خاک پاک سرزمینشان با حضور پوتینهای خارجی آلوده نشود.
هرچند دوره خاطرات متعلق به دهه 50 و 60 در همدان میگذرد،اما نوع تعامل و رابطه قدمخیر با خانواده به ویژه همسر، نکات قابل تأملی برای نسل جدید به ویژه زوجهای جوان دارد. در این اثر با زنی مواجه هستیم که علیرغم مشکلات و در حالی که جنگ، بر سر آرزوهایش سایه افکنده، تلاش دارد نبض خانه را زنده نگاه دارد.
رهبر شهید انقلاب در تقریظی بر این اثر، فرموده بودند:
"رحمت خدا بر این بانو صبور و با ایمان؛ و بر آن جوان مجاهد و مخلص و فداکاری که این رنجهای توانفرسای همسر محبوبش نتوانست او را از ادامه جهاد دشوارش بازدارد. جادارد از فرزندان این دو انسان والا نیز قدردانی شود."
شهریور 91
در بخشهای پایانی این اثر میخوانیم: ««... کمی بعد با پنج بچه قد و نیمقد نشسته بودم سرخاکش باورم نمیشد صمد آن زیر باشد؛ زیر یک خروار خاک. هر کاری کردم بگذارند کمی کنارش بنشینم. نگذاشتند. دستم را گرفتند و سوار ماشین کردند. وقتی برگشتیم، خانه پر از مهمان بود. دوستانش میآمدند. از خاطراتشان با صمد میگفتند. هیچکس را نمیدیدم هیچ صدایی نمیشنیدم. باورم نمیشد صمد من آن کسی باشد که آنها میگفتند. دلم میخواست سریعتر همه بروند. خانه خالی بشود. من بمانم و بچهها. مهدی را بغل کنم. زهرا را ببوسم. موهای خدیجه را ببافم. معصومه را روی پاهایم بنشانم. در گوش سمیه لالایی بخوانم. بچه هایم را بو کنم. آنها بوی صمد را میدادند. هر کدامشان نشانی از صمد توی صورتشان داشتند. همه رفتند تنها شدم. تنها ماندم. تنها ماندیم. مهدی سه ساله مرد خانه ما شد... .»
"دختر شینا" از سوی انتشارات سوره مهر در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است. این اثر تاکنون به زبانهای مختلف از جمله عربی، ترکی استانبولی، روسی و... ترجمه شده است.
انتهای پیام/