گزارش | کولهبار محتوای طلبگی جامعة الزهرا
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 07 فروردين 1405 - 16:00
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، بخش عمدهای از کانال «کولهبار محتوای طلبگی جامعةالزهرا» در شبکه اجتماعی ایتا، گوشهای از نوشتهها و نکات تحلیلی جمعی از استادان، طلاب و دانشآموختگان جامعةالزهرا سلاماللهعلیها است که مطالبی را در قالب یادداشت، روایت و دلنوشته از دوران جنگ رمضان و حماسه مردمی به رشته تحریر در آوردهاند. متن پیش رو بخشی از این آثار است که تقدیم مخاطبان میشود.
نقش مادرانگی در جنگ
سمیه حاجی اسماعیلی، مدیر گروه علمی مطالعات اسلامی زن و خانواده جامعةالزهرا سلاماللهعلیها، با محوریت نقش مادران در جنگ نوشت: جنگها تنها در میدان نبرد رخ نمیدهند؛ آنها در سطح فرهنگ، زبان و معنا نیز شکل میگیرند. هر جامعه برای فهم و مشروعیتبخشی به جنگ، مجموعهای از روایتها و نمادها میسازد که احساسات جمعی را سامان میدهند و افراد را با اهداف ملی پیوند میزنند. در این میان، مفهوم مادرانگی یکی از مهمترین منابع نمادین در گفتمانهای جنگی است. پیوند میان مادرانگی، فداکاری و ملیگرایی به گونهای شکل میگیرد که رنج و ایثار فردی در چارچوب معنای بزرگتری به نام «ملت» تفسیر میشود.
وی افزود: مادرانگی در بسیاری از فرهنگها با ارزشهایی چون مراقبت، پرورش و فداکاری پیوند خورده است. در شرایط جنگی، این معانی اغلب از حوزه خصوصی خانواده به حوزه عمومی و ملی منتقل میشوند. در چنین وضعیتی، مادر نه تنها پرورشدهنده فرزندان، بلکه پرورشدهنده «فرزندان ملت» تلقی میشود. به همین دلیل، مادران سربازان یا کشتهشدگان جنگ در بسیاری از روایتهای جنگی به نمادهای صبر، استقامت و ایثار تبدیل میشوند.
او در ادامه تصریح کرد: در بسیاری از گفتمانهای جنگی، مادرانگی به عنوان یکی از منابع مشروعیت اخلاقی نیز عمل میکند. تصویر مادر صبور و فداکار، نوعی سرمایه نمادین تولید میکند که میتواند به تقویت احساس وظیفه و تعهد در جامعه کمک کند. وقتی رنج مادران به عنوان بخشی از روایت جمعی جنگ مطرح میشود، جنگ دیگر تنها یک امر نظامی یا سیاسی به نظر نمیرسد، بلکه به تجربهای عاطفی و اخلاقی برای جامعه تبدیل میشود.
نگاهی تاریخی به عملکرد رسول خدا درمواجهه با نقض پیمان یهودیان مدینه
هاجر رضایت، دبیر آموزشی گروه علمی تربیتی تاریخ جامعةالزهرا، با نگاهی تاریخی به عملکرد پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مواجهه با نقض پیمان یهودیان مدینه، نوشت: پس از ورود پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، «پیماننامه مدینه» بهعنوان سندی سیاسی و اجتماعی تدوین شد؛ متنی که هدف اصلی آن برقراری همزیستی، تنظیم روابط میان قبایل و دفاع مشترک در برابر تهدیدات بیرونی بود.
یهودیان ضمن حفظ هویت و استقلال دینی، در این پیمان مشارکت داشتند و متعهد شدند که امنیت داخلی را خدشهدار نکنند و با دشمنان مسلمانان پیوندی برقرار نکنند. ولی طولی نکشید که یهودیان هر کدام به نحوی پیمان شکنی کردند. نخستین نمونه، ماجرای بنیقَینُقاع بود. حادثهای در بازار این قبیله و تنشهایی که بهدنبال آن رخ داد، نقض آشکار توافقات امنیتی بهشمار آمد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله تصمیم به محاصره قلعههای آنان گرفت و این قبیله از مدینه اخراج شدند.
