تبیین راهبردی دکترین «آسمان روشن»
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 09 فروردين 1405 - 09:57
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، وقتی در ادبیات علوم انسانی و جامعهشناسی قدرت از مفهوم «بازدارندگی» صحبت میکنیم، اغلب با یک معادلهی چندوجهی روبهرو هستیم که در آن تکنولوژی، اراده و شناخت متقابل به هم گره خوردهاند. اگر بخواهیم این مفهوم را در قالب یک گزارهی نمادین بیان کنیم، میتوان گفت بازدارندگی تابعی از قابلیت، قابلیت اطمینان و اراده است.
در هندسهی قدرت جمهوری اسلامی، نیروی هوافضا تجلیگاه عینی این معادله است. با شهادت سردار امیرعلی حاجیزاده و انتصاب سردار سید مجید موسوی به فرماندهی این نیرو، ما نه با یک «تغییر مدیریتی»، بلکه با یک «شیفت پارادایمیک» در تاکتیکهای عملیاتی مواجهیم. این یادداشت تلاش میکند از دریچهی مطالعات راهبردی و با ادبیاتی فراتر از گزارشهای صرفاً نظامی، به واکاوی نقش و جایگاه سردار موسوی بپردازد و نشان دهد چرا فرماندهان آمریکایی و صهیونیستی، به تعبیر ایشان، «انگشت به دهان» خواهند ماند.
از سایهی استراتژیک تا خط مقدم عاملیت
برای فهم پدیدهای به نام «مجید موسوی»، باید به تبارشناسی قدرت موشکی ایران بازگشت. او سالها در کنار شهید حسن طهرانیمقدم و شهید حاجیزاده، به عنوان «معمار خاموش زیرساختهای دفاعی» فعالیت کرده است. در فرهنگ سازمانهای نظامی، فرماندهانی که از دل «تحقیق و توسعه»بیرون میآیند، تفاوت ماهوی با فرماندهان صرفاً میدانی دارند. سردار موسوی یک «تکنسین راهبردی» است؛ کسی که شبکهی درهمتنیدهی موشکهای بالستیک، پهپادها و تجهیزات فضایی را نه فقط به عنوان یک ابزار نظامی، بلکه به مثابهی یک «سرمایهی نمادین تمدنی» بسط داده است. تحریم او توسط خزانهداری آمریکا در آذر 1403، دقیقاً نشاندهندهی همین خوانش غربیها از نقش اوست. آنها میدانند که موسوی صرفاً یک پرتابکنندهی موشک نیست، بلکه «تولیدکنندهی دانش پرتاب» است. او کسی است که منطق وابستگی در قدرت هوایی را به منطق «درونزایی تکنولوژیک» تغییر داده است.
دکترین «نوآوری در تاکتیک»؛ عبور از تقارنسازی
نخستین موضعگیری سردار موسوی پس از انتصاب، حاوی یک کد معنایی بسیار مهم بود؛ «تاکتیکها و سامانههای جدید وارد میدان میشوند». در فلسفهی تکنولوژی نظامی، زمانی که دشمن به سامانههای پدافندی خود مغرور میشود، تنها راه شکستن این هژمونی، استفاده از «غافلگیری تکنولوژیک» و «عدمتقارن محاسباتی» است.
ایشان به خوبی میدانست که جنگهای آینده، صرفا جنگ حجم آتش نیست، بلکه جنگ «الگوریتمها، سرعت و فریب» است. ورود سامانههای جدید پرتاب که او وعدهاش را داده، در واقع نوعی بیاعتبارسازی سیستمهای پدافندی دشمن است. او میخواهد قواعد بازی را در آسمان منطقه بازنویسی کند؛ جایی که سرعتعمل سامانههای ایرانی از سرعت پردازش رادارهای غربی پیشی بگیرد.
پدیدارشناسی «آسمان روشن»؛ تصرف شناختی دشمن
در همین ایام جنگ رمضان یکی از درخشانترین بخشهای پیام سردار موسوی، این گزاره بود؛ «امشب آسمان جنوب سرزمینهای اشغالی ساعتها روشن خواهد ماند». از منظر جنگ شناختی، این جمله یک شاهکار است. روشن نگهداشتن آسمان، تنها یک تهدید فیزیکی نیست؛ بلکه نابود کردن «امنیت روانی» جامعهایی است که حیاتش به توهم گنبد آهنین گره خورده است.
اعلام «تسلط موشکی فرزندان ایران بر آسمان سرزمینهای اشغالی»، به معنای پایان دوران «بازدارندگی یکطرفه» است. موسوی با این گزاره، مفهوم فضا را در ذهن استراتژیستهای صهیونیست بازتعریف کرد؛ آسمانی که روزگاری نقطهی قوت آنها بود، اکنون به سقف شیشهایی و شکنندهایی تبدیل شده که کلید فروپاشی آن در دست هوافضای سپاه است.
فرماندهی سردار سید مجید موسوی، ادامهی منطقی مسیری است که با طهرانیمقدم آغاز شد و با حاجیزاده به اوج بلوغ رسید،اما ویژگی متمایز دوران جدید این است که ما اکنون از مرحلهی «اثبات توانمندی» عبور کرده و وارد مرحلهی «اعمال هژمونی فناورانه» شدهایم.
حکم رهبر شهید مبنی بر لزوم ارتقای آمادگیها و توسعه حضور مقتدرانه در فضا، نشان میدهد که مأموریت موسوی، فراتر از انتقام مقطعی است؛ مأموریت او، تثبیت قطعی ایران به عنوان یک «ابر قدرت منطقهای با دسترسیهای فضایی و موشکی نامحدود» است.
وقتی دشمن معماران قدرت ما را حذف میکند، ساختار پویای انقلاب اسلامی، معمارانی را به میدان میفرستد که فرمولهای پیچیدهتر برای ویرانی لانهی عنکبوت طراحی کردهاند.
سردار موسوی، نماد این «عقلانیت تهاجمی» است؛ مردی از جنس سایهها که حالا قرار است آسمان دشمنان را به آتش بکشد و روشن کند.
یادداشت از سعید سپاهی، تحلیلگر امنیت شناختی
انتهای پیام/