جنگ رمضان و نقش ولی فقیه و مردم در تاب‌آوری نظام اسلامی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،در جنگ با استکبار، ولی فقیه با تعیین استراتژی، روشنگری و ایجاد وحدت، جامعه را هدایت می‌کند و به عنوان تکیه‌گاه معنوی، مقاومت را تقویت می‌نماید. مردم نیز با تبعیت از رهبری، حضور فعال، ایستادگی در برابر فشارها، رعایت اقتصاد مقاومتی و حفظ بصیرت با جهاد تبیین، نقش اساسی در پیروزی و ایستادگی ایفا می‌کنند. این هم‌افزایی میان رهبری نظام اسلامی و مردم، عامل موفقیت در برابر دشمنان است. در ادامه به نقش این دو جایگاه مهم و تاثیرگذار در دفاع مقدس از میهن اسلامی خواهیم پرداخت.

ولایت فقیه، جایگاه بنیادین در ساختار حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران است که ضمن تضمین استمرار نظام اسلامی، محور وحدت و هدایت نهادهای مختلف کشور به شمار می‌رود. در فقه پویای سیاسی و دینی شیعه، «ولی امر» به کسی گفته می‌شود که در حوزه‌ امور کلان امت اسلامی، مرجعیت دینی و نقش حکمرانی دارد. بررسی ابعاد حقوقی و سیاسی این اصل نشان می‌دهد که ولایت فقیه نه به‌عنوان قدرتی فردی، بلکه به‌مثابه ضامن مشروعیت و هماهنگی میان ارکان نظام اسلامی تعریف شده تا از تمرکز قدرت، انحراف و تعارض در حاکمیت جلوگیری کند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 5 و 107 تا 110 به‌ صراحت جایگاه «رهبری» یا «ولی فقیه» را تبیین و تصریح می‌کند. از منظر حقوقی، ولایت فقیه در رأس ساختار قدرت قرار دارد و بر مجموعه تصمیمات کلان کشور نظارت عالیه دارد.

در سپهر سیاسی نظام اسلامی، ولایت فقیه به‌منزله محور ثبات نظام و حفظ و ضامن مسیر ارزشی انقلاب اسلامی است. رهبر انقلاب بر مبنای مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی (که انتخاب آن بصورت غیرمستقیم توسط مجلس خبرگان تجلی یافته) در رأس نظام سیاسی قرار دارد. ولایت فقیه حافظ استقلال کشور و استمرار خط انقلاب در برابر فشارها و فتنه های داخلی و خارجی است. این نهاد مقدس با ایجاد پیوند میان مردم و حاکمیت، ظرفیت بازتولید مشروعیت و اعتماد سیاسی را در هر حال فراهم می‌سازد. مردم‌سالاری دینی در ایران بر پایه ی مشارکت مردم و هدایت ولایت فقیه شکل گرفته است. از این منظر، ولایت فقیه ضمن جهت‌دهی به سیاست‌های کلان جامعه، نقش هدایت‌گر یا راهبر در پاسداشت ارزش‌های دینی، اخلاقی و انقلابی جامعه دارد.

ولایت فقیه همچنین در شرایط بحران و جنگ، نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم‌گیری‌های کلان نظامی و امنیتی ایفا می‌کند و از تضعیف قدرت دفاعی جلوگیری می‌نماید. فرماندهی کل نیروهای مسلح به رهبر واگذار شده است؛ این امر نشان‌دهنده‌ی جایگاه حقوقی ویژه ولایت فقیه در تأمین امنیت و استقلال کشور است. تمرکز فرماندهی در این سطح، مانع از چنددستگی و تضمین‌کننده انسجام در مواضع دفاعی و استراتژیک نظام اسلامی ایران است.

برخی از وظایف مهم ولی فقیه جامعه اسلامی در زمان جنگ برای آگاهی بیشتر بشرح زیر در ابعاد مختلف قابل ارائه است:

  • تشخیص شرایط ضرورت و دفاع، بر اساس اصل حفظ جان و حریم جامعه اسلامی
  • صدور احکام مرتبط با دفاع، بسیج عمومی، یا ایجاد محدودیت‌های اضطراری
  • رعایت اصول اخلاقی جنگ در اسلام مثل: پرهیز از تعدی به غیرنظامیان، حفظ حقوق اسیران، ممنوعیت تخریب بی‌دلیل اموال و ...
  • تأکید بر حفظ کیان اسلام و جامعه مؤمنان در برابر تهدیدات
  • تبدیل شدن به کانون آرامش روانی جامعه
  • تقویت امید، استقامت و معنابخشی در دوره بحران
  • جلوگیری از فروپاشی پیوندهای اجتماعی و دینی
  • تبدیل شدن به «رهبر متحدکننده» برای جلوگیری از چندپارگی در نظام سیاسی و اجتماعی
  • حفظ وحدت تصمیم گیری و تصمیم سازی در شرایط بحرانی
  • تشویق به صبر، پایداری و همدلی در میان مردم و مدیران
  • توجه به ابعاد انسانی بحران مانند رسیدگی به آوارگان، آسیب‌دیدگان و خانواده‌های درگیر

در جوامعی که ساختار مذهبی بر سامان اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی آن‌ها نقش تعیین‌کننده دارد، پیوند میان مردم و رهبری دینی یکی از مهم‌ترین عناصر ثبات و انسجام در زمان بحران محسوب می‌شود. «ولی فقیه» یا رهبر دینی در چنین جوامعی، صرفاً یک مرجع صدور احکام شرعی نیست؛ بلکه به‌عنوان محور هدایت اخلاقی، اجتماعی و مدیریتی عمل می‌کند. در چنین شرایطی، مردم نقشی چندلایه و گسترده در تقویت کارکردهای رهبری ایفا می‌کنند؛ به‌ویژه در دوره حساس جنگ که نیازمند انسجام، نظم و همبستگی عمومی و ملی است.

