سرودههای برخی شاعران کرمانی در رثای رهبر شهید
- اخبار استانها
- اخبار کرمان
- 09 فروردين 1405 - 15:09
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمان، در سوگ شهادت جانگداز رهبر انقلاب، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای، دلهای بسیاری از مردم ایران و آزادگان جهان در اندوه فرو رفت. در این میان، شاعران متعهد، کرمانی با سرودن اشعاری پرشور و سوزناک، ارادت و وفاداری خود را به آرمانهای انقلاب و رهبری به نمایش گذاشتند و با سرودن اشعاری جانسوز، همدردی، وفاداری و عشق بیدریغ خود را به ساحت قدسی رهبر شهید خود ابراز داشتند.
هنر، همواره آینهدار احساسات و باورهای یک ملت بوده است و شاعران متعهد کرمانی نیز با قلمهای سمیع و احساسات پاک خود، در سوگ و فقدان رهبر عالیقدر انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، اشعاری سرودند. تعدادی از این سرودهها که بازتابی از عمق احساسات و باورهای این هنرمندان متعهد و بیانگر عشق و دلدادگی شاعران کرمانی به رهبر خویش و حاصل پیوند عمیق با آرمانهای انقلاب است و نشان از رسالت هنرمند در پاسداری از ارزشهای دینی و انقلابی دارد برای شما آورده شده است.
محمدتقی دامردان در شعری با عنوان «انتقام» این گونه سروده است
در آسمانم نعرهی تکبیر ها باقیست
در آسمانش نالَهی آژیر ها باقیست
هم انتقام خشت خشت خانهی مظلوم
هم انتقام کودکان و پیر ها باقیست
آن خوک ویرانگر بداند بعد از این تا هست
بر گردنش قلاده و زنجیرها باقیست
در بین گرد و خاک و غرشهای پَی در پَی
آری جدالش در مصاف شیر ها باقیست
مأیوس گشتَه لشکر صهیون ولی از او
نَیرنگهای بیحد و تزویرها باقیست
خَیبر شکن سجیل وفاتح حسرتش ماندَست
تا قلب دشمن اشتیاق تیر ها باقیست
از روی دنیا محو گردد لکه ای ننگین
تا مرگ تدریجی شان تدبیرها باقیست
او را شکستش میدهیم این وعدهی حق است
گرچه برای مرگ شان تاخیرها باقیست
ما مرد میدانیم ، تا جان در بدن داریم !
تا ذوالفقار حیدر و شمشیرها باقیست
اسماعیل ملایی از شاعران کرمانی در رثای رهبر شهید این گونه سروده است:
باید به دشمن گفت ایران بیشهی شیر است
آرش کمانت را بکش این آخرین تیر است
از خوان هفتم بارها ایران گذر کرده
در قهرمانیهای ما روح اساطیر است
از زوزه کفتارها ،اوضاع شان پیداست
اهریمن بد ذاتشان، درحال تحقیر است
سجیل مان بر فرقشان آمد فرود اینک
آژیر در بت خانه هاشان روی آژیر است
از غرش شیران روز و زاهدان شب
در مرزهای این وطن دشمن زمینگیر است
ای آنکه در تردید باقی مانده ای هشدار
تاریخ دارد میشود تکرار ، تقدیر است
مثل سلیمان صرد ،با توبه خواهی مرد
امروز یاری کن بیا فردا کمی دیر است
الله و اکبررا بگو محکم،که پیروزیم
اوضاع سخت جبهه ها در حال تغییراست
هرچند از مرگ برادرها عزاداریم
هرچند دنیا بی عزیزان سخت دلگیر است
امابه لطف حق بزودی جشن می گیریم
باور بکن تا فتح خیبر چند شمشیر است
اسماعیل ملایی در سروده دیگر خود این گونه نوشته است
تا تاک روی خاک مان دارد ثمر زنده است
ایران ما ،این مرز پاک پر گهر زنده است
هرگز بدست دشمن بدخو نمی افتد
این بیشه تا روزی که ،حتی یکنفر زنده ست
