عراق در قلب توازن جدید منطقه؛ سقوط هژمونی آمریکا و تثبیت معادله مقاومت
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 10 فروردين 1405 - 12:26
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در سایه تشدید عملیاتهای مقاومت عراق ضد آمریکاییها در چارچوب نبرد کنار ایران با دشمن آمریکایی-صهیونیستی و افزایش حمایت مردمی عراق از مقاومت، یک معادله فرسایش تدریجی در حال شکلگیری است که هزینههای فزایندهای را بر حضور آمریکا در عراق تحمیل و راه را برای بازسازی کامل صحنه باز میکند.
عراق که از سال 2003 محور اصلی استراتژی آمریکا در منطقه بود، امروز خود را در آستانه مرحلهای جدید میبیند که ابعاد آن فراتر از داخل عراق است و به وجود استراتژیک منطقه به طور کلی میرسد، به ویژه که اینکه این کشور هنوز از اشغال سال 2003 توسط آمریکا خارج نشده، بلکه به شکلی پیچیدهتر از هژمونی منتقل شده است که حضور نظامی، کنترل مالی و نفوذ سیاسی واشنگتن را در هم میآمیزد.
به گزارش المیادین، با گسترش دامنه درگیری و تشدید تجاوزات مشترک (آمریکایی-اسرائیلی) علیه ملتهای منطقه، و در سایه رویارویی آشکاری که محور مقاومت از تهران تا بیروت و صنعا در آن درگیر است، عراق جایگاه طبیعی خود را در قلب این حماسه بازمییابد، که نتیجه طبیعی موقعیت ژئوپلیتیکی منحصر به فرد آن است؛ به عنوان کشوری که خطوط انرژی بر روی زمین آن تلاقی میکنند، و ژئوپلیتیک با نبرد ارادههای بینالمللی در آن به هم میرسند، و دوباره به عنوان دو گزینه ظاهر میشود: یا میدان آزمایشی برای استقلال منطقه، یا دروازه و هدفی برای بازگرداندن آن به سلطه.
پس از تحولاتی که صحنه سوریه در دو سال اخیر شاهد بود، به ویژه با سقوط نظام سابق سوریه و متحد مقاومت، ارزش استراتژیک عراق در منطقه به دلایل متعددی افزایش یافت که مهمترین آنها موقعیت این کشور به عنوان حلقه وصل جغرافیایی بین ایران و سوریه، میزبانی از گروههای مقاومت با تجربه رزمی و فناوری پیشرفته، وجود پایگاههای آمریکایی و خارجی در خاک آن، و داشتن منابع نفتی که از بزرگترین منابع در جهان محسوب میشوند، است.
هژمونی آمریکا در عراق: از اشغال مستقیم تا "کنترل ترکیبی"
نیروهای آمریکایی در سال 2011 از عراق خارج شدند و سپس در سال 2014 تحت پوشش "ائتلاف بینالمللی" به صورت تاکتیکی بازگشتند تا واشنگتن نفوذ خود را از طریق ابزارهای ساختاری پیچیدهتر و خطرناکتر تثبیت کند. بنابراین، حضور آمریکا در عراق به یک سیستم یکپارچه از "کنترل ترکیبی" تبدیل شد که بر پنج ستون استراتژیک استوار است و عراق در حال مقابله سیاسی با آنهاست:
1-گروگانگیری مالی و حاکمیت ربوده شده: کنترل مالی، کُشندهترین ابزار در دست واشنگتن است، زیرا درآمدهای نفتی عراق مستقیماً به حسابهای بانک مرکزی فدرال آمریکا واریز میشود. این امر شریان حیاتی اقتصادی دولت عراق را گروگان اراده آمریکا میکند و به واشنگتن توانایی فنی میدهد تا در هر لحظه که جهتگیریهای بغداد با دستور کار کاخ سفید در تضاد باشد، دولت را از نظر مالی خفه کند.
در مقابل، در بغداد بحثها در مورد لزوم بازنگری در سازوکار مدیریت درآمدهای نفتی و ارائه گزینههایی برای تنوع بخشیدن به کانالهای مالی و کاهش وابستگی به فدرال رزرو آمریکا، در چارچوب تلاشها برای تقویت استقلال مالی، افزایش یافته است.
