پولیتیکو: ایران تنها کشوری که تسلیم هوس ترامپ نشد
- اخبار بین الملل
- اخبار آمریکا
- 10 فروردين 1405 - 16:08
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، ایوو دالدر، سفیر پیشین آمریکا در ناتو در تحلیلی برای نشریه پولیتیکو نوشته است سبک سیاستگذاری ترامپ را روشی مبتنی بر غریزه و تصمیمگیریهای آنی توصیف کرده و نوشته که این بار این سبک او مقابل ایران با شکست مواجه شده است.
به نوشته دالدر، ترامپ در تصمیمگیریهایش در امور جنگ و دیپلماسی درست مانند تصمیمگیریهای جهان کسبوکار وارد جزئیات نمیشود و به فرایند سیاستگذاری، تحلیل عمیق و مشورت با کارشناسان اعتماد ندارد.
او رهبری است که با «احساس درونی» خود پیش میرود و خود گفته: «احساس درونی من گاهی بیشتر از چیزی که مغز دیگران بتواند به من بگوید، به من میگوید.»
به گزارش پولیتیکو، تا پیش از ایران، ترامپ توانسته بود با تکیه بر غریزه خود از پسِ امور بربیاید. به عنوان مثال حملات نظامی او پیش از این توانسته در ونزوئلا به نتایجی دست پیدا کند.
او همچنین مدعی است هشت جنگ را پایان داده، هرچند به نوشته دالدر، بیشتر آن جنگها یا در آستانه پایان بودند یا — مانند جنگ کنگو — هرگز واقعاً تمام نشدند. از جملهٔ این هشت جنگ، به طعنه، جنگ میان اسرائیل و ایران در خرداد 1404 نیز هست.
شکست غریزه در برابر ایران
نویسنده تأکید کرده است که در ایران، غریزهٔ ترامپ برای اولین بار او را ناامید کرده چرا که چهار هفته بمباران، تغییری سریع در نظام یا رفتار ایران ایجاد نکرده است.
به گزارش پولیتیکو، در عوض، تهران با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس و بستن تنگه هرمز، میز را برگردانده و هزینههای فزایندهای بر منطقه و جهان تحمیل کرده است.
دالدر مینویسد که ایران سرانجام به دشمنی مقابل ترامپ تبدیل شده که حتی پس از بمباران ده هزار هدف حاضر نیست در برابر هوسهای او تسلیم شود.
به نوشته تحلیلگر پولیتیکو، برای بسیاری از جمله سه رئیسجمهور پیش از ترامپ این نتیجه کاملاً قابل پیشبینی بود. به همین دلیل است که جرج دبلیو بوش، باراک اوباما و جو بایدن، هر سه در زمان خود دیپلماسی را بر جنگ ترجیح دادند.
اما ترامپ خود را درگیر جزئیات و تحلیلهایی نکرد که رؤسای جمهور پیشین را با وجود فشارهای اسرائیل از بمباران ایران منصرف کرده بود.
تلاشهای ناامیدانهٔ او برای تحمیل توافق از طریق ادعای اینکه تهران «التماس مذاکره میکند» و تمدیدهای پیاپی ضربالاجلها برای تهدید بمباران نیروگاهها، نشانههایی هستند که نشان میدهند او میداند میان دو گزینهٔ بد گرفتار شده است: یا تشدید تنش با اعزام نیروی زمینی (که بسیار ناخوشایند است)، یا پذیرش توافقی که احتمالاً میتوانست بدون جنگ به آن دست یابد.
اشکالات در دیپلماسی؛ دوست و داماد به جای دیپلمات
دالدر در بخش دیگری از تحلیل خود به مشکلات دیپلماسی آمریکا پرداخته و مینویسد که ترامپ به جای تکیه بر دیپلماتهایی با مهارتها و پیشینهٔ لازم برای مذاکره با طرف ایرانی به دوستان و اعضای خانوادهاش متکی بوده که تجربه و دانش لازم را ندارند.
ترامپ، دامادش جرد کوشنر و دوستش استیو ویتکاف، فرستاده ویژه به خاورمیانه را با توجه به تجارب آنها در حوزه معامله گری مأمور دیپلماسی کرده اما به نوشته دالدر، مهارتهای این دو حوزه بسیار متفاوت است و به راحتی قابل انتقال نیستند.