وی تصریح کرد: در مجموع، مطالعه سه واقعه بنیقینقاع، بنینضیر و بنیقریظه آشکار میکند که ساختار سیاسی مدینه مبتنی بر تعهدات روشن و مسئولیتهای مشترک بود. هنگامی که یهودیان از پیمان عدول کردند، فضای اجتماعی بهسرعت از حالت همزیستی به وضعیت بحرانی و امنیتی تغییر یافت.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مواجهه با این رخدادها نه بهسمت تدوین پیمانهای تازه رفت و نه چرخه مذاکره را تکرار کرد؛ بلکه رویکرد او، براساس حفظ امنیت جمعی و جلوگیری از تکرار مخاطرات بود. چنین بازخوانیای کمک میکند تا مناسبات پیامبر صلیاللهعلیهوآله با قبایل یهود نه بهصورت جداگانه، بلکه در چارچوب منطق سیاسی و امنیتی مدینه تحلیل شود؛ منطقی که در آن، نقض پیمان نقطهای تعیینکننده و تغییردهنده بهشمار میرفت.
روایتگری زنانه در عرصه بینالمللی
ریحانه پورخلیلی، عضو انجمن علمی پژوهشی تفسیر و علوم قرآن جامعةالزهرا، با اشاره به اینکه یکی از مؤثرترین ابزارهای دفاع فرهنگی و انسانی، «روایتگری زنانه» در عرصه بینالمللی است، خاطرنشان کرد: این نوع روایتگری، اگر بر پایه آموزههای قرآنی و الگوهای معصومانی چون حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها و حضرت زینب سلاماللهعلیها شکل گیرد، میتواند چهرهای انسانی، اخلاقی و الهی از مقاومت ملت ایران به جهانیان عرضه کند.
وی در ادامه مینویسد: الگوی حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها در خطبه فدکیه نماد پرقدرتی از دفاع زبانی و فکری در برابر ظلم است. ایشان با بهرهگیری از منطق قرآنی و زبان عاطفه، جامعهای دچار غفلت را بیدار ساختند. برای زنان ایرانی در مواجهه با تبلیغات منفی و تحریفهای رسانهای جهانی، این سیره میتواند الگوی روشنی باشد: روایت حقیقت با عقلانیت و بر پایهی اصول الهی. این رویکرد، دیپلماسی زنان ایرانی را از سطح واکنش به سطح اثرگذاری فعال در افکار عمومی جهانی ارتقا میدهد.
این پژوهشگر حوزوی با بیان اینکه در فضای کنونی جهان، جنگها تنها با اسلحه هدایت نمیشوند؛ بلکه جنگ روایتها، تصویری را که از ملتها ساخته میشود، تعیین میکند، تصریح کرد: اگر فرهنگ دفاع مقدس و مقاومت ایران از نگاه زنان روایت شود، لایههایی از انسانیت، مادرانگی و فداکاری آشکار میگردد که برای افکار جهانی ملموستر و اثرگذارتر است. زنان میتوانند تجربههای انسانی از فقدان، آوارگی، زندگی زیر تحریم، و تلاش برای بقا را به زبان جهانی ترجمه کنند؛ همانگونه که حضرت زینب سلاماللهعلیها در شام حقیقت عاشورا را از درون اسارت روایت کرد.
وی در ادامه نوشت: «دیپلماسی زنان ایرانی» باید بر سه محور شکل گیرد:
1. روایت حقیقت و کرامت ملی بر پایه آموزههای قرآنی؛ بیان عزت در دل سختیها.
2. استفاده از زبان انسانی و جهانی برای انتقال پیام مقاومت و صلح؛ بیانی که قلبها را مخاطب قرار دهد.
