موشک‌های هنری ایران؛ سلاح پنهان مقاومت علیه آمریکا

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، «شعله پرینچک» روزنامه‌نگار و نویسنده ترکیه‌ای، در یادداشتی به بررسی ابعاد قدرت نرم و جنگ شناختی ایران در تقابل با استکبار جهانی پرداخته است.

وی در این گزارش تحلیلی تاکید می‌کند که ایران تنها در میدان نبرد نظامی و با موشک‌های بالستیک خود با محور واشنگتن-تل‌آویو نمی‌جنگد، بلکه با بهره‌گیری از قدرت هنر، سینما و موسیقی، جبهه جدیدی را گشوده که قلب و روح دشمنان را به لرزه درآورده است.

موشک‌هایی از جنس هنر و رسانه

پرینچک در ابتدای یادداشت خود با توصیف قدرت رسانه‌ای مقاومت می‌نویسد: «ایران تنها با اتکا به زرادخانه موشکی خود نمی‌جنگد؛ بلکه با هنر نیز مقاومت می‌کند. با موسیقی، با ساخت نماهنگ‌های حماسی و با انیمیشن‌های حرفه‌ای. این تولیدات هنری، درست مانند موشک‌های نقطه‌زن، پی‌درپی بر قلب‌ها و ذهن‌ها فرود می‌آیند. این هنر، در دل برخی دشمنان رعب و وحشت می‌اندازد و آن‌ها را به لرزه درمی‌آورد و از سوی دیگر، چنان قدرتمند و عمیق احساسات را لمس می‌کند که حتی مجری خبری را که تا همین دو روز پیش می‌گفت "ایران کیست که بخواهد در برابر آمریکای پهناور بایستد؟"، به گریه می‌اندازد.»

نویسنده با افتخار به همسایگی با ایران می‌افزاید: «این است ایران واقعی؛ قصد فخرفروشی ندارم، اما این کشور همسایه قدرتمند ماست! آن نماهنگ‌ها و ویدئوها، روحیه مقاومت را شعله‌ور می‌کنند، هجومی بی‌امان بر روان دشمن می‌برند و همچون سیلی خروشان، سدهای پیش‌ رو را می‌شکنند. این قدرت نرم، هژمونی آمریکا را شکست می‌دهد و گنبد آهنین پوشالی را سوراخ می‌کند!»

تقابل تمدن و توحش؛ از هالیوود تا سربازان روان‌پریش

این تحلیلگر ترکیه‌ای در ادامه به تقابل فرهنگی ایران با ماشین جنگی و تبلیغاتی غرب اشاره کرده و می‌نویسد: «ایران با اعتماد به نفس می‌گوید که حتی اگر با ارتش هالیوودی خود به میدان بیایید، ما با پشتوانه ادبیات غنی، انباشت بی‌نظیر تاریخی و عمق تمدنی این جغرافیا در برابر شما می‌ایستیم. طنز ظریف و گزنده ایرانیان چنان ضربه‌ای می‌زند که درد آن تا عمق استخوان دشمن نفوذ می‌کند.»

وی با اشاره به سطحی‌نگری جامعه غربی می‌افزاید: «من در آن جوامع زندگی کرده‌ام. امپریالیسم، انسان‌های خود را کور و سطحی‌نگر بار آورده است. شعار آن‌ها این است: "در لحظه زندگی کن، بی‌خیال باش، به من چه ربطی دارد که دنیا را نجات دهم، من فقط باید به فکر سود خودم باشم." این همان مه‌آلودگی مغزی و چرخه باطلی است که امپریالیسم برای شهروندانش ساخته است. آن‌ها به سربازان جوان خود در افغانستان قرص‌های محرک و روان‌گردان می‌دادند تا به اصطلاح شجاع شوند! آیا ندیدید که نظامیان رژیم اسرائیل امروز چگونه در میدان نبرد از ترس گریه می‌کنند؟ عاقبت آن‌ها چه خواهد شد؟ آن‌ها بیمار و روان‌پریش هستند. آیا می‌دانستید که پدیده قاتلان زنجیره‌ای و کشتارهای دسته‌جمعی، به جز موارد معدود، تقریباً یک پدیده منحصر به فرد در جامعه آمریکاست؟»

