ظرفیت انگاره؛ سلاح نرم در جنگ روایت‌ها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، جهان زندگی و جهان سیاست پر است از استعاره‌های مفهومی و انگاره ها. گاهی ما به این انگاره‌ها و استعاره‌ها توجه داریم گاهی هم التفاتی بدان‌ها نداریم.

ما در ساحت ارادی خویش می‌توانیم در بیان آنچه در ذهن ماست از ظرفیت انگاره و استعاره استفاده کنیم یا نکنیم، اما نمی‌توانیم برای دیگران تعیین تکلیف کنیم که از قدرت انگاره بهره برند یا نبرند، اما طبیعی است هر که با ظرفیت انگاره آشنا باشد کلماتش قدرت بیشتری برای تغییر و تحول و اصلاح دارند.

افزون بر آن، در مقام تفکر بخواهیم یا نخواهیم و بدانیم یا ندانیم بخشی از کارهای ذهن با انگاره‌ها و استعاره ها پیش می‌رود.

دشمن آمریکایی ـ صهیونی در تجاوز  وحشیانه اش در ماه مبارک رمضان به مدرسه حمله می کند و 168 دانش آموز و معلم بیگناه شهید می‌شوند؛ این یک جنایت جنگی است و ناقض اصول بین‌المللی. در فراسوی متن، این مسأله با عنوان «حمله به آینده» مطرح می‌شود.

با علم و تخصص انگاره این تلقی با این ساخت زبانی مطرح می‌شود: «حمله به مدرسه شجره طیبه میناب یعنی حمله به آینده»؛ یا در فراسوی متن تهدید زیرساخت‌های برق ایران این انگاره مطرح می‌شود «حمله به زیرساخت‌های برق یعنی حمله به مردم». اینها انگاره‌ها قدرتمندی هستند که زوایای پنهان این جنایت جنگی را بیشتر و قدرتمندتر آشکار می‌کنند و روایت جانانه‌تری عرضه می‌کنند.

یا می‌توان از این انگاره‌ها هم بهره برد: «حمله به مدرسه شجره طیبه میناب یعنی حمله به انسانیت»؛ «حمله به مدرسه شجره طیبه میناب یعنی حمله به اخلاق»؛ «حمله به مدرسه شجره طیبه میناب یعنی حمله به مردم». بنابراین انگاره‌ها، دشمن آمریکایی ـ صهیونی برخلاف شعار دموکراسی‌اش و برخلاف دروغ‌هایش، در پی نابودی مردم ایران، آینده ایران، انسانیت و اخلاق است.

جهانی که در آن، انسانیت و اخلاق نباشد هر چیزی جایز خواهد بود و جهان جای امنی برای زیستن نخواهد بود و اگر تروریسم را کانون شیطانی و ضدبشری و دشمن جهان امن بدانیم از این منظر دشمن آمریکایی ـ صهیونی، مدافع، مروج و کانون اتم تروریسم است.

چرخ‌دنده‌های ماشین جنگ دشمن آمریکایی ـ صهیونی با دروغ به گردش درمی‌آیند و با نیرنگ جان می‌گیرند و با ستم و کشتار، جهان را به جای ناامن تبدیل می‌کنند.

این دروغ‌ها و نیرنگ‌ها و ستم‌ها ریشه در انگاره‌های ویرانگری دارند؛ انگاره‌های آمریکایی ـ صهیونی، مثل «کشورها یعنی نفت و سود؛ و ملت‌ها یعنی شی و ابزار و مسلمان یعنی تروریست». این انگاره ها سبب می‌شوند در نگاه آنها، نه جان‌ها و نه عواطف و نه حقوق ملتها و نه استقلال کشورها و نه امنیت جهان و نه قواعد بین الملل لحاظ شود، بلکه آنچه مهم است تحقق حداکثری استعمار و استخفاف ملت‌ها و کشورهاست.

ملت و کشوری که به این ریشه، یعنی انگاره‌های ویرانگر یادشده، التفات داشته باشد دام و دانه استعمار بر این ملتها چندان کارگر نیست و پیدا کردن سمت درست تاریخ برای این کشورها چندان دشوار نیست.

اما کشورهایی که به هر علتی به این انگاره ها توجه نکردند با دروغ‌های شیطان بزرگ و عاملان منطقه‌ا‌ی‌اش، خو گرفته اند و با نیرنگ‌هایشان به خواب رفته اند و تن به استعمارشان دادند و شده اند: گاو شیرده. شده اند: سپر رژیم صهیونی و بخشی از گنبد به اصطلاح آهنین و...

ایران اما پیش از آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل بوده است با فرهنگ و تمدنی باشکوه. ایران اما ملت امام حسین(ع) است؛ ملتی که شعار و عملش این است: «و مثلی لایبایع مثله»؛ ملتی که در مکتب بنیان گذار انقلاب اسلامی و امام شهید، ریشه های دشمنی و باورهای دشمن را عمیقاً آموخت.

این بیان نورانی امام حسین علیه السلام در کربلا محصور نمانده و نمی‌ماند و آزادگان جهان تا پایان تاریخ سهمی از این بیان دارند و ایران اسلامی در دفاع مقدس هشت ساله و در دفاع مقدس 12 روزه و در دفاع مقدس رمضان با صدای رسا این بیان امام را زیست کرده و با آن نفس می‌کشد.

چنان که امام شهیدمان فرمودند: «ملت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه‌ کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمی‌کند. ملت ایران در واقع می‌گویند: ملتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد» (1404/11/28).

نویسنده: عبدالله صلواتی، استاد تمام دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران

انتهای پیام/