ترامپ «دیوانه‌نمایی» را سلاحی برای جنگ روانی علیه ایران کرده‌ است

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، نظریه مرد دیوانه (Madman Theory) یکی از مفاهیم کلیدی و چالش‌برانگیز در سیاست‌گذاری جنگ است که بر «استراتژی هراس‌آفرینی» بنا شده است. 

این تئوری، که ریشه در دوران جنگ سرد دارد، به رویکردی گفته می‌شود که در آن، یک رهبر سیاسی عمداً تصویری غیرقابل‌پیش‌بینی، بی‌محابا و حتی «مجنون» از خود به نمایش می‌گذارد.

هدف اصلی استفاده از این تکنیک، واداشتن رقیب به عقب‌نشینی از طریق «ترس از رفتارهای غیرعقلانی» است. 

کسی که از این تکنیک استفاده می‌کند، قصد دارد این طور القا کند که برای رسیدن به اهدافش، هیچ خط قرمزی ندارد و ممکن است دست به هر اقدام پرخطر یا ویرانگری بزند.

این تئوری بر این فرض استوار است که «اگر دیگران باور کنند تو به سیم آخر زده‌ای، برای جلوگیری از یک فاجعه بزرگ، در برابر خواسته‌هایت کوتاه خواهند آمد.» 

«دیوانگیِ ظاهری» در اینجا، نه یک ضعف، بلکه ابزار فشار استراتژیک برای کسب امتیاز عمل می‌کند.

هرچند این نظریه در دوران ریاست‌جمهوری نیکسون و در جریان جنگ با ویتنام به طور مشخص مطرح شد، اما این استراتژی در طول تاریخ، به‌ویژه در دوران جنگ سرد، همواره به عنوان شکلی از «دیپلماسی اجبار» مورد استفاده قرار گرفته است.

امروز هم ترامپ با همان فرمول، «دیوانه‌نمایی» را سلاحی برای جنگ روانی علیه ایران کرده‌ است.

راه‌حل خنثی‌سازی:

در مقابل دیوانه‌نمایی دشمن و عبور از خطوط قرمز، تنها راهکار مؤثر عبارت است از اقدام متقابل در بالاترین سطح ممکن.
خدای متعال کشتن رهبران دشمن را به عنوان کنش مؤثر توصیف نموده است. «فقاتلوا أئمة الکفر»(توبه / 12)

آسیب به رهبران و فرماندهان دشمن، آسیب استراتژیک به ارتش دشمن و ضربه روانی به جامعه دشمن دارد. این نکته، کمتر در سیاستگذاری جنگ کنونی مشاهده می‌شود که لازم است مورد توجه فرماندهان و طراحان میدان قرار گیرد. 

یادداشت از: حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد غفاری‌ قره‌باغی، عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

انتهای پیام/