تحلیلی بر جنگ انرژی در خلیج فارس و پایان نظم تک‌قطبی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، از تقابل نظامی تا جنگ اقتصادی در رسانه های مختلف جهان به کرات مطرح شده است، وال‌استریت ژورنال در نخستین روزهای جنگ ایران و اسرائیل، تحلیلی منتشر کرد که کمتر کسی تصور می‌کرد چنان سریع به واقعیت تبدیل شود. این روزنامه با اشاره به «سلاح‌های جدید قدرت جهانی» یعنی نفت، مواد کمیاب و ریزمدارها، ایران را بازیگری معرفی کرد که با تبدیل نفت خام به یک «چماق» در مقیاسی بی‌سابقه، مرحله جدیدی از رقابت برای سلطه در قرن بیست‌ویکم را رقم زده است.

یک ماه پس از آن تحلیل، ابعاد این جنگ فراتر از میدان‌های نبرد سنتی گسترش یافته و نشان داده که نفت، بیش از موشک، تعیین‌کننده سرنوشت این درگیری خواهد بود.

*نفت به مثابه سلاح؛ از تئوری تا عمل میدانی

بر اساس این گزارش‌ها؛ ایران در هفته‌های اخیر ثابت کرده که می‌تواند با بستن عملی تنگه هرمز (گذرگاه 20 درصد نفت و ال‌ان‌جی جهان) و هدف قرار دادن تأسیسات انرژی متحدان آمریکا، مستقیماً هزینه جنگ را به اقتصاد جهانی و شهروندان آمریکایی منتقل کند.

*واگرایی راهبردی؛ آمریکا در برابر اسرائیل

تحلیل نیویورک تایمز که هم‌سو با وال‌استریت ژورنال منتشر شد، نشان می‌دهد اهداف واشنگتن و تل‌آویو در این جنگ به طور فزاینده‌ای از هم جدا شده است. این واگرایی، یکی از دلایل ناتوانی آمریکا در مهار بحران است.

*پایان دلار نفتی؛ زلزله‌ای در پایه‌های قدرت آمریکا

تحلیل‌گران اقتصادی بر این باورند که بحران هرمز نه تنها یک شکست ژئوپلیتیک، بلکه ضربه‌ای مهلک به سیستم پترودلار است. ری دالیو، بنیانگذار بریج‌واتر، هشدار داده که اگر ایران بتواند عبور نفتکش‌ها را به پرداخت با ارزهایی غیر از دلار (مانند یوان چین) مشروط کند، ده‌ها سال هژمونی مالی آمریکا فرو می‌پاشد.
دویچه بانک نیز در تحلیلی تأکید کرده که جنگ ایران «می‌تواند به عنوان کاتالیزور کلیدی فرسایش پترودلار و آغازی برای پترویوان» در تاریخ ثبت شود.

شواهد میدانی نشان می‌دهد که نظام جایگزین دلار در حال شکل‌گیری است، عربستان سعودی رسماً اعلام کرده که «مخالفتی با فروش نفت به ارزهای غیر دلار» ندارد و برزیل و آرژانتین نیز در حال طراحی ارز مشترک «سور» برای تجارت منطقه‌ای هستند. این تحولات، زنگ خطر پایان «امتیاز سرسام‌آور» دلار را به صدا درآورده‌اند.

* زوال جایگاه آمریکا در منطقه

منابع متعدد از جمله CGTN، چاینا دیلی و القدس مستند کرده‌اند که ساختار قدرت آمریکا در خلیج فارس در حال فروریختن است:

1. شکست نظامی در عمل

با وجود هزینه‌های سرسام‌آور، آمریکا نتوانسته است:

· تهدید موشکی و پهپادی ایران را خنثی کند.
· از پایگاه‌های خود در بحرین، کویت و عربستان در برابر حملات روزانه محافظت کند.
· عبور آزاد نفتکش‌ها را تضمین کند.

2. فرار سرمایه و خروج متحدان

· مؤسسات مالی و بانک‌های آمریکایی در دبی و دوحه به حالت از راه دور درآمده‌اند.
· کشورهای عربی خلیج فارس در حال بازنگری در رابطه خود با واشنگتن هستند. پیام ایران ساده است: «تا زمانی که خاک شما پایگاه آمریکا باشد، شما هم هدف خواهید بود.»

3. پایگاه‌های خالی و نیروهای عقب‌نشسته

· تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که بیشتر پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس خالی شده یا با حداقل توان کار می‌کنند.
· سامانه‌های پدافندی THAAD آسیب دیده و مجبور به جایگزینی با واحدهایی از کره جنوبی شده‌اند.

*چرا مقایسه با بحران سوئز (1956) مهم است؟

بحران کانال سوئز در سال 1956 نقطه‌ای بود که جهان فهمید بریتانیا دیگر یک امپراتوری نیست. امروز نیز بحران تنگه هرمز در آستانه تبدیل شدن به همان نقطه عطف برای آمریکاست.

تحلیل‌گران معتقدند که هژمونی مانند یک حباب اعتباری عمل می‌کند. تا زمانی که جهان به قدرت مسلط باور دارد، سیستم کار می‌کند. اما در یک لحظه خاص، «لحظه افشا» فرا می‌رسد:

«آنچه بحران سوئز را تعیین‌کننده کرد، ناتوانی بریتانیا در ادامه پروژه نظامی خود بدون تأیید آمریکا بود. امروز نیز وضعیت جنگ نشان می‌دهد که آمریکا دیگر نمی‌تواند به تنهایی امنیت منطقه را تضمین کند و این بزرگترین افشای ضعف سیستم هژمونیک واشنگتن از زمان جنگ سرد است.»

درس‌هایی از 1956 برای 2026

در جنگ فرسایشی، اراده مهم‌تر از تجهیزات است — برای ایران، این جنگ «وجودی» است. برای آمریکا، «قیمت بنزین در انتخابات میاندوره‌ای».
لحظه افشا غیرمنتظره می‌آید — در 1956، بریتانیا تصور می‌کرد یک پیروزی سریع به دست می‌آورد. در عوض، جهان ضعف ساختاری آن را دید. امروز نیز آمریکا در بن‌بست استراتژیک قرار دارد و ضعف او برای جهان آشکار شده است.

* نظمی در حال فروپاشی، نظمی در حال تولد

وال‌استریت ژورنال در تحلیی فراموش‌نشدنی نوشت: ایران با خارج کردن جنگ از چارچوب تقابل نظامی صرف و وارد کردن آن به عرصه «سلاح‌های جدید» یعنی انرژی و منابع حیاتی، معادلات قدرت جهانی را وارد مرحله تازه و بی‌سابقه‌ای کرده است. جنگ دیگر فقط بر سر مرزها نیست، بلکه بر سر قواعد بازی اقتصاد جهانی و نحوه توزیع قدرت در قرن جدید است.

یک ماه پس از آن تحلیل، شواهد نشان می‌دهد که ایران با تکیه بر دو برگ برنده، بستن تنگه هرمز و به چالش کشیدن پترودلار توانسته است ساختار قدرت در منطقه را به نفع خود تغییر دهد.

انتهای پیام/