دیپلماسی بهار عیله هژمونی آمریکا

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نوروز با همه لایه‌های اسطوره‌ای و فرهنگی‌اش همواره بیشتر از یک جشن بوده است، نوعی صورت‌بندی جهان ‌فهمی ایرانی که زمان را نه به‌ مثابه تکرار بلکه به‌مثابه تجدید عهد با معنا تجربه می‌کند. در نوروز انسان ایرانی به استقبال جهانی می‌رود که باید دوباره بنا شود. امسال، هم‌زمانی نوروز با «جنگ رمضان» و آشکار شدن مرحله‌ای تازه در نسبت ایران و آمریکا  امکان فهم تازه‌ای را پیش روی ما گشوده است؛ امکان تبدیل نوروز از یک جشن هویتی به یک «دیپلماسی نمادین» دیپلماسی‌ای که می‌تواند در برابر هژمونی آمریکا و اسرائیل بنیان‌های جدیدی از مقاومت را در سطح منطقه و حتی جهان برقرار کند. در این منظومه معنایی  «سین هشتم سلحشوری نه یک استعاره تزئینی بلکه مفهومی فلسفی است؛ بیان اراده جمعی ملتی که تصمیم گرفته است در برابر وضع مستقر جهان تسلیم نشود.

سلحشوری در اینجا به معنای جنگ‌طلبی نیست؛ بلکه به معنای دفاع فعال از امکان‌ بودن جهان‌های بدیل است. جهان امروز که قدرت‌های هژمونیک در آن همچنان می‌کوشند اراده سیاسی خود را به جهان تحمیل کنند  نیازمند گشودگی‌هایی از جنس فرهنگ است، فرهنگ نه به‌ مثابه مصرف بلکه به‌ مثابه توانایی خلق فضاهای تازه برای معنا است. نوروز به ‌عنوان گسترده‌ترین آیین غیرغربی‌ که مرزهای سیاسی را درمی‌نوردد و مردمانی از چین تا قفقاز و آسیای میانه تا خاورمیانه را بر یک میز می‌نشاند می‌تواند حامل چنین گشودگی‌ای باشد، گشودگی در بستر جنگ رمضان معنای تازه‌ای می‌یابد؛ نوروز دیگر صرفاً آیین زایش طبیعت نیست امکان تجدید قوای مقاومت است. اگر هژمونی آمریکا و اسرائیل را به ‌مثابه نوعی «تسلط معنایی» نیز بفهمیم تسلط بر تصور ما از آینده بر امکان تغییر و بر حق تعیین سرنوشت و آن‌گاه فهم خواهیم کرد که مقاومت صرفاً نظامی نیست بلکه بازپس‌گیری حق تعریف معنای زندگی جمعی است و این همان نقطه‌ای است که نوروز می‌تواند نقشی بنیادین بازی کند. نوروز برخلاف بسیاری از سنت‌های ملی بر محور پیروزی و شکست تاریخی بنا نشده است بر محور «شروع دوباره» استوار است و این آغاز مجدد همان منطق وجودی مقاومت است؛ آغاز کردن پس از هر پایان تحمیلی.

در بستر جنگ رمضان که نقطه اوج دیگری در تقابل راهبردی ایران و آمریکا و کنش رهایی‌بخش ملت فلسطین است. مردم منطقه با وضوح بیشتری دریافتند که جهان وارد مرحله «پساآمریکا» شده است، مرحله‌ای که در آن قدرت مادی  و نظامی دیگر قادر نیست خطوط اصلی آینده را تعیین کند و در چنین جهانی دیپلماسی نوروز می‌تواند به حلقه وصل میان ملت‌هایی تبدیل شود که از هژمونی جهانی خسته‌اند و در جست‌وجوی الگوهای بدیل‌اند. دیپلماسی نوروز یعنی تبدیل آیین به زبان مشترک ملت‌ها زبانی که بدون نیاز به قراردادهای سیاسی شبکه‌ای از همبستگی‌های فرهنگی، اخلاقی و حتی تمدنی را برقرار می‌کند.

