گزارش | پویش یادداشتنویسی پژوهشکده باقرالعلوم(ع)
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 10 فروردين 1405 - 14:51
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، کانال اطلاع رسانی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم علیهالسلام، یادداشتهایی از نخبگان حوزوی و کارشناسان عرصه فرهنگ و ارتباطات را درباره جنگ رمضان و مطالب مرتبط با آن گردآوری کرده که بخشی از آنها در ادامه میآید.
تنگه هرمز، اهرمی برای تحریم غرب
مجتبی نامخواه، سردبیر فصلنامه جمهور، به اهمیت تنگه هرمز اشاره میکند و اینکه چرا تا امروز یکی از مؤثرترین اهرمهای ژئوپلیتیک در برابر تحریم، به یک دستور کار پایدار تبدیل نشده است؟
او در این باره مینویسد: وضع تنگه نباید به عقب باز گردد و این بخشی از معقولیت و معنای مقوله انتقام است. انتقام؛ مطالبه تاکید شوندهای که در شبها و در خیابان تکرار میشود یک مسأله شخصی نیست؛ مسألهای مرتبط با عدالت، توسعه و آینده ایران است. باید تلاش کرد که شیوه مواجهه با تحریم، به وضع مطلوب و مولّد نظم تراستی پیش از جنگ باز نگردد و نظارت بر تنگه هرمز به مثابه تنگه اُحد عدالت و توسعه ایران در آینده حفظ گردد. باید تلاش کرد که با ترجمه مطالبات هر شب خیابان، خیابان را برای آینده سیاست ایران حفظ کرد.
وی در ادامه تصریح کرد: ارزیابی مشترک ریچارد نفیو و همکارانش در مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا که وضعیت تنگه هرمز را در روزهای نخست جنگ، بزرگترین شوک عرضه در تاریخ بازار مدرن نفت میخواند، در ادامه استدلال مهمی را مطرح میکند: «مسأله فقط اندازه شوک نیست؛ مسأله مهمتر این است که آیا این اختلال چند روزه خواهد بود یا به یک بحران ممتد تبدیل میشود.»
چگونگی مقاومت
حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی به چگونگی مقاومت میپردازد و مینویسد: جنگها و بحرانها، آیینهای هستند که ضرورتها و ویژگیهای واقعی یک جامعه را آشکار میکنند. جنگ اخیر آمریکا-اسرائیل علیه کشورمان ایران نیز همین نقش را ایفا کرد و نشان داد که جامعه ایرانی، با همه تکثر و اختلاف نظرهای داخلی، میتواند در مواجهه با یک دشمن خارجی متحد شود و حول یک «نه» مشترک گرد هم آید.
او افزود: این اتحاد در برابر دشمن، اگرچه ارزشمند است، اما یک وحدت حداقلی و کف پیوند اجتماعی است. درحالیکه برای رسیدن به یک وحدت حداکثری و سقف پیوند اجتماعی، باید بتوانیم در پروژههای داخلی نیز به این همبستگی و وحدت دست یابیم.
قنبریان با آوردن شاهدی تاریخی مینویسد: در جنگ احد وقتی پیامبر -صلیالله علیه و آله- بهعنوان رهبر جامعه، مورد تهاجم واقع شد و شایعه کشته شدن او برخی را متشتت کرد، قرآن تشر میزند که: آیا اگر پیامبر مُرد یا کشته شد شما به پشت سر خود (یعنی دوران جاهلیت) باز میگردید؟ این یعنی که ایمان به ارکان اسلام که ساخت حقیقی جامعه را پدید آورده است، حتی با کشته شدن پیامبر هم میتواند روئینتنی کند! این مردم با آن پیوندها مانع از بههمریختگی و آشوب میشوند و حتی راس و رهبر جدید را طبق ضوابط دینی معلوم و معین میکنند و مسیر ایمانی و آرمانی خود را ادامه میدهند.
مجاهدت شصت ساله رهبر شهید
محمدمهدی حسینزاده به اولین پیام رهبر سوم انقلاب و مجاهدتهای شصت ساله رهبر شهید می پردازد و می نویسد: عَلَم قیام، در خرداد 1342 برافراشته شد. همزمان رهبر شهید هم به قیام لبیک گفت. از آن تاریخ تا روز شهادت، شصت و دو سال میگذرد؛ یعنی همان «بیش از شصت سال» که در پیام بالا ذکر شده است. از همان آغاز مبارزه «گذر از لذایذ و راحتیها» در انتخابها مشهود است. همزمان با امام در قم، شاگردان نیز در شهرستانها ماموریت دارند محرم، روضه فیضیه بخوانند و مردم را نسبت به ظلم دستگاه پهلوی آگاه کنند.
