جامعه‌شناسی شهروندی در زمان جنگ

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، از منظر جامعه‌شناسی، جنگ پدیده‌ای است که ساختارهای عادی جامعه را دگرگون می‌کند و نقش‌های شهروندی را از حالت فردی به جمعی و از مسئولیت‌های مدنی به تکالیف وجودی ارتقا می‌دهد. در چنین وضعیتی، شهروند صرفاً یک «ساکن سرزمین» نیست، بلکه به «عضو فعال جامعه» تبدیل می‌شود که بقای جمعی بر دوش اوست. 

قرآن کریم و ادبیات غنی فارسی، این مسئولیت را با زبانی فراتر از قراردادهای اجتماعی، در قالب «تکلیف الهی» و «عزت ملی» تبیین کرده‌اند.

1. مسئولیت همگانی در برابر جامعه

قرآن کریم جامعه مؤمنان را پیکره‌ای واحد معرفی می‌کند که هر عضوی نسبت به کل مسئول است: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ» «خداوند کسانی را دوست دارد که در راه او به هم پیوسته، صف‌کشیده جنگ می‌کنند، گویی بنیانی سخت‌افزار و به‌هم‌پیوسته‌اند.»

این آیه، تصویری جامعه‌شناختی از «انسجام اجتماعی» را ترسیم می‌کند. «بنیان مرصوص» یعنی ساختاری که اجزای آن چنان به هم پیوسته‌اند که فروپاشی‌ناپذیر است. وظیفه شهروند در این ساختار، پرهیز از جدایی‌طلبی، تفرقه‌افکنی، فردگرایی و تقویت همبستگی جمعی است.

2. امر به معروف و نهی از منکر؛ نظارت همگانی

در زمان جنگ، وظیفه شهروندی تنها به حضور در میدان نبرد خلاصه نمی‌شود، بلکه شامل «نظارت اجتماعی» و «مشارکت همگانی» نیز هست: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» «شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید، به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند بازمی‌دارید.»

از منظر جامعه‌شناختی، این آیه بر «کارکردهای کنترلی جامعه» تأکید دارد. در شرایط جنگی، هر شهروند وظیفه دارد با تقویت روحیه جمعی، مقابله با شایعات، پشتیبانی از جبهه و حفظ انسجام اجتماعی، نقش خود را در «مدیریت بحران» ایفا کند.

3. وجوب دفاع و مشارکت همگانی

قرآن دفاع از جامعه را نه فقط حقی که برای شهروندان، بلکه تکلیفی همگانی می‌داند: «انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» «سبکبار و سنگین‌بار (در هر حال) به میدان رهسپار شوید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید.»

این آیه، جامعه‌شناختی از «مشارکت فراگیر» را به تصویر می‌کشد: همه اقشار جامعه، اعم از توانمند و ناتوان، ثروتمند و فقیر، پیر و جوان، وظیفه دارند به اندازه وسع خود در دفاع مشارکت کنند.

ادبیات فارسی نیز، آیینه تمام‌نمای فرهنگ ایرانی-اسلامی، همواره بر «مسئولیت اجتماعی» و «ایثار جمعی» تأکید کرده است.
فردوسی در شاهنامه، دفاع از سرزمین و ناموس را نه فقط وظیفه پادشاه، که تکلیف همگانی شهروندان می‌داند:

جهان یادگار است و ما رفتنی

به خوبی سراییم و زشتی‌تنی

از منظر جامعه‌شناختی، فردوسی «حفظ میراث جمعی» را وظیفه نسل حاضر می‌داند. شهروند در این نگاه، امین آیندگان است و جنگیدن برای حفظ هویت ملی، وظیفه‌ای نسل‌پیوند.

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

این بیت به روشنی «هویت جمعی» را بر «بقای فردی» مقدم می‌دارد. در زبان جامعه‌شناسی، فردوسی «همبستگی مکانیکی» را به «همبستگی ارگانیک» ارتقا می‌دهد؛ جایی که بقای هر عضو در گرو بقای کل است.

سعدی در گلستان، با نگاهی جامعه‌شناختی به «وظیفه شهروندی در بحران» اشاره می‌کند:

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

این ابیات، بن‌مایه «همبستگی اجتماعی» را به تصویر می‌کشد. در زمان جنگ، شهروندی که نسبت به رنج دیگران بی‌تفاوت باشد، پیکره جامعه را بیمار کرده است. سعدی «همدلی» را نه یک فضیلت اخلاقی، که «شرط بقای جمعی» می‌داند.

حافظ، با نگاه عارفانه، «مقاومت مدنی» را در برابر سختی‌ها معنا می‌کند:

در برابر تندباد حادثه، ای سرو بلند

هر که را قامت به استواری توست، ایمن است

در شرایط جنگی، شهروندی که قامت استوار دارد، نه تنها خود ایمن است، بلکه «الگوی جمعی» برای دیگران می‌شود. حافظ «تاب‌آوری اجتماعی» را وظیفه شهروند می‌داند.

ملک‌الشعرای بهار در دوران جنگ‌های جهانی و مشروطه، «وظیفه آگاهی‌بخشی» را از مهم‌ترین کارکردهای شهروندی می‌داند:

ای وای بر آن قوم که در ظلمت جهل

خفتند و به جز ناله و فریاد نکردند

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، بهار «مشارکت آگاهانه» را شرط ایفای نقش شهروندی می‌داند. در زمان جنگ، شهروند وظیفه دارد با بصیرت و آگاهی، در مسیر صحیح هدایت جمعی نقش آفرینی کن.

نویسنده: دکتر مجید کافی، دانشیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

انتهای پیام/