بحران ترانزیتی در آسیای مرکزی؛ پیامد جنگ‌افروزی محور غربی-صهیونیستی

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، «رابرت ام. کاتلر» تحلیلگر و کارشناس ارشد مسائل اوراسیا، در یادداشتی به بررسی تبعات گسترده و مخرب جنگ‌افروزی‌های اخیر ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر امنیت و اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی پرداخته است.

وی در این گزارش تحلیلی تصریح می‌کند که این تجاوزات، استراتژی تنوع‌بخشی به مسیرهای ترانزیتی در این منطقه را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.

تکاپوی دیپلماتیک؛ از پیشنهاد قزاقستان تا فعال‌سازی فرمت C6

پیشنهاد اخیر «قاسم جومارت توکایف» رئیس‌جمهور قزاقستان مبنی بر میزبانی شهر «ترکستان» برای برگزاری مذاکرات مرتبط با کاهش تنش‌ها، به روشنی نشان می‌دهد که دامنه این درگیری‌ها تا چه حد مستقیماً آسیای مرکزی را تحت تاثیر قرار داده است. کشورهای این منطقه دیگر تنها نظاره‌گر تحولات پیرامون ایران نیستند. پیش از آنکه توکایف این پیشنهاد را مطرح کند، دولت‌های آسیای مرکزی به شدت درگیر مدیریت بحران، هماهنگی‌ های اضطراری دیپلماتیک و ابراز نگرانی فزاینده نسبت به پیامدهای اقتصادی این جنگ‌افروزی بودند.

بحران تحمیلی اخیر، به یک آزمون واقعی برای استراتژی «تنوع‌بخشی به مسیرهای جنوبی» در آسیای مرکزی تبدیل شده است. در سال‌های گذشته، دولت‌های این منطقه تلاش کرده‌اند تا از طریق خاک ایران، قفقاز جنوبی و در برخی موارد افغانستان و پاکستان، دسترسی خود را به بازارهای جهانی گسترش دهند. این مسیرها با باز کردن راه دسترسی به ترکیه، اروپا، بازارهای خلیج فارس و اقیانوس هند، وابستگی به کریدورهای شمالی را کاهش می‌دهند. اما اکنون، شرایط جنگی این استراتژی را تحت فشارهای شدیدی قرار داده است.

در عرصه عملی، ترکمنستان چهار گذرگاه مرزی جدید را در مرز با ایران فعال کرده است. جمهوری آذربایجان نیز از طریق مسیر زمینی آستارا، به روند تخلیه اتباع خارجی کمک کرد.

بر اساس گزارش‌های رسمی، عشق‌آباد در بازه زمانی 28 فوریه تا 2 مارس، امکان ترانزیت بیش از 200 تبعه خارجی از 16 کشور را فراهم آورد. ازبکستان و قزاقستان نیز برای بازگرداندن شهروندان خود از مسیرهای جایگزین بهره بردند.

این واکنش‌های فوری، به نشست وزرای خارجه پنج کشور آسیای مرکزی به علاوه جمهوری آذربایجان (فرمت C6) در 2 مارس معنای سیاسی عمیق‌تری بخشید و نشان داد که این ساختار می‌تواند به عنوان یک پلتفرم هماهنگی در شرایط بحرانی عمل کند.

سازمان کشورهای ترک‌زبان نیز با برگزاری نشست در استانبول، نسبت به بی‌ثباتی‌های ناشی از این تنش‌ها هشدار داد.

فشار بر شریان‌های حیاتی ترانزیت و لجستیک

گزینه ترانزیت از مسیر پهناور ایران، در شرایط عادی، یک مزیت بی‌بدیل برای آسیای مرکزی محسوب می‌شود که شبکه‌های ریلی و جاده‌ای این منطقه را با کمترین واسطه به ترکیه، اروپا و بنادر خلیج فارس و دریای عمان متصل می‌کند. اما در سایه جنگ‌افروزی‌های محور غربی-صهیونیستی، این کریدور امن با چالش‌هایی نظیر انسداد حریم هوایی، اختلالات مرزی، پیچیدگی‌های ناشی از تحریم‌ها و ریسک‌های بالای بیمه‌ای مواجه شده است.

از سوی دیگر، «کریدور میانی» (مسیر ترانزیت بین‌المللی ترانس‌خزر) که از طریق بنادری چون آکتائو و کوریک و عبور از دریای خزر و قفقاز جنوبی به ترکیه می‌رسد، به شدت به ثبات سیاسی در این گره‌های ارتباطی وابسته است.