وی افزود: رهبرشهید که آن زمان جوانی بیست و چهارساله بود، میتوانست مشهد در نزدیکی خانه پدری، مسجدی را انتخاب کند و آن جا دست به افشاگری علیه رژیم بزند؛ اما او از همان جوانی وظیفه سختتر را انتخاب میکرد. در آغاز مبارزات، خود را تیری میدید در کمان امام که باید در قلب دشمن مینشست. از اینرو در بین شهرها، شهر «اسدالله علَم» نخستوزیر وقت را برگزید. علَم، شهر بیرجند را قلعه خود ساخته بود. اگر محمدرضا، شاه ایران بود، علم شاه بیرجند بود. حتی آخوندهای آنجا به عربی در ستایش و حمد و ثنایش میگفتند: صاحب السیف و القلم، امیر اسدالله علم. در آخر، سید جوان به سوی بیرجند رهسپار میشود و با سخنرانی گیرای خود چنان روضهای میخواند که شهر راه بههم میریزد. دستگاه امنیتی او را دستگیر و تهدید میکند.
او در انتهای یادداشت به دو ویژگی «مقاومت» و «روشنگری» رهبر شهید اشاره میکند که ایشان فرمودند: «در اینجا باید براى ثبت در تاریخ بگویم که من از اندک افراد معدودى بودم که در همهى لحظات نهضت، هر دو خط را باهم آمیختم و به این ویژگى معروف بودم. در تمام زندگى مبارزاتى خود، همواره هر دو خطّ «مقاومت» و «روشنگرى» را باهم ادامه دادم و معتقدم این دو را کاملاً باهم درآمیختم.»
سکوت کثیف
دکتر محمدجواد فلاح در هشداری به ساکتین نان به نرخ روز خور، با بیان حدیثی که مفهومش این است که در تحولات عظیمی مثل جنگ ها جوهره و حقیقت مرد و نامرد عیان میشود، نوشت: تحمیل این جنگ با چنین صورتبندی و مدلی از جنایت که با حمله به دبستان میناب همراه شد و کودکان معصوم را نیز به خاک و خون کشاند حجت را برای هر انسانی که حداقل از وجدان برخوردار است- فارغ از مسلمانی یا هم وطن بودن- تمام میکند. به همین دلیل است خیلی از هنرمندان جهان حتی هنرمندان هالیوود آمریکایی و ورزشکاران جهان و مشاهیر و معاریف سیاسی، علمی، فرهنگی و سلبریتیها و توئیتچیها علیه این حمله ناجوانمردانه عکسالعمل نشان دادهاند.
وی تصریح کرد: اما در این جنگ ناعادلانه، اکنون با برخی از این قماش آدمهای داخلی مواجهیم که در این مملکت با نگاه و توجه مردم و امکانات این نظام فربه شده و شهرت یافتهاند و به نام و نان رسیدهاند و از قِبَل شهرتشان گنده شده و نان میخورند ولی در سکوت محض فرو رفته و به گوشهای خریدهاند. این سکوت، سکوتِ کثیفی است که یک معنا بیش ندارد و آن هم «نون به نرخ روز خوردن و مصلحت و منفعت خود اندیشیدن» است. این اخلاق کثیف باید باعث تجدید نظر دیدگاه طرفداران این آدمهای بیمعنا شود.
شهید لاریجانی
حجتالاسلام عباس حیدریپور در یادداشتی درباره شهید لاریجانی نوشت: انکار نمیکنم که گاه به او نقد داشتم و از دستش مانند برخی سیاسیون دیگر ناراحت میشدم اما برای شخصیتش احترام قائل بودم. بزرگمنش بود نه فقط چون بزرگزاده بود یا میرِ داماد بود؛ صاحب وزانت علمی و منطقی بود. قوت سیاسی و ثبات قدمش در انجام مأموریتهایش ستودنی بود. قوت منطق و استدلالش در بسیاری از مواقع یاریگر انقلاب و جمهوری اسلامی بود. گفتوگوهایش با مقامات اروپایی و ترسیم یک نقشه راه برای حل مسائل با آژانس بینالمللی هستهای در آن دوران را هنوز از یاد نبردهام. درواقع قوت کلمه و منطق او بود که به الگویی برای حل برخی مسائل منجر شد.
