بلومبرگ: ایران برای قفل شدن تنگه هرمز آماده می شود

به گزارش خبرگزاری تسنیم، ایران در شرایطی که تنگه هرمز عملاً قفل شده، فقط به اثرگذاری بر عبور و مرور دریایی تکیه نکرده، بلکه هم‌زمان در حال بازآرایی مسیر واردات کالاهای اساسی و حیاتی خود است. این یعنی تهران اگر می‌خواهد هرمز را به یک ابزار راهبردی پایدارتر تبدیل کند، ناچار است هزینه‌های داخلی این فشار را هم کاهش دهد؛ و مهم‌ترین بخش این هزینه، تأمین منظم غلات و نهاده‌های پایه غذایی است.

چابهار به مسیر تازه ورود غلات تبدیل شده است

بر اساس داده‌های کپلر که بلومبرگ به آن استناد کرده، بندر شهید بهشتی چابهار در ساحل دریای عمان، در همین هفته بیش از 120 هزار تن محموله کشاورزی دریافت کرده است. این حجم، حدود 12 درصد بیشتر از تخلیه غلات در بندر امام خمینی بوده است؛ بندری که در شرایط عادی، کانون اصلی ورود غلات به کشور به شمار می‌رود. همین جابه‌جایی به‌تنهایی نشان می‌دهد مسیر واردات کالاهای اساسی در حال تغییر است و چابهار از یک بندر فرعی‌تر، به یک دریچه مهم برای تأمین غذا و خوراک دام تبدیل می‌شود.

تغییری که در ماه‌های قبل دیده نمی‌شد

اهمیت این تغییر در آن است که با وضعیت ماه‌های گذشته تفاوت آشکار دارد. در ماه‌های اخیر، چابهار به‌مراتب کمتر از بندر امام غلات تخلیه می‌کرد. اما حالا هم داده‌های بلومبرگ و هم داده‌های کپلر نشان می‌دهد کشتی‌های کمتری در نزدیکی بندر امام دیده می‌شوند؛ همان بندری که محموله‌های آن معمولاً از مسیر هرمز وارد می‌شدند. به بیان دیگر، مسئله فقط افزایش نقش چابهار نیست؛ کاهش نسبی نقش بندر امام هم نشان می‌دهد نقشه واردات در حال جابه‌جایی است.

چرا غلات برای ایران این‌قدر مهم است؟

این جابه‌جایی فقط یک تغییر بندری نیست. ایران یکی از واردکنندگان بزرگ کنجاله سویا در جهان است و همچنین خریدار مهم ذرت برزیل به شمار می‌رود؛ دو کالایی که عمدتاً در خوراک دام استفاده می‌شوند و برای صنعت دام و طیور حیاتی‌اند. در شرایطی که اختلال در هرمز قیمت بسیاری از کالاها از کود تا سوخت را بالا برده، هر وقفه طولانی در ورود این نهاده‌ها می‌تواند فشار بر بازار داخلی غذا را تشدید کند. بلومبرگ یادآوری می‌کند تداوم اختلال می‌تواند تورم غذایی در ایران را بدتر کند؛ آن هم در وضعیتی که بنا بر داده‌های سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، قیمت برخی کالاهای پایه غذایی در یک سال گذشته بیش از دو برابر شده است.

بلومبرگ به نقل از یواخیم فون براون، استاد دانشگاه بن، می‌نویسد تورم قیمت غذاهای پایه در تهران، از برنج و آرد گندم گرفته تا روغن نباتی، در شش ماه گذشته هم بسیار بالا بوده و با این اختلال، شتاب بیشتری خواهد گرفت. قیمت برنج و روغن‌های گیاهی در یک سال گذشته بیش از سه برابر شده است. در چنین فضایی، هر تصمیم لجستیکی درباره بندر ورودی غلات، فقط یک انتخاب حمل‌ونقلی نیست؛ مستقیماً به امنیت غذایی و ثبات قیمت در داخل کشور گره می‌خورد.

موقعیت ایران در تنگه هرمز به آن امکان اثرگذاری بر تردد دریایی را می‌دهد، اما این کنترل مطلق نیست. تعداد محدودی از کشتی‌ها در این ماه توانسته‌اند از آبراه عبور کنند، اما جریان عبور همچنان به‌شدت محدود است. در عین حال، وقتی خود ایران نیاز به واردات دارد، ریسک بالای امنیتی و هزینه‌های سنگین بیمه باعث می‌شود بعضی کشتی‌ها تمایلی به ورود نداشته باشند. این همان تناقضی است که ایران را به سمت مسیرهای جایگزین می‌برد: اگر قرار است هرمز به اهرم فشار تبدیل شود، باید برای واردات حیاتی کشور راه دیگری روی زمین وجود داشته باشد.

