روایت جنایت جنگی آمریکا در پردیسان قم+ تصاویر

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در بامداد هفتم فروردین، زمانی که قم در آرامشی عمیق به خواب رفته بود، صدایی سکوت شهر را درهم شکست. خانواده‌هایی که در خانه‌هایشان به سر می‌بردند، با قلبی پر از ایمان و اراده به آسمان پر کشیدند. آسمان شهر، که قرار بود شاهد جشن بهار باشد، با نور ایثار و شهادت درخشان شد.

در این حمله ناجوانمردانه به منطقه مسکونی پردیسان قم که یک جنایت جنگی است، متاسفانه 3 واحد مسکونی مورد اصابت قرار گرفت. 6 دانش‌آموز به فیض عظیم شهادت نائل آمدند. یک خانواده 10 نفره به طور کامل شهید شدند. در میان این شهدا، فرزندان خانواده در تمام سنین به چشم می‌خورند؛ از نوزاد و کودکان خردسال گرفته تا دانش‌آموزان، دانشجویان و حتی مردی 65 ساله. در مجموع تعداد شهدا تا این لحظه به 20 نفر رسیده است.

این ساختمانی مسکونی، که زمانی پناهگاه خانواده‌هایی امیدوار بود، اکنون نمادی از ایستادگی و صبر شده است. سحرگاهی که قرار بود با نور امید آغاز شود، با شهادت هموطنانمان، به روز شکست برای دشمنان آمریکایی-صهیونی بدل شد و رؤیای شهادت را دوباره زنده کرد. این ویرانی، نه تنها یک ساختمان را از بین نبرد، بلکه اراده و اتحاد مردم را تقویت کرد و نشان داد که در برابر سختی‌ها، ایستاده و مقاوم خواهند ماند.

حماسه صبر و مقاومت در برابر جنایت

همسایگان و خویشان این شهدا، با وجود اینکه خانه‌هایشان از موج انفجار آسیب دیده بود، بر این باور بودند که دشمن در تحلیل ایران و ایرانی اشتباه بزرگی کرده است. آن‌ها معتقدند دشمن فکر می‌کند با این جنایات و ترورها می‌تواند آن‌ها را تسلیم زورگویی‌های خود کند، اما "نه هرگز!" نمی‌تواند ایستادگی آن‌ها را متزلزل کند.

آن‌ها تاکید می‌کنند که حتی اگر تک تک اعضای خانواده‌هایشان را هم شهید کنند، از این مسیر پرافتخار دست برنخواهند داشت و همچنان با قدرت در میدان خواهند بود و از انقلاب اسلامی، کشور و ولایت فقیه خود دفاع خواهند کرد. این مقاومت و اراده‌ی پولادین، نشان‌دهنده‌ی عزم راسخ مردم ایران برای ایستادگی در برابر ظلم و ستم است.

شعله‌ور شدن روحیه مقاومت و اتحاد در میان مردم

اما در میان این وقایع غم‌انگیز، روحیه مقاومت و اتحاد در میان مردم قم شعله‌ور شد. از همان ساعات اولیه، اهالی منطقه به پا خاستند و به خیابان‌ها رفتند. فریادهای «لعنت الله علی اسرائیل، لعنت الله علی آمریکا» در فضا طنین‌انداز شد و نشان از خشم و نفرت مردم از این اقدام ددمنشانه داشت. این شعارها، نه تنها بیانگر اعتراض بودند، بلکه نشان‌دهنده عزم راسخ مردم برای ایستادگی در برابر ظلم و استکبار جهانی بود.

این حماسه مردم قم، یادآور تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین است. خون‌های پاک و نفس‌های زکیه، همچون بذری در خاک می‌کارند و یقیناً روزی ثمر خواهند داد. این مقاومت و اتحاد، نشان می‌دهد که مردم ایران، هرگز در برابر ظلم و ستم تسلیم نخواهند شد و با تمام توان در راه آزادی و استقلال خود گام برخواهند داشت.