وی درباره قانونی عمل کردن شهید لاریجانی نوشت: وقتی در روند برگزاری ریاست جمهوری تأیید صلاحیت نشد، بازی و نظم کشور را برهم نزد، برخلاف دیگرانی که در موارد مشابه چنین کردند و حتی با این کار ضربههایی گران بر اعتبار کشور و روند پیشرفت وارد آوردند و دل ولیشان را آزرده ساختند. او ولیاش را احترام نهاد و ارجمند داشت. رهبرمان او را و خاندانش را ستود و حتی نوعی عتاب به مرجع رد صلاحیت داشت. او این احترام را پاس داشت و چون گوهری حفظ کرد. این خویشتنداری و قدرشناسی از رهبرش، رشدی شد برای او که در وقت حادثه بتواند بار سنگین و پرچمی محوری را از دست ولی الهیاش دریافت کند و در کانونی بسیار مهم یعنی دبیری شورای عالی امنیت ملی و در وقتی بسیار حساس ایفای نقش کند.
بانوی ایرانی در خط مقدم نبرد
علی فخاری به نقش بانوان به عنوان سنگردار شهر در خط مقدم پرداخت و نوشت: امروزه تغییر نوع نبرد از لشکرکشی کلاسیک، به سمت حملات هوایی و پهپادی به عمق شهرها و همچنین اضافهشدن پیوستهای رسانهای و شناختی به آن، موجب شده تا گرانیگاه جنگ از مرزهای جغرافیایی به عمق خیابانها منتقل شده و شهرها به جای اینکه عقبه و پشتیبان جبهه محسوب شوند، خود خط مقدم این نبرد ترکیبی هستند. در این آرایش میدانی جدید، بانوان از نقش سنتی خود به عنوان پشتیبانِ پشتجبهه خارج شده و به عنوان فرماندهان و سربازان خطشکن نقشآفرینی میکنند. شهر، اکنون یک دژ تحت هجوم است و بانوان، حافظان زندگی و دژبان مقتدر آن محسوب میشود.
وی افزود: در جنگ مدرن، هدف دشمن به جای تصرف خاک، فلج کردن ریتم زندگی و تسخیر ارادههاست. ازاینرو، خانه به یک سنگر استراتژیک بدل شده است. در برابر تلاش دشمن برای ایجاد شهر ارواح و فلج کردن زندگی، فرماندهی و حفظ ریتم زندگی شهری توسط بانوان، یک کنش آفندی و مدیریت مستقیم میدان است که به خوبی انجام میشود.
او با بیان اینکه در بعد لجستیک، این دژبانان خط مقدم با مدیریت هوشمندانه اقتصاد خرد در شرایط محاصره، شریانهای حیاتی شهر را باز نگه میدارند، تصریح کرد: بانوان با کنترل تقاضای هیجانی، مبارزه با فرهنگ احتکار و مدیریت زنجیره تأمین درونشهری، لجستیک این دژ را مدیریت میکنند. آنها با حفظ و رهبری ریزشبکههای شهری و همسایگی، دژهای کوچک را به هم پیوند داده و مانع از فروپاشی سیستم کلان جامعه میشوند.
جهان کلمات
علیرضا قربانی، پژوهشگر ارتباطات درباره مواجهه رهبر جدید انقلاب با مردم که عاری از ویدئو، تصویر و صوت است اشاره کرد که بهجای اینها با «جهان کلمات» بود و تصریح کرد که تجربه جالبی است و شخصا آن را دوست دارد.
وی در ادامه نوشت: تجربه ارتباطی جالب دیگر، کم و تدریجی بودن دادهها و پیامهاست که لذت «کشف» را موجب میشود؛ مثل روزهای اولی که با انسان کمحرفی رفیق میشویم و آرامآرام داریم سرزمین وجودش را کشف میکنیم. او همچنین حکمت و تدبیر و محبت را به عنوان کشف از طریق کلمات عنوان کرد.