حادثه مشکوک اصابت پهپاد به منطقه برون‌بوم نخجوان در 5 مارس، نشان داد که تنش‌ها چگونه می‌تواند به سرعت این کریدور جایگزین را نیز تحت تاثیر قرار دهد. ازبکستان نیز که دروازه مسیرهای جنوبی به سمت افغانستان و پاکستان است، با ابهامات جدی در خصوص امنیت این کریدورها دست‌وپنج نرم می‌کند. واقعیت این است که آتش‌افروزی غرب، نه تنها مسیرهای عبوری از ایران، بلکه کل منطق تنوع‌بخشی به سمت جنوب را زیر سوال برده است.

سرایت شوک‌های اقتصادی و تغییر مسیرهای پروازی

ترکش‌های این بحران اکنون در آسمان منطقه نیز به وضوح قابل مشاهده است. با تغییر مسیر پروازهای خطوط هوایی اروپا-آسیا و اجتناب آن‌ها از حریم هوایی مناطق درگیر، ترافیک هوایی بر فراز آسیای مرکزی به شدت افزایش یافته است.

آژانس ایمنی هوانوردی اتحادیه اروپا (EASA) با صدور بولتن‌های هشداردهنده، شرکت‌های هواپیمایی را به استفاده از مسیرهای جایگزین وادار کرده که این امر اهمیت استراتژیک آسمان آسیای مرکزی را دوچندان کرده است.

اما این تغییرات، هزینه‌های سنگینی نیز در پی دارد. طولانی شدن مسیرهای پروازی، افزایش هزینه‌های سوخت، تغییر در محاسبات بیمه‌ای و رشد چشمگیر هزینه‌های لجستیک، اقتصاد کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی را مستقیماً هدف قرار داده است.

در ترکمنستان، خرده‌فروشان و مصرف‌کنندگان در عشق‌آباد از افزایش شدید قیمت کالاهای وارداتی از ایران به دلیل کندی تجارت مرزی خبر می‌دهند. در قرقیزستان نیز شرکت‌های لجستیکی برای یافتن مسیرهای جایگزین به تکاپو افتاده‌اند. این شوک‌های قیمتی در حوزه‌های سوخت، مصالح ساختمانی و کالاهای مصرفی، به زودی به قزاقستان و ازبکستان نیز سرایت خواهد کرد.

ماجراجویی در خزر؛ تهدیدی برای اتصال اوراسیا

کشانده شدن دامنه تجاوزات به سواحل دریای خزر، سطح خطرات را به شدت ارتقا داده است. تجاوزات آشکار رژیم صهیونیستی به اهداف دریایی در خزر، آتش جنگ را به یک منطقه حیاتی برای انرژی و ترانزیت منطقه‌ای کشانده است. این موضوع دیگر تنها به کشتیرانی در خلیج فارس محدود نمی‌شود، بلکه مستقیماً امنیت اقتصادی آسیای مرکزی و اتصالات اوراسیا را تهدید می‌کند.

ابعاد این بی‌ثباتی فراتر از مرزهای آسیای مرکزی است. پکن برای حفظ کریدورهای امن خود به سمت غرب و جنوب، نیازمند مهار این تنش‌هاست. مسکو نیز با وجود برخی منافع در تضعیف مسیرهای جایگزین جنوبی، تمایلی به افزایش بی‌ثباتی در مجاورت مرزهای خود و حوضه خزر ندارد. اتحادیه اروپا نیز که روی اتصالات ترانزیتی غیرروسی از طریق خزر و قفقاز جنوبی حساب باز کرده، اکنون با آینده‌ای مبهم روبه‌روست.

در نهایت، این بحران نشان می‌دهد که ماجراجویی‌های نظامی و جنگ‌افروزی‌های آمریکا و رژیم اسرائیل، چگونه در حال تخریب زیرساخت‌های اتصال استراتژیک در اوراسیاست.

پرسش اساسی این است که آیا کشورهای آسیای مرکزی می‌توانند در این نظمِ به شدت دوقطبی و پرتنش، استقلال عمل و انعطاف‌پذیری استراتژیک خود را حفظ کنند، یا قربانی مطامع ژئوپلیتیک محور شرارت غربی-صهیونیستی خواهند شد.

انتهای پیام/