تفاوت معامله و دیپلماسی
نویسنده توضیح میدهد که در بخش خصوصی، معاملهگران روی نکات اصلی توافق به توافق میرسند و جزئیات را به وکلا میسپارند. اما در دیپلماسی، زمینهٔ راهبردی و تاریخی اهمیت دارد، همچنین شناخت آنچه طرف مقابل را حرکت میدهد — که تفاوت اساسی با صرفاً پول درآوردن دارد.
دالدر مینویسد که این را میتوان در رویکرد ویتکاف و کوشنر مشاهده کرد: آنها یک برگهٔ شرایط (یا یک طرح چند مادهای) روی میز میگذارند — 28 ماده برای اوکراین، 20 ماده برای غزه، 15 ماده برای ایران — و سپس سعی میکنند طرف مقابل را با زورگویی وادار به پذیرش آن کنند.
در حالی که این مواد اغلب مبهم، قابل تفسیرهای متعدد و تقریباً همیشه جدا از زمینهٔ منازعهای هستند که قصد حل آن را دارند.
شکست در اوکراین و غزه؛ الگویی تکرارشونده
به گزارش پولیتیکو، ایدهٔ اصلی این است که اگر یک طرف «برگها را در دست داشته باشد»، طرف دیگر باید تسلیم شود. اما دیپلماسی این گونه کار نمیکند.
دالدر به نمونه اوکراین اشاره میکند: 28 مادهٔ اولیه عمدتاً توسط روسیه تنظیم شده بود و کیاف به شدت آن را رد کرد. سپس طرح 19 مادهای جدید با اوکراین تدوین شد که پیشبینیپذیر بود مسکو آن را رد کند. امروز، مذاکراتی که قرار بود در یک روز جنگ را پایان دهد، متوقف شده و منازعه وارد پنجمین سال خود شده است.
در غزه، به نوشته نویسنده، سرانجام آتشبس برقرار شد و همه اسرا آزاد شدند. با این حال، هنوز صلح برقرار نیست. نوار غزه به دو بخش تقسیم شده، اسرائیل یک طرف را کنترل میکند و حماس طرف دیگر را. حماس غیرنظامیسازی نشده و اسرائیل تقریباً روزانه آتشبس را نقض میکند.
طرح 15 مادهای ایران؛ فهرستی از خواستههای حداکثری
نویسنده مینویسد که چشمانداز دستیابی به توافق صلح با ایران در آینده نزدیک نیز بهتر نیست.
طرح 15 مادهای که بسیار مورد بحث است، فهرستی از خواستههای حداکثری است که ایران همواره آن را رد کرده است.
تجربهٔ تلخ ایران با ترامپ؛ مانعی بزرگ برای توافق
به گزارش پولیتیکو، حتی اگر کارزار بمباران در نهایت قدرتمندان تهران را به مذاکره برای پایان جنگ متقاعد کند، تجربهٔ کشورشان با دولت ترامپ، دستیابی به هرگونه توافق را بسیار دشوار خواهد کرد.
به نوشته دالدر، از همه مهمتر، این همان رئیسجمهوری است که از توافق هستهای 2015 با ایران — که ایران به مفاد آن پایبند بود — خارج شد. افزون بر این، تهران دو بار پس از بازگشت ترامپ به قدرت با مذاکرات غیرمستقیم موافقت کرد، و هر دو بار این مذاکرات با بمباران کشور و رهبران ایران از سوی اسرائیل و آمریکا قطع شد.
نویسنده در بخش مهمی از تحلیل خود فاش میکند که پیش از آغاز جنگ، ایران وارد بحثهای جدی برای محدود کردن برنامه هستهای خود شده بود. اما به نظر میرسد ویتکاف و کوشنر امتیازاتی را که ایران ظاهراً آماده ارائه آنها بود — از جمله توقف غنیسازی، کاهش خلوص مواد و احتمالاً خارج کردن ذخایر اورانیوم غنیشده و موارد دیگر — درک نکردند.
دالدر میافزاید که ویتکاف همچنین به اشتباه تصور میکرد اصرار ایران بر حق مسلم غنیسازی و داشتن 440 کیلوگرم اورانیوم به نوعی نشان میدهد ایران برای توافق جدی نیست.
ایوو دالدر در پایان این تحلیل برای پلیتیکو مینویسد که ترامپ اکنون در وضعیتی گرفتار شده که خودش آفریده است. غریزهٔ او ناامیدش کرده است. مذاکرهکنندگانش نمیدانند چگونه با دشمنی سرسخت رفتار کنند که با تحمیل حداکثر درد به دیگران به دنبال بقای خود است. و همهٔ ما بهای این شکست را میپردازیم.
انتهای پیام/