شاهرود و رویان در سوگ و حماسه؛ وداع مردم با 2 سرباز آسمانی
- اخبار استانها
- اخبار سمنان
- 10 فروردين 1405 - 18:04
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شاهرود، صبح امروز شاهرود، رنگ دیگری داشت؛ شهری که از نخستین ساعات روز، در امتداد مسیر تشییع، خود را برای وداعی بزرگ آماده کرده بود. خیابانها آذینِ پرچمهای سیاه و سهرنگ بود و عطر اسپند و گلاب در هوا میپیچید. از کانون جوانان بسیج تا ساعت گل، جمعیتی موجزن و دلداده، آمده بودند تا پیکر مطهر دو سرباز جوان پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، شهیدان ابوالفضل حاجمحمدی و امیرحسین بختیاری را بر دوش بگیرند و با چشمانی اشکبار، اما سرافراز، بدرقه کنند. اینجا فقط یک آیین تشییع نبود؛ صحنه تجلی وفاداری یک ملت به راه شهدا، انقلاب و ولایت بود.
از همان آغاز مراسم، حضور اقشار مختلف مردم چشمگیر بود؛ پیرمردانی که عصا به دست، آرام اما استوار در جمعیت قدم برمیداشتند، مادرانی که کودکان خود را در آغوش گرفته بودند و با نگاه به تابوتهای گلپوش، زیر لب صلوات میفرستادند، نوجوانانی که پرچم در دست داشتند و جوانانی که تصویر شهیدان را بالا گرفته بودند. کسبه، فرهنگیان، کارگران، دانشجویان، خانوادههای معظم شهدا، جانبازان، بسیجیان، نیروهای نظامی و انتظامی و مردم عادی، همه آمده بودند تا بگویند خون این فرزندان ایران، فراموششدنی نیست.
پیکرهای مطهر این دو سرباز شهید، بر دوش مردمی حرکت میکرد که بغضشان با فریادهای «لبیک یا حسین»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» گره خورده بود. هر گام این جمعیت، روایتی از پیوند عمیق مردم با آرمانهای انقلاب اسلامی بود. اشکها جاری بود، اما در دل همین اندوه، صلابت و ایستادگی موج میزد؛ گویی مردم شاهرود آمده بودند تا یکبار دیگر به دشمنان این سرزمین بفهمانند که شهادت، نه پایان راه، که آغاز یک بیداری تازه است.
در طول مسیر، نوحهها و مرثیهها با زمزمه مردم در هم میآمیخت. صدای گریه مادران با صلوات مردان و شعارهای حماسی جوانان، حالوهوایی کمنظیر به مراسم بخشیده بود. تابوتها در میان حلقههای پیدرپی مردم، آرام و با احترام پیش میرفت و بسیاری دست بر تابوت میکشیدند، اشک میریختند و زیر لب با شهیدان نجوا میکردند. برای مردم، این دو جوان تنها دو سرباز نبودند؛ دو فرزند برومند وطن بودند که در راه دفاع از امنیت و عزت ایران اسلامی جان خویش را فدا کردند.
حضور خانوادههای شهدا، قلب این اجتماع بزرگ بود. چهرههای صبور اما داغدیده، بیش از هر چیز شکوه این مراسم را معنا میکرد. در نگاه پدران و مادران، هم داغ بود و هم افتخار؛ هم اشک بود و هم رضایت. مردم با دیدن آنان، حلقهوار گردشان جمع میشدند، دستشان را میبوسیدند و به احترامشان سر فرود میآوردند. این صحنهها نشان میداد که فرهنگ تکریم شهید و خانواده شهید، همچنان زنده و ریشهدار است.
در میانه جمعیت، یک مرد میانسال که پرچم ایران را بر دوش انداخته بود، با صدایی بغضآلود گفت: «این دو شهید، پسران همه ما هستند. امروز شاهرود و رویان فقط برای تشییع نیامدهاند؛ آمدهاند بگویند راه شهدا ادامه دارد و این ملت، زیر پرچم ولایت، از خون فرزندانش پاسداری میکند.» او تأکید کرد که دشمن اگر گمان کند با به شهادت رساندن جوانان این مرز و بوم میتواند مردم را از آرمانهایشان جدا کند، سخت در اشتباه است.
کمی آنسوتر، بانویی که کودک خردسالش را در آغوش داشت، در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود، گفت: «من امروز فرزندم را آوردهام تا بداند امنیت و آرامش این کشور، مدیون چه انسانهای بزرگی است. شهدا زندهاند و ما باید فرزندانمان را با نام و راه آنان تربیت کنیم. این حضور مردم یعنی هنوز دلها با رهبر انقلاب و با مسیر شهداست.» سخنان او، بازتاب همان احساسی بود که در چهره بسیاری از زنان حاضر در مراسم دیده میشد؛ زنان و مادرانی که با تمام وجود، بار انقلاب را بر دوش کشیدهاند.