2-سلاح دلار به عنوان ابزار انضباط سیاسی: با عبور بیش از 90% از حوالههای مالی عراق از طریق سیستم بانکی آمریکا، "دلار" از یک ارز مبادلهای به یک سلاح تهاجمی تبدیل شده است. واشنگتن از این نفوذ برای اعمال تحریمهای گزینشی، محدود کردن فعالیت بانکهای ملی و مختل کردن حوالههای خارجی استفاده میکند، که سیستم مالی عراق را به صحنه فشار و باجگیری سیاسی دائمی تبدیل میکند.
بر اساس دادههای منتشر شده توسط بانک مرکزی عراق و گزارشهای رسانههای اقتصادی، بغداد در سالهای 2024 و 2025 اقداماتی را برای محدود کردن سفتهبازی بر روی دلار انجام داده و گامهای نظارتی را برای بازسازی پنجره فروش ارز آغاز کرده است و همزمان با آن بحثهایی در مورد گشایش به ارزهای جایگزین در مبادلات تجاری، در تلاش برای کاهش تأثیر محدودیتهای آمریکا بر سیستم مالی انجام میشود.
3-نفوذ امنیتی و وابستگی نظامی: تحت شعارهای "آموزش و مشاوره"، ایالات متحده تلاش میکند نفوذ خود را در نهادهای امنیتی و نظامی عراق اعمال کند. به عنوان مثال، وجود پایگاهها و کنترل زنجیرههای تأمین قطعات یدکی و مهمات برای تسلیحات آمریکایی مانند هواپیماهای F-16 در درجه اول با هدف جلوگیری از ایجاد یک دکترین نظامی عراقی کاملاً مستقل از چتر آمریکا است.
عراق در 17 ژانویه 2026 اعلام کرد که پایگاه هوایی "عین الاسد" را از نیروهای آمریکایی تحویل گرفته است، و این اقدام در سایه مسیری که از سپتامبر 2024 برای انتقال از چارچوب "ائتلاف بینالمللی" به یک فرمول دوجانبه متفاوت در مدیریت روابط با واشنگتن آغاز شده است، انجام گرفت.
4-مهندسی سیاسی و توازنهای شکننده: واشنگتن از طریق حمایت از نیروهای سیاسی خاص و دخالت در مسیرهای بازسازی نهادهای دولتی، نفوذ غیرمستقیمی بر عراق اعمال میکند. این امر با هدف تضمین بقای توازنهای داخلی در چارچوب مجاز آمریکایی و جلوگیری ا ز رسیدن نیروهای مقاومت به مراکز تصمیمگیری حاکمیتی عراق است که ممکن است منافع غربی را تهدید کند.
مواضع نیروهای سیاسی برجسته عراق و بیانیههای صادر شده از سوی فراکسیونهای پارلمانی، نشاندهنده تشدید گفتمان دعوت به محدود کردن تصمیمگیری حاکمیتی در داخل نهادهای عراقی و رد هرگونه دخالت خارجی در تشکیل دولتها یا ترسیم سیاستهای عمومی است. این امر در سایه بحثهای مستمر از زمان انتخابات نوامبر 2025 درباره آینده روابط با واشنگتن صورت میگیرد.
5-استعمار انرژی و کنترل منابع: از طریق قراردادهای انحصاری، شرکتهای بزرگ انرژی و شرایط سرمایهگذاری ناعادلانه، بخش نفت و گاز عراق به سیستم منافع آمریکا گره خورده است تا اطمینان حاصل شود که انرژی عراق به عنوان یک کارت فشار علیه قدرتهای منطقهای و بینالمللی نوظهور باقی میماند.
بر اساس دادههای وزارت نفت عراق و اظهارات دولتی در سال 2025، تلاشهایی برای سازماندهی مجدد قراردادهای انرژی و تقویت نقش دولت مرکزی در مدیریت منابع، به ویژه در مورد توافقات منعقد شده خارج از چارچوب فدرال، برجسته شده است. این امر با تأکید رسمی بر اینکه منابع طبیعی متعلق به همه عراقیها است و مدیریت آنها باید بر اساس یک دیدگاه حاکمیتی یکپارچه انجام شود، همراه است.