ما از دل افسانه های دور می آییم
در باطن اسطوره های ما هنر زنده ست
اهریمن بدخو به این کشور طمع کرده ست
اما نمی داند،که نام معتبر زنده است
ما ملت پاک هزاران ساله ای داریم
فرهنگ ما در بستر تاریخ اگر زنده ست
مردم ،همیشه ظلم پابرجا نخواهد ماند
مردم،... خدای ما،خدای دادگر زنده ست
مردم صدای حق مگر خاموش خواهد شد
در زیر بمب و موشک دشمن خبر زنده ست
گیرم که سرداری به خاک افتاد، پرچم هست
گیرم پدر غلطیده در خونش، پسر زنده ست
او با امید انتقامش زنده می ماند
ایران ما زخمی ولی همواره سر زنده ست
زینت کریمینیا در رثای رهبر شهید این گونه سروده است:
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است "
باز این چه شورش است شبیه محرم است
میدان رزم ما شده میدان شهر ما
انگار روز بعثت اولاد آدم است
جدول چه سنگری و خیابان چه معبری
در دست این که جای رقیه ست پرچم است
امسال زودتر شده آغاز روضه ها
حالا چقدرتعزیه هامان مجسم است
دریای اشک ریخته پای حسینمان
حالا که فکر می کنم این گریه ها کم است
آن یک شبیه اصغر و او مثل اکبر است
این مدرسه ست یا شبح شام اعظم است؟
زینب وشان به داخل گودال آمدند
دور حسین اینهمه پژواکِ "هستم" است
"هل من معین" رسیده به جایی که هر دلی
با گوش جان شنیده به صوتی که ملهم است
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
آن لحظه ای که روز شمردم همین دم است
مرتضی عابدینی نیز شعری با موضوع پیام نوروزی رهبر شهید سیدعلی خامنهای به امّت ایران را سروده است:
سلام ای ملت عاشق، سلام ای مردم ایران
سلام ای شیر مردان و زنان خوب و با ایمان
من آن فرزند زهرایم ، که لب تشنه مرا کشتند
منم سیّد علی شاگرد کوی حضرت سلطان
کنار باکری و همت و حاج احمدم حالا
نشستم با حسین و با رفیقم مصطفی چمران
در اینجا هم شده سردار دلهای بهشتی ها
همان قاسم سلیمانی، همان آزاده ی کرمان
همه حلقه به دور هم، همه مشغول یک کاری
برونسی با خودش آورده چند رزمنده ی گردان
برایم تورجی زاده در اینجا روضه می خوانَد
تمام اهل جنّت با دمِ یا فاطمه ،گریان
پیام سال تحویلم برای کشورم این است:
که باشد حافظ میهن ، خدای خالق سبحان
بدان که ذوالفقار انتقام ما دو دم دارد
حضورِ در خیابان و شکوهِ حمله ی شیران
شبیه این شهیدان که فدایی عَلَم هستند
عمل کن هموطن بر آیه های روشن قرآن
بزن سیلی به روی شمر و خولی و یزیدی ها
بمان در لشکر حقّ و بمان با ساقی عطشان
الهی که شود سالِ ظهور یوسف زهرا
همین سالی که می آید پس از جان دادن یاران
فاطمه هاوشکی در رثای رهبر شهید این گونه سروده است:
کنارت بارش اندوه را باور نمیکردیم
شکستن از غمی انبوه را باور نمیکردیم
شب سیل سیاهی بود و طوفان بود و ما بودیم
نبودی، ماجرای نوح را باور نمیکردیم
نبودی، رد شدن از پهنهٔ امواج سرگردان
پی پیغمبری نستوه را باور نمیکردیم
انار سرخ خندان! دل پر از خون! لب پر از لبخند!
بدونت خندهٔ مجروح را باور نمیکردیم
برایت سیل اشک دیده کافی نیست، اقیانوس!
که ما هم سیل اشک روح را باور نمیکردیم
اگر چه سینهسرخانی فراوان پیش از این رفتند
ولی پرواز سرخ کوه را باور نمیکردیم
انتهای پیام/511/