یک جوان دانشجو نیز که در کنار دوستانش در مراسم حاضر شده بود، گفت: «ما آمدهایم تا بیعتمان را با ولایت تجدید کنیم. شهدا رفتند تا پرچم این کشور روی زمین نماند. امروز هر کسی در این جمعیت ایستاده، در حقیقت دارد اعلام میکند که ایران اسلامی با شهادت ضعیف نمیشود، بلکه ریشهدارتر و مقاومتر میشود.» این جملات، در میان شعارهای مردم، معنایی دوچندان پیدا میکرد؛ شعارهایی که با صلابت، نشانه وفاداری مردم به ولایت فقیه و آرمانهای امام و شهدا بود.
فضای مراسم، آکنده از نشانههای این بیعت بود. پرچمهای جمهوری اسلامی ایران، تصاویر شهدا، شعارهای انقلابی و حضور نسلهای مختلف در کنار یکدیگر، همگی یک پیام روشن داشت: مردم این دیار، راه خود را از راه ولایت جدا نمیدانند. هر بار که نام رهبر معظم انقلاب بر زبان جمعیت جاری میشد، پاسخ مردم با صلوات و شعارهای پیاپی همراه بود.
این تشییع، تنها وداع با دو شهید نبود؛ نمایش دوباره وحدت مردمی بود که در بزنگاهها، پشت سر ولایت، یکصدا و یکدل میایستند.
شاهرود در آن روز، صحنه خروش نجیب مردمی بود که غم را با غیرت درآمیخته بودند. برخی از مردم در سکوت اشک میریختند و برخی دیگر با فریادهای حماسی، فضای شهر را پر میکردند. کودکان با شاخههای گل در دست، در کنار سالمندان ایستاده بودند؛ نوجوانان، تصاویر شهدا را حمل میکردند و رزمندگان و ایثارگران سالهای دفاع مقدس، با چهرههایی متأثر اما محکم، گویی خاطرات همرزمان آسمانی خود را دوباره مرور میکردند. این همنشینی نسلها، زیباترین جلوه پیوند تاریخی مردم با فرهنگ ایثار و شهادت بود.
حرکت کاروان تشییع به سمت رویان، خود فصل دیگری از این حماسه بود. گویی دلهای مردم شاهرود تا رویان امتداد یافته بود و هر کس به سهم خود میکوشید آخرین ادای احترام را به این دو لاله پرپرشده به جا آورد. در مسیر و در گلزار شهدای رویان، ازدحام جمعیت کمتر از شاهرود نبود. مردم آمده بودند تا فرزندان شهرشان را در خانه ابدی بدرقه کنند؛ خانهای که برای مردان خدا، آغاز جاودانگی است، نه پایان زندگی.
در گلزار شهدا، هنگامی که پیکرهای مطهر برای خاکسپاری آماده میشد، بغض جمعیت شکست. صدای گریه و نوحه در فضا پیچید، اما در همان حال، شعارهای حماسی نیز لحظهای قطع نمیشد. مردم با چشمانی اشکبار، اما مشتهایی گرهکرده، بار دیگر وفاداری خود را به شهدا و ولایت اعلام کردند. در آن لحظه، خاک رویان نه فقط میزبان دو پیکر پاک، که امانتدار دو پرچم برافراشته عزت و شرف شد.
این اجتماع بزرگ، تصویری روشن از حقیقتی عمیق بود: ملت ایران، ملتی است که از شهادت نمیهراسد و در مکتب عاشورا، فقدان عزیزانش را به سرمایهای برای استقامت بدل میکند. مردم شاهرود و رویان با حضور گسترده و پرشور خود نشان دادند که شهادت سربازان این سرزمین، آنان را از میدان خارج نمیکند، بلکه پیوندشان را با انقلاب، آرمانهای امام راحل و مقام معظم رهبری مستحکمتر میسازد. آنان آمده بودند تا بگویند امنیت این کشور، به بهای خون جوانانی به دست آمده که جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند.
بیتردید یکی از برجستهترین ابعاد این مراسم، تجدید عهد مردم با ولایت بود. در جایجای این اجتماع، از دستنوشتهها و شعارها تا سخنان مردم، این معنا موج میزد که شهدا، تربیتیافتگان مکتب ولایتاند و مردم نیز خود را ادامهدهنده همین مسیر میدانند. این حضور گسترده، پاسخی صریح به همه بدخواهان بود که خیال میکنند میتوان میان مردم و رهبری فاصله انداخت؛ حال آنکه خون شهید، این پیوند را هر روز عمیقتر و ناگسستنیتر میکند.
در پایان این بدرقه باشکوه، شاهرود و رویان یک بار دیگر ثابت کردند که شهرهای مؤمن و انقلابی، در لحظات سرنوشتساز چگونه به میدان میآیند؛ با اشک، با افتخار، با حماسه و با بیعت. پیکر دو سرباز جوان به خاک سپرده شد، اما نام و راهشان در حافظه این مردم زنده ماند. امروز این دو شهید در گلزار شهدا آرام گرفتند، اما روح حماسهای که با حضور مردم آفریده شد، تا سالها در کوچهها و خیابانهای این دیار جاری خواهد ماند؛ حماسهای از جنس وفاداری، غیرت، ایمان و عشق به ولایت.
گزارش از: علیرضا رحیمیان
انتهای پیام/