3. الهام از الگوهای اهلبیت علیهمالسلام در شجاعت، استدلال و صداقت؛ همان راهی که حضرت زهرا سلاماللهعلیها و حضرت زینب سلاماللهعلیها پیمودند.
در نهایت، روایت زنان ایرانی از جنگ و فشارهای ظالمانه، اگر با عقلانیت قرآنی و بیانی زینبی همراه شود، میتواند به گفتمان نوین انسانی در روابط بینالمللی تبدیل گردد؛ گفتمانی که ایران را به عنوان ملت مقاوم، صبور و عدالتخواه معرفی میکند. این دیپلماسی روایی، ادامهی همان رسالت تاریخی است: دفاع از حق با زبان صداقت، شجاعت و ایمان.
زیست همدلانه بر پایه ایران قوی
نعیمه نجمی نژاد، دبیر پژوهش پژوهشکده فلسفه و کلام پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعةالزهرا، به زیست همدلانه بر پایه ایران قوی پرداخت و با بیان اینکه همدلی بهعنوان تجربهی شناختی-احساسی مشترک بین افراد و گروهها است که بهصورت عملی بهتبادل، حمایت و همکاری منجر میشود، نوشت: در بافت ایران اسلامی که با تنوع مذهبی، قومیتی، زبانی و فرهنگی مواجه است، همدلی از اهمیت استراتژیکی برخوردار است.
این پدیده در بحرانهای جمعی مانند سیلها، زلزلهها و همهگیری کووید19بهصورت شاهد ملموس و تجربهی جمعی در سطح جامعه تثبیت شده است، که نشاندهندهی اثرگذاری زیست همدلانه در شرایط بحرانی است.
او با اشاره به اینکه رسیدن به «ایران قوی» مستلزم تقویت زیستهمدلانه است، تصریح کرد: قائد شهید در چارچوب استراتژی مقاومت ملی بهطور مکرر بر این نکته تاکید کردند که «قوی بودن»، شرط لازم برای جلوگیری از تجاوز دشمن است. ملت ایران این پیام را بهعنوان یک استراتژی عملی درک کردند و زیستهمدلانه را بهعنوان ابزاری برای تقویت اتحاد ملی و اعتلای ایران عزیز ترویج دادند.
این استاد جامعةالزهرا در ادامه نوشت: این روزها و شبها، حضور فعال و همدلانهی مردم در سراسر کشور، از کوچکترین روستا تا بزرگترین شهرها شاهدی بر تحقق این رویکرد است و همین حضور همدلانه است که بنا به فرموده امام شهید انقلاب(ره)، نظام جمهوری اسلامی را به معنای واقعی کلمه قدرتمند میکند. بنابراین زیست همدلانه، نه تنها یک ارزش و ایده اخلاقی، بلکه یک سرمایه اجتماعی و استراتژی عملی ارزشمند است که میتواند زیربنای «ایران قوی» باشد.
میدانداری زنان در جنگ رمضان
زاهره میرجعفری، استاد، پژوهشگر و عضو انجمن علمی پژوهشی مطالعات زن و خانواده جامعةالزهرا در یادداشت خود به موضوع میدانداری زنان می پردازد و درفرازی مینویسد: تقارن این نبرد با ماه رمضان، به این معادله بعدی قدسی بخشید. رمضان ماه صبر است و زنان میداندار، قهرمانان صبر بودند. گرسنگی روزه، خستگی میدان را معنایی دیگر بخشید. رسانه میخواست بگوید «آنها تحت فشارند و میشکنند»، اما روزهداری در خط مقدم، پیامی جز «استقامت آگاهانه» نداشت. این زنان نشان دادند که جنگ آنها تنها برای خاک نیست، برای عقیده است. این بعد معنوی، حلقهای بود که رسانههای سکولار و مادیگرا از فهم آن عاجز بودند و همین شکاف شناختی، عامل اصلی شکست روایت آنها شد.
