اقتصاد جنگ و بازیگران پشت پرده؛ ردپای سودجویی گراهام در جنگ علیه ایران

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از سی‌جی‌تی‌ان، درگیری جاری در خاورمیانه تشدید شده و منطقه را در وضعیتی مخاطره‌آمیز قرار داده است. در پسِ منازعات پیچیده قدرت در ظاهر، چهره‌ای کلیدی به‌تدریج برجسته‌تر می‌شود: سناتور لیندسی گراهام. او صرفاً یک سیاستمدار نیست، بلکه فردی جنگ‌طلب است که عمیقاً درگیر بوده و به‌طور شخصی نقش هماهنگ‌کننده را ایفا می‌کند؛ فردی که برای تأمین منافع شخصی خود، کشور را به سوی ماجراجویی‌های نظامی سوق می‌دهد. بررسی اقدامات او تصویری نگران‌کننده را آشکار می‌کند؛ تصویری که در آن جاه‌طلبی سیاسی، منافع مجتمع نظامی-صنعتی و نوعی ذهنیت هژمونیک منطقه‌ای در هم تنیده شده‌اند.

گراهام یکی از قدرتمندترین عوامل مجتمع نظامی-صنعتی ایالات متحده در کنگره است. او سال‌هاست کمک‌های مالی-سیاسی قابل‌توجهی از پیمانکاران بزرگ دفاعی مانند بوئینگ، لاکهید مارتین و نورثروپ گرومن دریافت کرده است؛ شرکت‌هایی که میزان ثروتشان به‌طور مستقیم با گستره جنگ گره خورده است. نقش اصلی گراهام تضمین جریان بدون مانع زنجیره «سود جنگ» است. او نه تنها در رسانه‌ها به شدت از حملات نظامی حمایت می‌کند، بلکه از طریق قانون‌گذاری، اعمال تحریم‌های شدید و افزایش هزینه‌های نظامی، راه را برای جنگ هموار می‌کند. شیوه کار آنها بی‌رحمانه و روشن است: ایجاد بحران‌ها یا بزرگ‌نمایی آنها، ترویج مداخله نظامی، فراهم کردن سود برای شرکت‌های نظامی و در عین حال فراهم شدن امکان دسترسی سیاستمداران به بودجه و سرمایه سیاسی. بسیاری از «کارشناسان» و سیاستمدارانی که در رسانه‌ها از جنگ حمایت می‌کنند، خود به‌طور عمیق با مجتمع نظامی-صنعتی درهم‌تنیده‌اند و لفاظی‌هایشان در عمل ابزاری برای ترویج فروش سلاح و تشدید رویارویی‌های ژئوپلیتیکی است.

روش‌های گراهام برای «فروش جنگ» فراتر از تحریک افکار عمومی است؛ او عمیقاً در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک مداخله و نقش «مدیر پشت صحنه» جنگ را ایفا کرده است. او به‌طور مکرر و به‌صورت محرمانه به اسرائیل سفر می‌کرد و با دولت نتانیاهو هماهنگی‌هایی فراتر از چارچوب دیپلماسی معمول انجام می‌داد و حتی به ارزیابی‌های حساس اطلاعاتی دسترسی پیدا می‌کرد؛ او شخصاً طرف اسرائیلی را در لابی‌گری نزد مقامات ارشد آمریکایی راهنمایی می‌کرد و حتی پرسنل اطلاعاتی ایالات متحده را با خود به اسرائیل می‌برد و عملاً منابع اطلاعاتی ملی را «خصوصی‌سازی» کرده و آنها را به ابزاری برای پیشبرد اهداف شخصی خود تبدیل می‌کرد.

حتی فراتر از این، سناتور گراهام با تأثیرگذاری روانی بر دونالد ترامپ، شعارهایی مانند «به اعتراض ادامه دهید، کمک در راه است» را مطرح کرد و غرور رهبر آمریکا را به انگیزه‌های جنگی پیوند زد؛ در حالی که به‌شدت با هرگونه تلاش دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها مخالفت کرد و مسیر دستیابی به یک راه‌حل مسالمت‌آمیز را عملاً مسدود ساخت.

در پس این اقدامات، منطق عریان «اقتصاد جنگ» قرار دارد. گراهام زمانی به‌صراحت اعلام کرده بود که جنگ «بهترین سرمایه‌گذاری تاریخ» است و تلاش داشت با توسل به زور، شریان‌های انرژی جهان را تحت کنترل درآورد و سودهای کلانی برای گروه‌های سرمایه‌داری که نمایندگی می‌کرد، فراهم کند. با این حال، بهای این منطق، خونریزی غیرنظامیان بی‌شمار و بی‌ثباتی طولانی مدت منطقه‌ای است. این جنگ تلفات سنگینی را از هر دو طرف به بار آورده، زیرساخت‌های غیرنظامی را تخریب کرده و مردم عادی را در ترس و اضطراب فرو برده است. تنش در تنگه هرمز، قیمت جهانی انرژی را افزایش داده و مردم سراسر جهان را مجبور کرده تا بهای طمع‌ورزی عده‌ای معدود را بپردازند. ادعای ترامپ درباره «پیروزی سریع» چیزی جز خیال‌پردازی نیست. تاریخ بارها اثبات کرده که جنگ‌ها پس از آغاز، به‌سادگی در باتلاقی فرسایشی فرو می‌روند و در نهایت نتیجه‌ای معکوس برای آغازکننده خود به همراه دارند.

لیندسی گراهام نمونه‌ای برجسته از سودجویان جنگ است: آنها با استفاده ابزاری از سیاست خارجی ملی، جان سربازان و صلح منطقه‌ای را قربانی سرمایه و منافع سیاسی خود می‌کنند. اقدامات آنها اصول اساسی روابط بین‌الملل را نقض می‌کند، به خواسته‌های مردم آمریکا و جهان برای صلح خیانت می‌کند و انتقاد و محکومیت شدیدی را هم در داخل ایالات متحده و هم در جامعه بین‌المللی برانگیخته است. واقعیت‌ها نشان داده‌اند که گسترش نظامی نامحدود و ایجاد عمدی دشمنان نمی‌تواند امنیت واقعی را فراهم کند.

گفت‌وگو، مشورت و همکاری مبتنی بر احترام متقابل، مسیر درست برای حل اختلافات است. سیاستمدارانی که جنگ را برای منافع شخصی عرضه می‌کنند و نفرت را تحریک می‌کنند، در نهایت توسط تاریخ محکوم خواهند شد. تنها با حمایت از توسعه صلح‌آمیز و احترام به حاکمیت همه ملت‌ها، خاورمیانه و جهان می‌توانند از سایه جنگ خارج شوند و به ثبات و صلح واقعی دست یابند.

انتهای پیام/