یکی از نشانه‌های روشن این تغییر، داده‌های رهگیری کشتی‌هاست. بلومبرگ می‌نویسد اکنون 14 شناور، برخی حامل غلات و برخی حامل زغال‌سنگ، به سمت چابهار در حرکت‌اند. در مقابل، صدها کشتی همچنان در خلیج فارس گرفتار مانده‌اند و برخی دیگر بار خود را به مقصدهای جایگزین تخلیه کرده‌اند. این یعنی چابهار فقط یک گزینه نظری برای دور زدن هرمز نیست، بلکه به‌طور عملی وارد مدار جدید تجارت شده است و بخشی از بارهایی که پیش‌تر به بنادر داخل خلیج فارس می‌رفتند، حالا به دریای عمان هدایت می‌شوند.

توسعه چابهار دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند

ایران به‌تازگی طرح توسعه‌ای چابهار برای افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی را اجرا کرده است و همین افزایش سیلوهای غلات، حالا به این بندر امکان می‌دهد بار بیشتری را جذب کند. مدیر ارشد داده‌های بازار خشک‌بار در کپلر نیز گفته افزایش تخلیه در چابهار نشانه‌ای اولیه از آن است که جابه‌جایی عمده غلات به‌نوعی از بندر امام به آنجا منتقل می‌شود تا کشتی‌ها از عبور از تنگه هرمز اجتناب کنند. همین ارزیابی نشان می‌دهد توسعه زیرساختی چابهار، که شاید در شرایط عادی بیشتر یک طرح توسعه‌ای بلندمدت به نظر می‌رسید، اکنون به یک ابزار فوری برای مدیریت بحران تبدیل شده است.

تغییر مسیر «نیکی» نشانه‌ای از بازآرایی عملیاتی است

بلومبرگ برای نشان دادن این بازآرایی، به نمونه یک کشتی هم اشاره می‌کند. کشتی باری «نیکی» با مالکیت یونانی، که از برزیل بارگیری کرده بود و در ابتدا مقصد خود را بندر امام خمینی اعلام کرده بود، پس از رسیدن به فجیره در امارات، مقصد خود را به چابهار تغییر داد و مسیرش را ناگهان به سمت شرق چرخاند. این کشتی حدود 65 هزار تن کنجاله سویا حمل می‌کند و پیش‌تر هم در ترکیه و مالت توقف داشته است. این تغییر مسیر، فقط یک تصمیم فردیِ یک کشتی نیست؛ نشانه‌ای از آن است که بازار، به‌صورت عملیاتی و لحظه‌ای، در حال تطبیق با واقعیت تازه منطقه است.

کشتی‌ها در جنگ «خاموش» می‌شوند

گزارش همچنین می‌گوید «نیکی» از 23 مارس به بعد، یعنی کمی پس از انحراف از مسیر فجیره به سمت شرق، دیگر موقعیت خود را مخابره نکرده است. بلومبرگ توضیح می‌دهد که کشتی‌ها در این منطقه گاه برای در امان ماندن از هدف قرار گرفتن، عمداً «خاموش» می‌شوند و ارسال سیگنال موقعیت را متوقف می‌کنند. افزون بر این، اخلال الکترونیکی هم می‌تواند موقعیت‌های نادرست تولید کند. همین نکته نشان می‌دهد که تغییر مسیر واردات غلات ایران فقط یک موضوع بندری یا تجاری نیست؛ در دلِ یک محیط امنیتی پرریسک و متلاطم اتفاق می‌افتد که حتی اطلاعات پایه حمل‌ونقل دریایی را هم دچار ابهام می‌کند.

چابهار فقط بندر جایگزین نیست، بخشی از راهبرد بقای فشار است

از زاویه تحلیلی، مهم‌ترین پیام گزارش بلومبرگ این است که ایران در حال جدا کردن واردات کالاهای اساسی خود از گلوگاه هرمز است. این اقدام فقط برای عبور از یک بحران مقطعی نیست. اگر ایران بخواهد هرمز را در سطحی بالاتر به یک ابزار راهبردی تبدیل کند، باید راه ورود نان، خوراک دام و مواد پایه غذایی خود را از همان گلوگاه جدا کند. چابهار در این میان فقط یک بندر جایگزین نیست؛ بخشی از زیرساخت لازم برای پایدارتر کردن اثرگذاری ایران در هرمز است. به همین دلیل، افزایش نقش این بندر را باید نه فقط یک تصمیم لجستیکی، بلکه بخشی از بازآرایی راهبردی ایران در دل جنگ دانست.

انتهای پیام/