وی تصریح کرد: پیروزی بانوان میداندار بر رسانه، پیروزی «اصالت» بر «جعل» بود. رسانه عمرش کوتاه است و وابسته به تیترهای روز، اما اثرِ پایِ زنانی که در گل و خون میدان راه رفتند، در تاریخ حک میشود. رسانه میتواند تصویر را سانسور کند، اما نمیتواند «حقیقتِ ایثار» را پنهان سازد. وقتی مادران و همسران و دختران این سرزمین، با دستان خالی اما دلی پر از یقین، سدِ محاصره رسانهای را شکستند، ثابت کردند که قدرتمندترین رسانه، «عملِ مومنانه» است.
خدمات متقابل اسلام و ایران
زینب طوسی، عضو انجمن علمی پژوهشی فلسفه اسلامی جامعةالزهرا، محور بحثش را خدمات متقابل اسلام و ایران قرار داد و با اشاره به غیرتمندی مردم ایران زمین و ورود اسلام به ایران نوشت: اسلام انگار همان چیزی بود که ما آرزویش را داشتیم؛ برنامه ای جامع و کامل و بی عیب و نقص از جانب خالق هستی که برای همه ی جنبه های زندگی ما نسخه و برنامه داشت، برای عزت و سربلندی مان، برای ایمان و باور درست، برای مبدا و معاد، برای اقتصاد و عمران و آبادانی، برای جامعه، فرهنگ و سیاست، برای هر آنچه خوبی و زیبایی و کمال، برنامهای وحیانی و فراتر از ذهن بشر. اسلام باورهای ما را با قوانین و باورهای هستی مطابقت داد و با بزرگی هایش، ملت ما را رشد داد و مقدس کرد.
او در ادامه نوشت: اصالت و دریادلی ایرانیان باعث شد بتوانند بزرگی اسلام را با دل و جان بپذیرند و زمینه ساز تحقق امر الهی بر روی زمین شوند. ایران، یار و یاور اسلام شد و اسلام محافظِ سرزمین و جسم و جانِ مردم ایران. معجزه های اسلام ما را عاشق و دلداده ی مرام و باورهای خودش کرد. حالا جمهوری اسلامی ایران، با ملتی مقاوم، ارزشمند و مثال زدنی، یک تنه به جبهه ی حق تبدیل شده و در مقابلِ جبهه ی باطل قد علم کرده و ایستاده است. این ملت به داشته هایش افتخار میکند، به جمهوریِ اسلامیِ ایران و حاضر است جان ها فدایش کند.
بازخوانی نامه دوم نهجالبلاغه
طاهره ماهروزاده، پژوهشگر و عضو انجمن علمی پژوهشی تفسیر و علوم قرآن جامعةالزهرا، به بازخوانی نامه دوم نهجالبلاغه اشاره میکند که بخش کوتاهى از نامه مفصلی است که امام علیه السلام بعد از پایان جنگ جمل براى مردم کوفه نوشت و محتواى آن قدردانى از زحمات آنان نسبت به اسلام و اهل بیت پیغمبر اکرم است؛ چرا که دعوت امام علیه السلام را پذیرفته بودند و در جنگ با شورشیان و طغیانگران جمل پایمردى به خرج داده بودند.
او در ادامه به ناکثین اشاره میکند و مینویسد: امام برایشان دلیل آورد با منطق و استدلال، اتمام حجت کرد، اما گوششان از شنیدن حق کر و چشمانشان کور است و عقلشان قفل از درک حقیقت؛ از جماعت جدا شدند در پی فتنه به راه افتادند. امام موعظه کرد پند داد شاید که برگردند تا شاید عقلهای خفته بیدار شود و بیعت شکنی را در مرام خودشان راه ندهند اما شیطان چنان افسارشان را گرفت، رو بر تافتند و ناکثین لقب گرفتند و شورش کردند، حق را رها کردند و سراب را حق پنداشتند، در پی شتر و شترسوار در دام فتنه افتادند و با خفت و خواری کشته شدند یا فرار کردند؛ دنیایشان هیچ و هیچ شد و آخرتشان شعله های برافروخته غضب الهی.
