شهادت عقلانیت در میدان مسئولیت ملی
- اخبار فرهنگی
- اخبار فرهنگ حماسه و مقاومت
- 10 فروردين 1405 - 09:20
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، گاهی در سرگذشت ملتها انسانهایی پدیدار میشوند که فهم نقش آنان تنها با معیارهای متعارف سیاست یا مدیریت ممکن نیست و حضور آنان بیشتر به ظهور یک منش شباهت دارد تا صرفاً تصدی یک مسئولیت. اینان در مرزی میان اندیشه و عمل میایستند جایی که تأمل نظری با تعهد تاریخی درهم میآمیزد و از این رو سخن گفتن از فقدان شهادت دکتر علی لاریجانی در حقیقت سخن گفتن از غیبت نوعی عقلانیت مسئولانه در عرصه عمومی است، عقلانیتی که خود را نه فقط در زبان تحلیل بلکه در میدان تصمیمهای دشوار و پرهزینه آشکار میکند.
دکتر علی لاریجانی از جمله شخصیتهایی بود که در وجود او تجربه مدیریتی با پشتوانهای از تفکر فلسفی و دانشگاهی پیوند خورده بود و کمتر پیش میآید که یک چهره فعال در سطوح عالی تصمیمگیری همزمان از تربیت دانشگاهی و دغدغههای فلسفی نیز برخوردار باشد. این ویژگی به او امکان میداد که مسائل سیاسی و ملی را صرفاً در افق رقابتهای کوتاهمدت نبیند بلکه آن ها را در چارچوبی گستردهتر و در نسبت با سرنوشت تاریخی جامعه تحلیل کند و در چنین نگاهی سیاست را از سطح تکنیک اداره امور فراتر میبرد و آن را به حوزهای از تدبیر عقلانی در خدمت خیر عمومی تبدیل میکند.
در سنت اندیشه اسلامی و ایرانی از دیرباز بر پیوند میان حکمت و تدبیر تأکید شده است. فارابی از سیاستی سخن میگوید که بر بنیاد معرفت و فضیلت استوار است و خواجه نظامالملک تدبیر مملکت را بدون عقلانیت استوار ممکن نمیداند. این سنت فکری به ما یادآوری میکند که حکمرانی اگر از پشتوانه اندیشه تهی شود به سرعت به سطحی از عملگرایی بیافق فرو میغلتد، شخصیتهایی مانند علی لاریجانی را میتوان در امتداد همین سنت فهم کرد، چهرههایی که در آنها تأمل نظری و تجربه عملی به نوعی توازن رسیده است. یکی از ابعاد برجسته این توازن عنصر اعتماد است. در سطوح عالی حکمرانی، اعتماد نه امری تشریفاتی بلکه سرمایهای راهبردی است. اعتماد رهبر شهید به دکتر علی لاریجانی را نیز باید در چنین افقی فهم کرد. این اعتماد نتیجه سالها شناخت از پختگی فکری، ثبات شخصیت و توانایی ایشان در تشخیص موقعیتهای پیچیده بود. و کسانی که به چنین جایگاهی از اعتماد میرسند معمولاً در بزنگاههای دشوار نشان دادهاند که مصالح کلان کشور را بر ملاحظات شخصی و مقطعی مقدم میدارند.
در این میان ایستادگی در برابر ناملایمتها شاید یکی از مهمترین جلوههای این عقلانیت باشد. فضای سیاسی هر جامعهای همواره آمیخته با داوریهای گوناگون، سوء برداشتها و گاه بیمهریهاست و بسیاری در چنین شرایطی ترجیح میدهند از میدان فاصله بگیرند یا سکوت پیشه کنند اما برخی شخصیتها راه دیگری برمیگزینند؛ آنان میمانند، مسئولیت را میپذیرند و در عین مواجهه با دشواریها از مسیر تشخیص دادهشده خود عقب نمینشینند و این ایستادگی نه از سر تعصب بلکه از سر باور به ضرورتی تاریخی است.
در ماههای گذشته به ویژه در فضای پرتنش پس از جنگ تحمیلی دوازدهروزه و شرایط دشواری که کشور با آن مواجه گردید، نقشآفرینیهای او برای بسیاری از ناظران قابل توجه و ماندگار بود. در چنین لحظاتی تجربه و آرامش عقلانی اهمیت ویژهای پیدا میکند گاه جامعه بیش از هر چیز به شخصیتهایی نیاز دارد که بتوانند در میانه التهابها با نگاه کلان و تصمیمی سنجیده مسیر را روشن کنند و این همان صورتی از عقلانیت است که میتوان آن را عقلانیت صبور نامید؛ عقلانیتی که در هیاهوی بحران نیز افقهای بلندتر را از یاد نمیبرد.
در کنار این ساحت عمومی همراهی و ایستادگی آقا مرتضی لاریجانی در کنار پدر نیز جلوهای از نوعی پیوند اخلاقی و انسانی بود که در فرهنگ ما سابقهای دیرینه دارد. در سنت ایرانی اسلامی بسیاری از فضیلتهای بزرگ در بستر خانوادهها و پیوندهای نسلها استمرار یافتهاند. چنین همراهیهایی یادآور آن حقیقت است که مسئولیت تاریخی گاه در قالب نوعی همبستگی خانوادگی نیز تجلی مییابد. با این همه اهمیت شخصیتهایی از این دست تنها به دوران حضور آنان محدود نمیشود بلکه گاه فقدان آنان خود به لحظهای برای تأمل جمعی بدل میشود لحظهای که در آن جامعه میتواند بار دیگر درباره ارزشهایی که آنان نمایندگی میکردند بیندیشد و اگر این تأمل به بازشناسی و بازتولید آن ارزشها بینجامد فقدان به نوعی سرمایه معنوی تبدیل خواهد شد و شهادت در چنین افقی معنا پیدا میکند. شهادت تنها پایان زیستی یک انسان نیست بلکه نقطهای است که در آن زندگی فردی با معنایی فراتر از خود پیوند میخورد. هنگامی که انسانی سالها در مسیر خدمت، تدبیر و وفاداری گام برداشته باشد شهادت او به نوعی تأکید تاریخی بر همان ارزشها تبدیل میشود و در مورد شهید دکتر علی لاریجانی این ارزشها را میتوان در سه مفهوم بنیادین دید: عقلانیت، صلابت و وفاداری به مصالح کشور.
سلام و رحمت خدا بر او و یارانش باد. بیتردید فقدان او خسارتی بزرگ برای کشور است زیرا جامعه نه فقط مدیری کارآزموده بلکه چهرهای از پیوند میان اندیشه دانشگاهی، تدبیر سیاسی و اعتماد در عالیترین سطوح حکمرانی را از دست داده است و امید آن که خداوند این ضایعه را برای مردم این سرزمین به خیری بزرگ بدل کند و در دل این فقدان بذرهای تازهای از همان عقلانیت مسئولانه و مجاهدانه برویاند.
انتهای پیام/