استیصال واشنگتن در برابر پیام هنر مقاومت

پرینچک درباره تاثیر این پیام‌ها بر جبهه دشمن خاطرنشان می‌کند: «شیاطین متکبر، زبان شعر و هنر ایران را نمی‌فهمند، زیرا گوش‌هایشان کر شده است. اما آن پیامی که با زبان هنر خوانده می‌شود، حرف دل همه ماست. دولت ترامپ اکنون در چنبره بحران‌ها گرفتار شده و از سر دستپاچگی، مدام بسته‌های حمایتی و وعده‌های توخالی ارائه می‌دهد. برای یک شهروند آمریکایی، حتی افزایش یک سنتی قیمت بنزین، غیرقابل تحمل است و او را به مرز جنون می‌کشاند. شیاطین غربی هرچه بیشتر برای نجات از این باتلاق تقلا می‌کنند، بیشتر در آن فرو می‌روند.»

نویسنده با کنایه به تفکر نظامی‌گرایانه غرب می‌گوید: «آیا چشم آن‌ها قادر به درک هنر است؟ وقتی هنر و ادبیات برای بیان حقایق کافی نباشد، آنگاه منطق سخت و خشن "ناتو" وارد می‌شود. اما ایران امروز، فناوری، علم، هنر و هوش مصنوعی را با هم تلفیق کرده است. ما باید این قدرت را بشناسیم. تنها از موشک‌ها و کلاهک‌های هسته‌ای ایران سخن نگویید؛ ایران هر روز با یک نماهنگ جدید، با یک اثر هنری تازه، ضربات متوالی بر پیکره دشمن وارد می‌کند. ایران یک کلیت یکپارچه و یک قدرت تمدنی است.»

سینمای ایران؛ راوی اصالت در برابر ابتذال

بخش پایانی این یادداشت به جایگاه برجسته سینمای ایران در جهان اختصاص دارد.

نویسنده آیدینلیک می‌نویسد: «سینمای ایران به عنوان یکی از مهم‌ترین سینماهای ملی در جهان شناخته می‌شود و جوایز معتبری از جشنواره‌های کن، برلین، ونیز و حتی اسکار دریافت کرده است. ریشه‌های برخی از صحنه‌های این سینما را می‌توان در تاریخ کهن، از نقش‌برجسته‌های تخت جمشید تا دوران ساسانی، جستجو کرد. پس از ورود اسلام نیز، هنرهای تجسمی، مینیاتورهای شگفت‌انگیز و هنرهای نمایشی در این جغرافیا به تکامل رسیدند و سینما تنها پنج سال پس از پیدایش در جهان، وارد ایران شد.»

پرینچک در مقایسه سینمای ایران و آمریکا تصریح می‌کند: «در حالی که سینمای آمریکا به دلیل "ابتذال، سطحی‌نگری و استفاده ابزاری" مورد انتقاد است، سینمای ایران یک جریان اصیل است. این سینما با زبان شاعرانه و انسانی، مینیمالیسم، واقع‌گرایی و به عنوان ابزاری برای مقاومت سیاسی و جهان‌شمول بودن شناخته می‌شود. سینمای ایران به جای بودجه‌های نجومی، بر جزئیات صمیمی زندگی و همدلی انسانی تمرکز دارد. استفاده از نور طبیعی و روایت‌های مستندگونه، خلوص و واقعیتی بی‌نظیر را به مخاطب عرضه می‌کند که هر انسانی در هر گوشه از جهان می‌تواند با آن ارتباط عاطفی برقرار کند.»

پیشگامی زنان در هنر انقلاب اسلامی

وی در پایان با اشاره به دروغ‌پردازی‌های رسانه‌ای غرب درباره زنان ایرانی تاکید می‌کند: «هنر در ایران یک سیاست و یک هدف والا دارد که خلاقیت را تحریک می‌کند. امروز ما این خلاقیت عمیق و صمیمی را می‌بینیم. در ایران مدارس سینمایی متعددی وجود دارد و هر سال ده‌ها کارگردان جدید فیلم‌های اول خود را می‌سازند. نکته قابل توجه و رکوردشکن این است که اکثریت این افراد را زنان تشکیل می‌دهند. در بیست سال گذشته، تعداد کارگردانان زن در ایران به مراتب بیشتر از بسیاری از کشورهای غربی بوده است. ما باید به این جغرافیا، به این فرهنگ و میراث مشترک افتخار کنیم و خود را بهتر بشناسیم.»

انتهای پیام/