چند پیش‌فرض درباره سخنان و پیام‌های ترامپ/تاکتیک‌های نخ‌نماشده

به گزارش گروه پارلمانی خبرگزاری تسنیم، بابک نگاهداری ، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی  نوشت : بسیاری ترامپ را در حوزه‌های مختلف سیاسی و حکمرانی بسیار کم‌توان ارزیابی می‌کنند، اما تقریباً همگان او را در عرصه عملیات روانی بازیگری ماهر می‌شناسند. در تمام سال‌هایی که در عرصه رسانه‌ای حضور داشته، عملیات روانی یکی از اصلی‌ترین ابزار‌های او بوده و به‌طور مستمر از آن برای اثرگذاری بر افکار عمومی و بازیگران سیاسی استفاده کرده است.

در این چارچوب، ترامپ از مجموعه‌ای از تاکتیک‌های کلاسیک عملیات روانی ماهرانه و بدیع بهره می‌برد؛ از جمله *اغراق در بیان واقعیت‌ها، تکرار مستمر یک پیام، طرح ادعا‌های شاذ و غیرمنتظره، و ساده‌سازی بیش از حد مسائل پیچیده* تا پیام‌هایش برای مخاطب عام قابل دریافت، چشمگیر و تکان‌دهنده باشد.

 با این حال، در جنگ رمضان این ابزار بیش از هر زمان دیگری اثرگذاری خود را از دست داده است. در همین چارچوب می‌توان گلایه‌ها و اعتراض‌های مکرر ترامپ به رسانه‌های بین‌المللی که از آنها با عنوان «فیک‌نیوز» یاد می‌کند را نیز تحلیل کرد.

واکنشی به کاهش قدرت روایت‌سازی ترامپ در فضای رسانه‌ای. 

 

 مخاطبان اکنون با چند پیش‌فرض به سخنان و پیام‌های ترامپ نگاه می‌کنند:

1) او الزام یا ضرورتی برای پرهیز از دروغگویی احساس نمی‌کند.

2) در بسیاری از موارد دست به *بلوف‌های بزرگ* می‌زند؛ مانند تهدید‌هایی نظیر حمله به زیرساخت‌های حیاتی از جمله نیروگاه‌های برق.

3) نشانه‌ای از تمایل واقعی به *مذاکره و توافق پایدار* در روایت او معنادار نمی‌شود.

4) مواضع او به هیچ عنوان *ثبات ندارد* و حتی ممکن است در فاصله‌ای کوتاه یا حتی در دو جمله متوالی تغییر کند.

5) او به شدت *تحت تأثیر القائات اطرافیان* قرار می‌گیرد و استقلال فکری محدودی از خود نشان می‌دهد.

 حاصل این وضعیت آن است که عملیات روانی ترامپ دیگر مانند گذشته کارآمد نیست. بازار‌های جهانی واکنش‌های کوتاه و محدودتری به مواضع او نشان می‌دهند و تحلیلگران بیش از سخنانش به *نشانه‌های عینی و میدانی* توجه می‌کنند. تاکتیک‌های او نیز تا حد زیادی نخ‌نما شده و حتی گاه دستمایه طنز و تمسخر از جمله توسط کمدین‌های مطرح جهانی می‌شود.

مهم‌تر از همه اینکه چه در میان متحدان و چه در میان مخالفان، اعتبار سخنان او به طور محسوسی کاهش یافته است.

این وضعیت برای مردی خودشیفته که عاشق تیتر اول بودن است، کابوسی آزاردهنده است.

انتهای پیام/