پایگاههای آمریکایی زیر آتش مقاومت عراق
مقاومت اسلامی در عراق، از اوایل ماه مارس جاری، الگوی عملیاتی فشردهتر و مستمرتری را آغاز کرده است؛ به ویژه با قرار دادن مجدد پایگاههای آمریکایی در دایره هدفگیری مستقیم. از ابتدای این ماه، دادههای میدانی و بیانیههای گروههای مقاومت عراق نشاندهنده انجام دهها عملیات است که بین حملات موشکی، حملات پهپادی و هدفگیری مواضع لجستیکی و تحرکات نظامی توزیع شده است و شامل مناطق واقع در غرب الانبار تا شمال اربیل میشود.
این تشدید همزمان با تصمیم شورای وزیران امنیت ملی بود که به حشد شعبی اجازه داد تا بر اساس اصل «حق پاسخگویی» عمل کند؛ پس از حملات آمریکایی-صهیونیستی که مواضع حشد شعبی را در همان ماه هدف قرار داد. این امر به عملیاتهای حشد شعبی ابعادی فراتر از پاسخهای محدود بخشید و به سمت یک مسیر میدانی با هدف افزایش تدریجی هزینه حضور آمریکا حرکت کرد.
عملیاتهای مقاومت عراق، به جای درگیر شدن در یک رویارویی مستقیم، بر هدف قرار دادن زیرساختهای عملیاتی پایگاهها، مختل کردن خطوط تدارکاتی و فشار بر تأسیسات لجستیکی آمریکا متمرکز بود و این امر منجر به مجبور شدن نیروهای آمریکایی به تغییر موقعیت در برخی مواضع، کاهش فعالیت عملیاتی آنها و تشدید اقدامات دفاعی آنها در تعدادی از پایگاهها شد. این عملیاتهای مقاومت عراق همچنین با یک وضعیت فشار گستردهتر همراه بود که بر حضور خارجی در عراق منعکس شد؛ به طوری که در پی تشدید میدانی، برخی از هیئتهای اروپایی شاهد تحرکات احتیاطی و کاهش فعالیت بودند.
با وجود اینکه گروههای مقاومت در همان دوره مورد تجاوز آمریکایی-اسرائیلی قرار گرفتند که رهبران و نیروهای میدانی آنها را هدف قرار داد، اما عملیاتهای این گروهها متوقف نشد و با سرعت فزایندهای ادامه یافت؛ به طوری که توانایی گروهها را در جذب ضربات و حفظ تداوم کار میدانی از طریق یک ساختار سازمانی انعطافپذیر و تاکتیکهای سازگار با ماهیت هدفگیری نشان داد.
به طور کلی همه شواهد نشان میدهد که حضور آمریکا در عراق، با الگویی از فرسایش میدانی مستمر مواجه است که بر مبنای حملات مکرر، فشار لجستیکی و گسترش دامنه تهدید گروههای مقاومت علیه آمریکاییها استوار میشود. این امر واشنگتن را در یک معادله جدید قرار میدهد که مقاومت در میدان تحمیل میکند، با عنوان: حضور نظامی دیگر بدون هزینه نیست، بلکه بخشی از یک رویارویی باز است که با ریتم تشدید تدریجی و فرسایش طولانی مدت اداره میشود؛ تا زمانی که نیروهای آمریکایی از کشور اخراج شوند.
جنبش مردمی در خیابان علیه آمریکا به عنوان حمایت استراتژیک برای مقاومت
همزمان با تشدید میدانی کیفی، خیابانهای عراق شاهد تحولات ریشهای بود که در یک جنبش مردمی گسترده منعکس شد؛ جنبشی که از چارچوبهای سنتی تظاهراتها فراتر رفت و به یک همهپرسی ملی درباره گزینههای مقاومت تبدیل شد، به ویژه اینکه آنچه در روز اول تجاوز آمریکایی-صهیونیستی به ایران رخ داد، یک مرجع دینی بزرگ یعنی امام شهید سید علی خامنهای را هدف قرار داد که برای مردم جهان، به ویژه در عراق، یک نماد بزرگی دینی و مذهبی است. ابعاد این حرکت را میتوان در نکات زیر خلاصه کرد:
1-وحدت سرنوشت منطقهای: این امر در تظاهرات میلیونی که میدانهای بغداد و استانها را در محکومیت تجاوز (آمریکایی-اسرائیلی) مستمر به ایران، لبنان و عراق، تجلی یافت، پر کرد که مفهوم مردمی ریشهداری را تثبیت کرد؛ با این مضمون که امنیت عراق از امنیت محور مقاومت جدا نیست.