فقه شیعه با نگاه ویژه به «حفظ جان و جامعه» در زمان تهدیدها و فتنه های بیرونی، وظایف مردم را در دوره جنگ به خوبی روشن و عیان می‌سازد. در این نگاه، احساس مسئولیت عمومی اساس حرکت جامعه است.در بحران‌هایی مانند جنگ، کوچک‌ترین اختلاف می‌تواند انسجام عمومی را از بین ببرد. از منظر فقهی، مردم وظیفه دارند در چنین زمان‌هایی گفتار و رفتاری ارائه دهند که باعث تفرقه‌افکنی نشود و تصمیم‌گیری‌های کلان جامعه را با موانع مواجه نکند.

فقه اسلامی در حوزه «حفظ کیان جامعه مسلمانان» بر ضرورت تبعیت از احکام و تصمیم‌هایی تأکید می‌کند که برای دفاع و امنیت صادر می‌شود. این تبعیت به معنای پذیرش آن است که در شرایط تهدید، تصمیم‌گیری باید متمرکز و هماهنگ باشد. فقه تنها مشارکت نظامی را مطرح نمی‌کند؛ بلکه خدمت‌رسانی، پشتیبانی، کمک‌رسانی مالی، امدادی و حتی مشارکت فرهنگی و نوع اطلاع رسانی را نیز بخشی از وظایف مردم می‌داند. هر فرد به اندازه توان خویش نقشی بر عهده دارد.

از منظر جامعه‌شناختی، مردم ستون اصلی مدیریت بحران هستند. در جوامع دینی، نقش رهبری معنوی در تقویت همبستگی برجسته است و مردم با همراهی خود، این همبستگی را بالفعل و موثر می‌کنند. زمان جنگ، جامعه معمولاً با اضطراب، ابهام و نگرانی بین عوام مردم مواجه می‌شود. مردم با اعتماد به رهبری و همراهی در مسیر اعلام‌شده، از فروپاشی شبکه روابط اجتماعی جلوگیری می‌کنند و انسجام را پایدار نگه می‌دارند. بخش مهمی از تاب‌آوری اجتماعی در جنگ، نه از نهادهای رسمی، بلکه از شبکه‌های همبستگی مردمی ناشی می‌شود. کمک‌های مردمی، فعالیت‌های خیرخواهانه و حضور داوطلبانه در حوزه های مختلف کمک رسانی، ساختار جامعه را مقاوم نگه می‌دارد. رفتار مردم می‌تواند به سرعت بر روان جمعی اثر مثبت یا منفی بگذارد. همراهی، آرامش، پرهیز از شایعه و گمانه زنی، جامعه را از آشفتگی دور می‌کند. این همراهی نشان می‌دهد مردم تنها پیرو دستورات مقامات مافوق جامعه نیستند؛ بلکه خود سازندگان روحیه جمعی‌اند. امداد، تدارکات، نظم شهری، خدمات داوطلبانه و حتی حضور در فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای و شهری همانند حضور شبانه در خیابان، همه بخشی از نقش پشتیبان مردم از نظام اسلامی و نیروهای مسلح است. این مشارکت با شور و شعور بار سنگینی را از دوش نهادهای رسمی برمی‌دارد. مردم با رفتارهای پایدار، منطقی و دور از هیجان‌های مخرب و مقطعی، به رهبر دینی و مدیران بحران امکان می‌دهند تصمیم‌های دقیق‌تری اتخاذ کنند. آرامش عمومی، یکی از مهم‌ترین دارایی‌های جامعه در زمان جنگ است که وظیفه مردم و مسئولین توأمان می باشد در این مدت از زمان آغاز جنگ رمضان بخوبی بروز و ظهور یافته است.

در یک جامعه اسلامی که رهبری دینی نقش هدایت‌گر دارد، مردم در زمان جنگ تنها مخاطب تصمیم‌ها نیستند؛ بلکه شریک اصلی در تحقق آن‌ها به شمار می‌روند. در مجموع، مردم در زمان جنگ به «پیشران اصلی تاب‌آوری جامعه دینی» تبدیل می‌شوند و نقش آنان مکمل و تقویت‌کننده جایگاه معنوی رهبری و ایجاد انگیزه به مسئولین سیاسی و نیروهای نظامی و انتظامی است.

آنچه در خروجی رسانه های غربی و در گفتار برخی از نظریه پردازان و جامعه شناسان سیاسی غربی و شرقی می توان برداشت کرد که اقدامات وحشیانه و دیوانه وار جامعه سراسر جنایتکار و خشن غرب توسط آزادیخواهان در داخل همان کشورها و هم پیمانان خودشان زیر سوال رفته و همگان بدان اذعان دارند که با کودک کشی و نسل کشی، حقوق بشر تعریف جدیدی باید برای خود پیدا کند وگرنه این اقدامات محکوم و ظالم برابر وعده الهی به سزای اعمال خود خواهد رسید؛ به اذن الله

یادداشت از: امیر فریدنیا - کنشگر سیاسی اجتماعی  

انتهای پیام/282