مهمات پدافندی آمریکاـ‌اسراییل درحال اتمام است،ولی توان موشکی ایران خیر

گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم (روز 31 ـ گزارش شماره 167)

روند عملیات‌های موشکی و پهپادی ایران نشان می‌دهد که این حملات از همان ابتدا بر اساس یک برنامه‌ریزی مشخص و بدون وقفه معنادار دنبال شده است. در منطق نظامی، طبیعی است که در ساعات اولیه یک درگیری، شدت حملات افزایش یابد تا ضرب اولیه به طرف مقابل وارد شود و ابتکار عمل از او گرفته شود، این الگو نیز در اینجا مشاهده شد؛ به‌گونه‌ای که جمهوری اسلامی تنها در فاصله حدود نیم‌ساعت تا یک ساعت پس از آغاز حملات آمریکا، با ضرب‌آهنگی بالا عملیات خود را آغاز کرد.

 

 

در مرحله نخست، تمرکز اصلی حملات بر پایگاه‌های آمریکایی بود و در سطحی محدودتر اهداف مرتبط با اسرائیل نیز مورد توجه قرار گرفت، اما به‌تدریج دامنه عملیات گسترش یافت و تداوم آن حفظ شد. در ادامه، علاوه بر نیروی هوافضا، سایر بخش‌های نیروهای مسلح ـ از جمله نیروهای زمینی و دریایی ـ نیز وارد میدان شدند و عملاً یک الگوی جنگ چندوجهی و چندجبهه‌ای شکل گرفت،

در این چارچوب، ایران به‌طور هم‌زمان در چند سطح درگیر بود: از مقابله با گروه‌های مسلح در مرزهای شمال‌غربی گرفته تا درگیری با نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در مقیاس منطقه‌ای. در مقابل، به‌نظر می‌رسد طرف مقابل به‌تدریج توان مدیریت همزمان چند جبهه را از دست داده است،

نمونه بارز این وضعیت را می‌توان در جبهه شمالی مشاهده کرد؛ جایی که حزب‌الله لبنان درگیر نبرد با اسرائیل است. شدت و گستره عملیات‌های حزب‌الله ـ در مقایسه با درگیری‌های پیشین ـ به‌صورت محسوسی افزایش یافته است، هم از نظر کمّی (تعداد حملات و اهداف) و هم از نظر کیفی (عمق و دقت ضربات). افزایش تلفات زرهی اسرائیل و گسترش برد و اثرگذاری حملات موشکی، نشانه‌هایی از این تغییر است.

در چنین شرایطی، اسرائیل عملاً با محدودیت جدی در اداره همزمان دو جبهه مواجه شده است؛ یعنی از یک‌سو درگیر مواجهه با ایران و از سوی دیگر تحت فشار جبهه شمالی. به‌نظر می‌رسد تمرکز عملیاتی این رژیم در جبهه شمالی تضعیف شده است و اقدامات زمینی آن نیز، دست‌کم در مقطع کنونی، از انسجام و اثرگذاری تعیین‌کننده برخوردار نیست.

برآیند این روندها نشان می‌دهد که پس از حدود 30 روز، ایران توانسته است در حوزه نظامی، توازن قوا را تا حدی به‌نفع خود تغییر دهد، از یک‌سو، مانع از تحقق سناریوهای مرتبط با تنگه هرمز شده و از سوی دیگر، توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده است.

نکته قابل توجه آن است که بر اساس برخی برآوردها ـ از جمله آنچه در برخی رسانه‌ها و تحلیل‌های غربی مطرح شده آست ـ ایران تاکنون تنها بخشی از ظرفیت موشکی خود را، در حدود یک‌سوم، به‌کار گرفته است، به‌عبارت دیگر، مجموع موشک‌های شلیک‌شده و سامانه‌های پرتابی که در این مدت درگیر یا منهدم شده‌اند، هنوز به کل ظرفیت عملیاتی این حوزه نرسیده است؛ موضوعی که در ارزیابی‌های راهبردی از تداوم یا گسترش درگیری، اهمیت ویژه‌ای دارد.

انتهای پیام/+