جنگ آمریکا با ایران نشانهای از تقابل دو الگو و روایت تمدنی است
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 09 فروردين 1405 - 21:39
فرزاد جهانبین معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در پاسخ به این سؤال که چرا امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی، با این شدت، ایران را هدف قرار دادهاند؟، گفت: پاسخ را نباید صرفاً در تحولات کوتاهمدت جستوجو کرد. آنچه با آن مواجهیم، بیش از یک درگیری مقطعی است؛ این را باید نشانهای از تقابل دو الگو و دو روایت تمدنی دانست.
وی افزود: از یک سو، الگویی که بر سلطه جویی، تحقیر و وابستهسازی ملتها و بلعیدن منابع آنها و ترویج فساد و فحشا استوار است. از سوی دیگر، الگویی که بر استقلال، کرامت، مردمپایه بودن و اتکا به ظرفیتهای درونی و معنویت تأکید دارد.
جهانبین تصریح کرد: در چنین چارچوبی، هدف دشمن صرفاً تضعیف نظامی نیست؛ بلکه تلاش برای القای «شکستپذیری اراده ملی» است. ما در یک نبرد روایتها قرار داریم: روایتی که بر ناامیدی و بنبست و بدون ما نمی توانید زندگی شایسته ای داشته باشید تأکید میکند، در برابر روایتی که بر امکان پیشرفت و ایستادگی در عین استقلال و عزت تکیه دارد.
وی در ادامه سخنانش اظهار کرد: با این نگاه، آمریکا پیش از آنکه «بمب هستهای» را بهانه کند، از همان نخستین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ را علیه ایران آغاز کرده بود.
این استاد دانشگاه شاهد بیان کرد: حمایت همهجانبه از صدام در هشت سال دفاع مقدس، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران با ناو وینسنس، تحریمهای فلجکننده، عملیات طبس و دهها اقدام خصمانه دیگر، همگی نشان میدهد: مسئله هستهای بهانه بود، نه علت. علت اصلی، «استقلالخواهی» و «مردمپایه بودن» نظامی بود که از مدار سلطه خارج شد.
وی با اشاره به اینکه تفکیک ایران و جمهوری اسلامی، خطای راهبردی است، گفت: ایران به تعبیر گراهام فولر، قبله عالم است. تشکیل کنفرانس کشورهای پیروز در تهران در جنگ جهانی دوم، حاوی این پیام بود که ایران پل پیروزی است، اما واقعیت آن است که جمهوری اسلامی حافظ ایران است و تفکیک اینها یا از جهالت هست و یا از خیانت.
جهانبین گفت: از عهدنامه گلستان تا جدایی بحرین، ایران یک مسیر ممتد «عقبنشینی جغرافیایی» را تجربه کرده است؛ مسیری که در آن، شکست نظامی، فشار استعماری و مصالحههای سیاسی، هر یک سهمی در کوچکتر شدن ایران داشتهاند، اما این روند در دوره جمهوری اسلامی ایران متوقف میشود. این توقف، نه یک اتفاق، بلکه نتیجه یک تغییر عمیق در درک تاریخی، موازنه قدرت و اراده سیاسی است؛ تغییری که «حافظه تجزیه» را به «منطق حفظ» تبدیل کرده است.
انتهای پیام/