تبارشناسی بیانیه طیفهای سیاسی در کوران جنگ رمضان
- اخبار استانها
- اخبار قزوین
- 10 فروردين 1405 - 10:00
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، سید علی قاسمزاده، استاد دانشگاه و رئیس سابق دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) در یادداشتی به تبارشناسی بیانیه طیفهای سیاسی و اجتماعی در کوران جنگ رمضان پرداخته و در آن نوشته است:
"آنگاه که شیپور جنگ دمیده شود، مرد از نامرد شناخته میشود."(شهید چمران)
از خصایص روحی ایرانیان، اتحاد در برابر بیگانگان و مقاومت و مقابله هوشمندانه با دشمنان است. اگر تاریخ ملی ایران از قبل از اسلام تاکنون و فراز و فرودهای تلخ و شیرین وقایع مختلف در گستره جغرافیایی ایران فرهنگی و سیاسی بازخوانی شود، درمییابیم که هرجا به توفیقاتی دست یافتیم ناشی از اتحاد و غیرت قومی و دینی از یک سو و ایثار و پایداری و صبر راهبردی در مقابل اقوام مهاجم از دیگر سو بوده است و هرکجا با شکست و تجربه تلخ از دست دادن تمامیت ارضی و حاکمیت ملی مواجه شدهایم به نفوذ و خیانت مزدوران بیغیرت و فاسد و گاه خواص و سیاستپیشگان خانگی مرتبط بود که برای چند صباحی بیشتر و بهتر زیستن در سایه قدرت و ثروت به مام میهن پشت کرده و منافع عموم ملت را فدای آمال خود و همفکران خویش در این سپنج سرای مادی کردهاند.
اما پیچیدگیهای دنیای معاصر گاه جدای از آشکار بودن مزدوران خیانتپیشه، جامعهشناسان، رفتارشناسان و نشانهشناسان اجتماعی را برآن میدارد تا از خلال بازنمایی اندیشهها و خویشکاری اجتماعی و سیاسی به شناسایی طیفهای مختلف همسو با منافع ملی یا ناهمسو با آن روی آورند.
با این حال، این نوشتار چکیدهوار تلاش کرده است بیانیههای منتشر شده گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی کشور را در جنگ تحمیلی اخیر تبارشناسی کند.
بیگمان رصد جریانهای سیاسی و اجتماعی کشور بهویژه در جریان جنگ تحمیلی، میتواند حقایق بیشتری را از نیات و اهداف گروهها و شناخت مرزهای حق و باطل و خیانت و خباثت یا حمایت و عنایت طیفهای سیاسی و اجتماعی نسبت به نظام اسلامی و منافع ملی ایران پردهگشایی کند.
از نتایج این جستجو برمیآید که میتوان این بیانیهها را در دو طبقه اساسی و کلی و یک جریان یا طیف مرموز پنهان و محافظه کار تقسیم بندی و بررسی کرد:
طبقه اول: بیانیه های گروه های مختلف انقلابی هستند که با درک شرایط دشوار کشور و در راستای عمل به فرمان امام شهید و مقام معظم رهبری به امیدآفرینی در بین آحاد جامعه و حمایت و پشتیبانی از نظام در دفاع از کیان و عزت ملی و دینی و تجدید بیعت با آرمان های انقلاب و استقلال و آزادی تأکید داشته اند؛ مانند جامعه بسیج اساتید و محققان و استادان برجسته کشور.
این دسته از بیانیه ها با تحلیل واقعیت های میدانی و یادکرد تجارب مذاکرات پیشین با امریکا و تبیین دلایل عهدشکنی و فریب کاری در لوای مذاکره و معاهده و همچنین پیشینه رفتار استکبار با کشورهایی چون لیبی و عراق و ... همصدا با مردم در میادین و خیابان ها فریاد "هیات من الذلة " سر دادند و هرگونه مذاکره با آمریکا و رژیم منحوس صهیونیسم را بدون انتقام سخت و پشیمان کننده، خیانت به امام شهید و رزمندگان و منافع ملی می دانند.
این گروه ها با پایش میدان و درس آموزی از تاریخ، آتش بس را در شرایط حاضر، زمینه ساز تجدید قوای دشمنان و حمله دوباره و ترور مجدد سرمایه های انسانی می دانند. این بیانیه های منتسب به گروه ها و نهادهای انقلابی، تاکید دارند که جنگ تحمیلی با هزینه های فراوان مادی و از دست دادن شخصیت های برجسته، باید به برچیده شدن پایگاه های نظامی امریکا و ناتو در منطقه و تضعیف و نابودی رژیم صهیونیستی و قبول حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز منجر شود. از این منظر، هرگونه آتش بس بدون نتیجه ملموس بازدارندگی و جبران خسارات، ناجوانمردی و خیانت به آرمان های شهدا و منافع ملی کشور و قاطبه گروه های مقاومت در منطقه است.