این‌جاست که نقش مردم ایران و ملت‌های منطقه، در مقام حاملان سلحشوری معنایی تازه می‌یابد. مقاومت اگر فقط به سطح نخبگان سیاسی تقلیل یابد باریک و شکننده می‌شود  اما وقتی به یک خلق‌مندی تبدیل شود به نیرویی تاریخی بدل خواهد شد. سین هشتم اکنون نماد همین خلق‌مندی است؛ شجاعت جمعی برای ایستادن در برابر نظم ناعادلانه جهان  و ساختن نظمی تازه است و این شجاعت نه در میدان جنگ بلکه در میدان معنا رخ می‌دهد، در توان مردم برای نپذیرفتن افق‌های تحمیلی.

در برابر سیاستی که همواره می‌کوشد ملت‌ها را منفعل، مصرف‌کننده و بی‌تاریخ نگاه دارد نوروز یادآوری می‌کند که تاریخ هر ملت از لحظه‌ای آغاز می‌شود که تصمیم می‌گیرد دوباره آغاز کند. مقاومت در این سطح  نه یک پروژه سیاسی  بلکه یک آرایش وجودی است؛  نوعی با شعوری جمعی که می‌فهمد آینده از آن کسانی است که جرأت می‌کنند زمان را دوباره تعریف کنند. نوروز هنر همین بازتعریف زمان است و جنگ رمضان نشان داد که ملت‌های منطقه در حال بازتعریف آینده‌اند.

اگر دیپلماسی رسمی گاه در دام محاسبات قدرت گرفتار می‌شود دیپلماسی نوروز از جنس دیگری است. این دیپلماسی نه پیام دولت‌ها بلکه پیام ملت‌هاست، ملتی که به دیگران می‌گوید« ما جهان را نه با معیار قدرت بلکه با معیار امید می‌سنجیم.» چنین پیامی در دوره‌ای که خشونت صحنه سیاست جهانی را تیره کرده است و از هر سلاحی نافذتر است. هم‌صدایی نوروز و مقاومت امکان خلق جغرافیایی تازه از معنا را فراهم می‌کند، جغرافیایی که در آن ایران نه به‌ مثابه یک بازیگر ژئوپولیتیک صرف بلکه به‌ مثابه کانون تولید معنا عمل می‌کند. سین هشتم سلحشوری  از همین‌جا می‌جوشد: از پیوند میان آیین و آینده. همان‌گونه که هفت‌سین سفره نوروز نماد باروری، روشنی، سلامت و حیات است، سلحشوری در سفره هفت سین سین هشتم و نماد اراده‌ای است که به همه این ها جهت می‌دهد؛ اراده‌ای که می‌گوید؛  آغازِ دوباره تنها با شجاعت پذیرش مسئولیت آینده ممکن است. در جهانی که بسیاری ملت‌ها در برابر قدرت‌های بزرگ احساس بی‌قدرتی می‌کنند سین هشتم می‌تواند برای منطقه الهام‌بخش باشد سلحشوری به معنای توان ایستادن بر آرمان‌ها حتی زمانی که جهان علیه تو صف بسته است.

نوروز امسال در سایه جنگ رمضان به ما یادآوری کرد که هویت و مقاومت دو روی یک سکه‌اند. هویتی که نتواند خود را در قالب مقاومت بازسازی کند و به ‌تدریج به آیینی بی‌اثر تبدیل می‌شود و مقاومتی که نتواند به زبان فرهنگ سخن بگوید فهم ‌پذیر و ماندگار نخواهد شد. پیوند این دو همان جایی است که آینده منطقه رقم می‌خورد. و این آینده بیش از هر چیز بر شانه‌های مردم استوار است، مردمی که این بار نه با سلاح بلکه با معنا در میدان‌اند و  نوروز با افزودن سین هشتم سلحشوری امسال تنها جشن آغاز  بهار نیست بلکه جشن آغاز جهانی تازه است.

یادداشت از: مصطفی شجاعی

انتهای پیام/