حمله به قم، یک جنایت جنگی و نقض آشکار حقوق بشر بود. اما این جنایت، نه تنها مردم ایران را خشمگین‌تر کرد، بلکه اراده آن‌ها را برای مقابله با استکبار و دفاع از ارزش‌های خود تقویت کرد. این رویداد، هشداری است برای تمام کسانی که در پی ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی در منطقه هستند: مردم ایران، متحد و قوی هستند و اجازه نخواهند داد که هیچ‌کس به امنیت و آرامش آن‌ها آسیب برساند.

خاطراتی که بوی خاک می‌دادند

در میان آوارهای درهم‌پیچیده، ردپای زندگی به وضوح دیده می‌شد؛ زندگی‌هایی که دیگر نبودند. همه چیز بوی بهار می‌داد، اما بهاری خاکی. سفره‌های هفت‌سین که دیگر رنگ و بویی نداشتند، دیوارهای آوار شده که زمانی شاهد خنده‌ها و گرمای خانواده بودند، و تخت‌هایی که بستر کودکان معصوم و عروسک‌های بی‌جان آرام خفته بودند، همگی گواهی بر زندگی‌ای بودند که ناگهان به آسمان پر کشیدند. در این ساعت صفر، همه به وعده قرار رهسپار شدند، با پدر و مادر خود به میعادگاه بهشتی سفر کردند.

چه خوب شد که با هم رفتند و تنهایی را چشم انتظار گذاشتند. تنهایی، سنگین‌ترین بار است. شاید اگر به این حیات نمی‌رسیدند، در این دنیا فقط حسرت بچه‌هایی را می‌خوردند که با پدر یا مادر خود به مدرسه و بازار می‌رفتند. آن‌ها آسوده رفتند، اما دل‌های ما و همه کسانی که این صحنه را دیدند و شنیدند، تا لحظه انتقام در آتش زیر خاکستر خواهد ماند. این غم، عمیق و ریشه‌دار به آسانی از بین نمی‌رود و تا نابودی هیمنه مستکبرین عالم در قلب‌های ما زنده می‌ماند.

گوشه‌ای از این دیوارهای آوار، یک کیف مدرسه با طرح یک شهید، یک دفتر نقاشی و جعبه مداد رنگی دیده می‌شد. پسرکی پیش از پرواز، در خواب از طرح روی کیفش نقاشی کشیده و یک آرزو نوشته بود: «دوست دارم زودتر بزرگ شوم و به آمریکا و اسرائیل موشک پرتاب کنم.» این آرزوی کودکانه، نشان‌دهنده خشم و نفرت او از ظلم و ستم بود. پسرک شهید با آرزوی بزرگش مانند موشک به پرواز درآمد و می‌دانم دوستان پسرک بزرگ می‌شوند و آرزوی او را برآورده می‌کنند.

در میان آوارها؛ امیدی به طلوع

عروسک‌های خاکی گریان و گل‌سرهای رنگی بی‌سر و سامان، در میان تلألو نور آفتاب می‌درخشیدند. این صحنه، یادآور این بود که طلوع صبحی دیگر نزدیک است. صبحی که امید به آینده را در دل‌ها زنده می‌کند. روزی خواهد آمد که تمام کودکان دنیا با آرامش و خندان برای عروسکانشان مادری می‌کنند و هیچ زورگوی بزدلی آنها را از هم جدا نخواهد کرد. این آرزو، همچون نوری در تاریکی می‌درخشد و به ما یادآوری می‌کند که باید برای آینده‌ای بهتر تلاش کنیم.

کمی آن طرف‌تر از محل اصابت موشک به واحدهای مسکونی، مدرسه‌ای به نام مدرسه راهنمایی انقلاب اسلامی قرار داشت. پنجره‌های کلاس‌ها در دل دیوارهای ایستاده از موج انفجار شکسته بودند. شاید این شیشه‌ها شکستند، اما برای روزهایی که دوباره پر از صدای پر نشاط دانش‌آموزان می‌شود، قطعا آماده خواهد شد. این مدرسه، نمادی از امید و آینده است و نشان می‌دهد که حتی در این شرایط نیز، تلاش برای آموزش و پرورش نسل آینده ادامه خواهد داشت.

انتهای پیام/