از منظر این گروه های انقلابی جنگ تحمیلی اخیر، جنگ وجودی است و مقدمه ساز وقایع ظهور آخرالزمانی است.
طبقه دوم، بیانیه های منسوب به نهادهای اصلاح طلب و نهادهای همسو با جریان بهاصطلاح اعتدالیون است که با همان نگرش مثبت به مذاکرات، بیشتر به دنبال آتش بس کشور هستند. غالب بیانیههای این طیف گاه همسو با مسیر جنگ روانی ریاست جمهور متوهم آمریکا تعبیر میشود که با لحنی آمرانه به نقد سیاست های نظام و دیپلماسی دولت میپردارند و با مقصر جلوه دادن هر دو سوی جنگ، در کشاکش این جدال حق و باطل به اهداف سیاسی و حزبی خود می اندیشند. از منظر این گروه های سیاسی، گویا فضای جنگ و فرصت اتحاد ملی بهترین فرصت طرح خواسته های گروهی و حزبی برای اصلاحات ساختاری است.
بیانیه هایی که گاه از شدت نگرش افراطی و سیاست غربگرایی و شرق ستیزی با انتقاد گسترده جریان انقلابی و حتی برخی از گروه ها و اشخاص اصلاح طلب دخیل در دولت مواجه شده اند. این بیانیه نویسان و اعضای سیاسی آنها با وجود تجارب عهدشکنانه آمریکا و وحشی گری صهیونیسم، جنگ تحمیلی اخیر را جنگی وجودی نمی دانند و با عنوان های پرطمطراق چون جبهه اصلاحات، مجمع فعالان مدنی و محققان علوم انسانی و ... .
علاوه بر خطاب به مسئولان کشور، به زعم خود به نوعی دیپلماسی سیاسی و قضایی در مخاطبه با برخی از مسئولان نهادهای بینالمللی چون سازمان ملل و یونسکو و ... روی آوردهاند.
در این گروه شاید ساختارشکنانه ترین و افراطی ترین رویکرد انتقادی معطوف به بیانیه سیاسی شبه کودتایی جبهه اصلاحات و بیانیه انجمن اسلامی مدرسان باشد که در آن رنگ و بوی خواستههای سیاسی و حزبی برجستهتر میکند؛ بیانیه شالوده شکنانه این گروه پیشتر در هنگامه شهادت امام خامنهای(قدسسره) و جانشینی حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای(مدظلهالعالی) جای تأمل بسیار دارد.
بیانیهای شامل انتقادات آشکار و پنهان از مواضع امام شهید و نظام حکمرانی پیشاجنگ در برابر غرب. آنچه از بیانیه این گروه همیشه منتقد برمی آید، این است که گویا این جریان که اغلب در دولت چهاردهم نیز فعالیت و مسئولیت اثرگذار دارند بیشتر از آینده سیاسی احزاب و شاید خود و دوستان خویش برای ماندن در نهاد قدرت یا کنار زدن از قدرت اجرایی نگرانند، لذا به اعتبار جایگاه تعریف شده برای خویش و با رویکرد به ظاهر خیرخواهانه، نظام حکمرانی اسلامی کشور را در لوای تهدید و گاه احکام آمرانه در استمرار خط جریان مرموز دوقطبی (رهبر صلح و رهبر جنگ) مخاطب قرار می دهند و به همراهی با خواستههای اصلاحی خویش و آتش بس فوری و مذاکره دوباره با آمریکا دعوت میکنند.
البته در کنار دو گروه یادشده باید از گروه سومی یاد کرد که از علنی کردن مواضع خود پرهیز کردهند و آن سکوت مرگآور برخی جریانهای سیاسی نوظهور و طیفهای احساسی چون سلبریتیهای سینمایی و ورزشی و برخی مدرسان فلسفه اخلاق و شبه گروههای متظاهر ایراندوستی است که سالها با نمایش کمک به محرومان و مستضعفان در قاب تصاویر و فیلم های فریبنده تبلیغی، خود را در حال خدمت به مردم یا دلسوز ملت و منتقد دستاوردهای اقتصادی و سیاسی دولتها نشان میدادند و ناگهان در هنگامه جنگ ناپیدا شدهاند.
از این جریان سکوت و بیانیههای نانوشته آنها میتوان به رویکرد محافظهکارانه تعبیر کرد که جامعه را به نوعی سفیدخوانی هدایت میکند. شاید جریان نفاق و سکوت را بتوان طیف سوم از تبارشناسی سیاسیاجتماعی دانست که در آینده پساجنگ باید بیشتر به آن پرداخت.
انتهای پیام/