قرن دهم هجری و بازآرایی ساختار اجتماعی ـ معرفتی جهان تشیع
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 08 فروردين 1405 - 18:38
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، با تأسیس دولت صفوی در اوایل قرن دهم هجری، برای نخستین بار پس از قرنها پراکندگی و حاشیهنشینی سیاسی، تشیع دوازدهامامی در قالب مذهب رسمی یک دولت قدرتمند مطرح شد. این تحول نه تنها یک تغییر مذهبی در سطح حکومت بود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی و فکری جهان تشیع به شمار میآمد.
شکلگیری چنین دولتی امکان آن را فراهم کرد که علما و مراکز علمی شیعه در سایه یک قدرت سیاسی همسو با تشیع، به سازماندهی ساختار مذهبی، آموزشی و اجتماعی شیعیان بپردازند و به تدریج نوعی همبستگی و انسجام در میان جوامع شیعی در مناطق مختلف پدید آید.
در این دوره علما نقشی محوری در پیوند دادن ساختار قدرت سیاسی با نظام فقهی و معرفتی تشیع ایفا کردند. بخشی از این فعالیتها در داخل قلمرو دولت صفوی صورت گرفت. عالمانی مانند محقق کرکی با حضور در دربار شاه طهماسب صفوی در تنظیم نظام قضایی، آموزشی و دینی جامعه نقش داشتند و با تبیین مبانی فقه امامیه، به حکومت صفوی مشروعیت مذهبی بخشیدند.
این روند سبب شد تا نهادهای دینی، مانند قضاوت شرعی، مدارس دینی و نظام وقف، در چارچوبی منظمتر در ساختار حکومت جای گیرد و رابطهای نهادینه میان دین و قدرت سیاسی شکل بگیرد.
در کنار این تحولات داخلی، بخش مهمی از فعالیتهای علمی و مذهبی در خارج از مرزهای سیاسی ایران و در مراکز تاریخی تشیع، بهویژه در عراق، جریان داشت. شهرهایی مانند نجف و کربلا که از دیرباز کانونهای اصلی زیارت و دانش شیعی بودند، در این دوره نیز اهمیت خود را حفظ کردند.
در این میان برخی از علما، از جمله علامه ملاعبدالله یزدی، در تقویت و ساماندهی فعالیتهای علمی و مذهبی در نجف و عتبات نقش داشتند. حضور چنین شخصیتهایی در این مراکز موجب شد ارتباط علمی و مذهبی میان ایران و عتبات تقویت شود و شبکهای از تعامل میان علما، طلاب و نهادهای دینی در دو سوی این حوزه شکل گیرد.
این تعاملات به تدریج نوعی ساختار فراملی برای جهان تشیع ایجاد کرد. در این ساختار، حوزههای علمی، موقوفات مذهبی، زیارتگاهها و شبکه رفتوآمد علما و طلاب به حلقههای ارتباطی میان جوامع شیعی در مناطق مختلف تبدیل شدند.
چنین شبکهای علاوه بر انتقال دانش دینی، به شکلگیری نوعی هویت مشترک مذهبی نیز کمک کرد. این امر بهویژه در شرایطی که بخشهایی از جهان تشیع تحت سلطه قدرتهای سیاسی متفاوت، مانند دولت عثمانی، قرار داشتند، اهمیت بیشتری پیدا میکرد. در واقع این شبکه علمی و مذهبی به شیعیان امکان میداد تا فراتر از مرزهای سیاسی موجود، نوعی پیوستگی فرهنگی و اعتقادی را حفظ کنند.
از منظر تاریخی، این تجربه نشان میدهد که شکلگیری یک دولت همسو با یک سنت مذهبی میتواند به سازمانیابی شبکههای علمی و اجتماعی آن سنت کمک کند و از دل آن نوعی نظام ارتباطی گسترده میان پیروان آن مذهب پدید آید.
چنین شبکههایی اغلب تنها به مرزهای جغرافیایی یک دولت محدود نمیمانند، بلکه در طول زمان به ساختارهایی فراملی تبدیل میشوند که در شکلدهی به هویت جمعی و انسجام فکری نقش ایفا میکنند.
در افق تحولات معاصر نیز بسیاری از پژوهشگران معتقدند که جهان در حال تجربه نوعی دوره گذار است؛ دورهای که در آن برخی از بنیانهای معرفتی و اخلاقی دوران مدرن با چالشهای جدی روبهرو شدهاند. در چنین شرایطی گاه از نوعی آنومی یا آشفتگی در نظم جهانی سخن گفته میشود؛ وضعیتی که در آن الگوهای پیشین نظم سیاسی و اخلاقی دچار تزلزل شده و زمینه برای ظهور گفتمانها و بازیگران جدید فراهم میشود.
در تاریخ نیز معمولاً چنین دورههای گذار با تحولات عمیق همراه بوده است؛ دورههایی که در آنها نظامهای فکری جدید شکل میگیرند، نیروهای تازهای در عرصه قدرت ظهور میکنند و قالبهای تازهای برای سازماندهی زندگی اجتماعی و تمدنی پدید میآید.
از این منظر، تجربه تاریخی سازمانیابی جهان تشیع در قرن دهم هجری را میتوان نمونهای از نحوه شکلگیری یک شبکه فکری و اجتماعی در بستر یک تحول بزرگ سیاسی و تمدنی دانست. در آن دوره نیز با ظهور یک قدرت سیاسی جدید، زمینه برای تقویت پیوندهای علمی و مذهبی و ایجاد نوعی همبستگی در میان جوامع پراکنده فراهم شد.
مطالعه این تجربه تاریخی میتواند نشان دهد که چگونه در دورههای دگرگونی و گذار، شبکههای فکری، فرهنگی و دینی قادرند به بازتعریف هویتها، ایجاد انسجام اجتماعی و حتی مشارکت در شکلگیری نظمهای جدید در سطح منطقهای و فراتر از آن کمک کنند.
یادداشت از: حسن عبدیپور، کارشناس و پژوهشگر حوزه تاریخ و تمدن
انتهای پیام/