وارونگی برخی مواضع علمای سکولار جهان اسلام
احمد کوثری به راز وارونگی برخی مواضع علمای سکولار جهان اسلام پراخت و نوشت: امروز در میدانی ایستادهایم که آسمانِ منطقه در تسخیر اراده و اقتدار نظامی ماست و ملتهای آزاده جهان به پشتیبانی ازما برخاستهاند، اما متأسفانه زمینِ ذهنها و افکار برخی مجامع بظاهر مذهبی اما سکولار جهان اسلام، مثل آنچه در بیانیه خفتبار الازهر مصر دیدیم و مواضع برخی شیوخ حاشیه خلیج فارس، در غیاب یک آفندِ قدرتمند فرهنگی، در محاصره روایتهای باطل دشمن درآمده است.
امام شهید امت سالها پیش قاعدهای طلایی را در حکمرانی وضع کردند: «الزامِ تدوین پیوست فرهنگی برای تمامی طرحهای کلان». منطق این فرمان روشن است؛ وقتی احداث یک سد یا یک کارخانه نیازمند پیوست فرهنگی است تا اثرات شناختی و اجتماعی آن مدیریت شود، آیا شلیک موشکهای بالستیک و عملیاتهای عظیم نظامی در عمق استراتژیک منطقه، نیازمند یک «پیوستِ قدرتمندِ فرهنگی و رسانهای» و جهاد تبیین نیست؟
وی با بیان اینکه بُرد موشکها با هزاران کیلومتر و با خطای صفر به هدف میرسد خاطرنشان کرد: اما بُردِ پیام نهادهای فرهنگی که مسئولیت بین المللی در زمینه ارتباط با علما و نخبگان جهان اسلام دارند، مثل مجمع جهانی تقریب، مجمع جهانی اهلبیت(علیهمالسلام)، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حوزههای علمیه قم و امثالهم چقدر است؟ چرا صدای این قرارگاههای علمی فرهنگی همپای غرش موشکهای هوافضا، لرزه بر اندام اردوگاه کفر نمیاندازد و در همان تراز در قلب مجامع جهان اسلام نفوذ نمیکند؟
او در پایان نوشت: تا زمانی که نهادهای علمی و فرهنگی ما همتراز با نیروی هوافضا و بخشهای نظامی، «آفندی، شبانهروزی و نقطهزن» عمل نکنند، شمشیرِ بُرندهی جبهه حق در میدان نبرد، در باتلاقِ روایتهای باطلِ دشمن کُند خواهد شد. زمانِ آن فرا رسیده است که این نهادها به وظیفهی تاریخی خود در «جهاد تبیین» عمل کنند و «پیوست فرهنگیِ» اقتدارِ جمهوری اسلامی که همان اقتدار قرآن و اسلام ناب محمدی است را با صلابت، به گوشِ خوابآلودهی برخی مجامع و علمای غافل جهان اسلام برسانند.
غرامت و آتش بس
سیدمحمد سادات حسینی، با بیان اینکه پایان جنگها همواره بر اساس یک معاهده طرفینی رقم میخورد و چنانچه در آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا، آمریکا به عنوان تجاوزگر و پرداختکننده غرامات جنگی به ایران پذیرفته نشود، این معاهده برای اتمام جنگ بیاثر و اساساً بیمعنا خواهد بود، خاطرنشان کرد: وقتی آمریکا در این تجاوز آشکار و ترور رهبر ایران به تجاوز محکوم نشود، بار دیگر به خود اجازه تجاوز خواهد داد و وقتی محکوم به پرداخت غرامت نباشد، لاقیدی او در حملات بعدیاش بیشتر خواهد شد و حجم گستردهتری از خسارت را به بار خواهد آورد.
او افزود: به همین جهت چنانچه مفاد آتشبس به اینطرف نرود که آمریکا غرامت پردازد و تجاوزگر شناخته شود، این قرارداد تسهیلگر جنگی دیگر با شدتی بیشتر و گستردهتر خواهد شد و اساساً از معنای خود که پایاندادن به جنگ است، ساقط میشود.
این پژوهشگر تصریح کرد: در نتیجه چنانچه انتظار میرود کارکرد واقعی آتشبس در میدان دیده شود، باید مفاد قرارداد به این دو نکته تأکید صریح داشته باشد و آمریکا در مجامع بینالمللی در خصوص آنها پاسخگو بوده و با نظارت آنها به پرداخت غرامت به ایران مشغول شود تا درسی آموزنده بگیرد که دیگر امنیت این ملت و منطقه را تهدید نکند و طمع تصاحب منافع دیگران را از ذهن استعماری خود برای همیشه خارج سازد.
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/