2-رد قاطع اشغالگری توسط مردم عراق: گفتمان مردمی در عراق امروز از درخواست اصلاحات خدماتی به درخواست علنی و قاطع برای پایان دادن به حضور آمریکا در تمام اشکال آن، و در نظر گرفتن پایگاههای خارجی به عنوان "اهداف نامشروع" که حاکمیت ملی را نقض میکنند، منتقل شده است.
3- رشد حمایت مردمی از مقاومت: امروز حمایت مردمی بیسابقهای از عملیات گروههای مقاومت در عراق وجود دارد، به طوری که "گفتمان بازدارندگی" از حمایت گستردهای برخوردار شده است که از وابستگیهای حزبی فراتر میرود، تا به یک گزینه ملی جامع برای مقابله با استکبار آمریکایی تبدیل شود.
اهمیت این تحرکات مردمی در این است که آنها به یک پوشش سیاسی و مشروع محکم برای مقاومت تبدیل شدهاند.این به تصمیمگیرندگان عراقی و فراکسیونهای ملی در پارلمان، پایگاه مردمی لازم را میدهد تا تصمیمات حاکمیتی سختگیرانهتری را در قبال واشنگتن اتخاذ کنند، که هرگونه تلاش برای دور زدن اراده خروج کامل آمریکا از عراق را خنثی میکند.
مسیر قانونی برای مقابله با اشغالگری آمریکا در عراق: "مشروعیت بینالمللی" و حاکمیت
علاوه بر میدان و پویایی مردمی، عراق زرادخانهای از ابزارهای قانونی دارد که یک جبهه پشتیبانی حیاتی برای مقاومت محسوب میشود و میتواند برای سلب مشروعیت بینالمللی از حضور آمریکا مورد استفاده قرار گیرد؛ از طریق اثبات نقض حاکمیت، با توصیف حملات مکرر آمریکا به عنوان تجاوز آشکار که منشورهای بینالمللی و توافقات دوجانبه را نقض و حضور آمریکا را از حضور استشاری به اشغالگری تبدیل میکند.
همچنین میتوان شکایات رسمی را در شورای امنیت و سازمانهای بینالمللی فعال کرد تا واشنگتن را مسئول کامل خسارات انسانی و مادی ناشی از تجاوزاتش دانست و ارتباط قراردادی را از طریق بازنگری اساسی در توافقات امنیتی قبلی قطع کرد و برای لغو قانونی آنها تلاش کرد، زیرا آنها به پوششی برای نقض حاکمیت عراق تبدیل شدهاند نه برای حمایت از دولت این کشور.
به سوی پایان اشغالگری آمریکا در عراق
به نظر نمیرسد آنچه در عراق میگذرد صرفاً یک تشدید موقت یا واکنشهای مقطعی باشد، بلکه یک تحول تدریجی در ماهیت رویارویی است که در آن قانون با میدان یکپارچه میشود و خیابان به عنوان یک عنصر تعیینکننده در ترسیم گزینههای حاکمیتی پیش میرود. اما مهمتر از آن، اشغالگری هیچ مشروعیتی ندارد و این چیزی است که قانون و مردم و خون شهدا در عراق در طول زمان بر آن تاکید کردهاند.
با افزایش هزینه حضور آمریکا، در میدان، در میان مردم و از نظر قانونی، و با بازتعریف بحران توسط عراق در مسیری طولانی که عنوان آن تثبیت حاکمیت و بیرون راندن اشغالگران است، معادله جدیدی شکل میگیرد که اساس آن این است که ادامه این حضور دیگر بدون هزینه نیست و معادلات پس از 2014 دیگر با همان فرمول قابل ادامه نیستند.
مقاومت عراق که توانایی خود را در فرسایش و سازگاری اثبات کرده است، به تدریج ریتم خود را تحمیل میکند. از سوی دیگر حمایت مردمی، پوشش لازم را برای مقاومت فراهم میکند و مسیر قانونی را برای سلب مشروعیت این حضور ایجاد میکند، تا عراق نه تنها محل تغییر باشد، بلکه یک بازیگر فعال باشد که ابزارهای درگیری و تعادل آن را برای ایجاد تغییر در اختیار دارد.
انتهای پیام/