او افزود: و اما در سوی دیگر مردان صالحی بودند که گوششان به حق بود، چشمشان حق بین، با ولی زمانشان پیوند زده بودند. تحت فرمان، گام به گام، ندای امام زمان خود را لبیک گفتند. رفتگانشان با حسناتی افزون درجات عالی و ثوابی همچون صادقان و صابران جنات الهی را با لقب شهید وارد شدند. بازماندگانشان به پاس اطاعت و اجابت امام زمانشان لبخند رضایت و دعای خیر امام زمانشان را دریافت کردند.
نگاهی به پیام نوروزی رهبر جدید انقلاب
طاهره موحدیپور، عضو انجمن علمی پژوهشی کلام جامعةالزهرا، با نگاهی به پیام نوروزی رهبر سوم انقلاب نوشت: تاریخ انقلابها همواره در نقاط عطف و گردنه های سخت بازخوانی میشوند. نخستین پیام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب در بحبوحه یکی از پیچیدهترین طوفانهای تاریخ معاصر ایران فراتر از یک بیانیه تسلیت یا ابراز همدردی نقشه راه تمدنی و دکترین بقای ملی در عصر جدید بود. این متن را باید مانیفست استقامت هوشمندانه قلمداد کرد.
او در ادامه مینویسد: نخستین پرسشی که هر ذهن پرسشگری در مواجهه با این پیام مطرح میکند، تصویری است که رهبری از آینده ترسیم کرده اند. در حالی که جبهه استکبار با ترور فیزیکی و روانی به دنبال القای بن بست و فروپاشی بود، پیام رهبر جدید تصویری روشن کنشگر و تهاجمی از آینده ارائه میدهد.آینده در این پیام حاصل حرکتی پرنشاط خواهد بود. ایشان با تکیه بر سنتهای الهی، آینده انقلاب را پیوند خورده با ظهور تمدنی می بینند که از مسیر صبر فعال می گذرد. این تصویر نقطه مقابل یأس تحمیلی دشمن است؛ آینده ای که در آن ایران نه تنها از بحران عبور میکند بلکه با تکیه بر ذخایر استراتژیک و ایمان به توازنی نوین در منطقه دست می یابد.
وی در ادامه تصریح کرد: ایشان قدرت ملی را نه صرفا در موشکها و تجهیزات بلکه در حضور در میدان مردم می بینند. پیام به وضوح تبیین می کند که پشت میدان، یعنی عقبه فکری و حمایتی جامعه سنگر اصلی است. نسبت میان مردم و رهبری در این پیام نسبتی امام و امت گونه است که در آن قدرت از لایه های زیرین باورهای مردمی می جوشد و در قله رهبری جهت دهی و هدایت می شود. این پیام مردم را صاحبان اصلی سفره انقلاب می نامد که با توکل و صبر ستونهای خیمه قدرت ملی را استوار نگه داشتهاند.
شهادت مردان انقلابی
زینب رضانژاد، دکترای تاریخ و سیره پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله جامعةالزهرا، به تحلیل شهادت مردان انقلابی می پردازد و مینویسد: در هنگامه ظهور، «پدیده جوانسازی» یاران شاخص انقلاب، خود را در آیینه شهادت نشان میدهد؛ چنانکه در کلام نورانی امام معصوم علیهالسلام آمده است: «إِنَّ أَصْحَابَ اَلْقَائِمِ شَبَابٌ لاَ كُهُولَ فِیهِمْ إِلاَّ كَالْكُحْلِ فِی اَلْعَیْنِ أَوْ كَالْمِلْحِ فِی اَلزَّادِ وَ أَقَلُّ اَلزَّادِ اَلْمِلْحُ». یاران مهدی(عج) جواناند و حضور سالخوردگان در میان آنان، همچون نمکی اندک در غذایی فراوان. گویی «خداوند فعال ما یشاء» میخواهد مسیر انقلاب را، پس از مجاهدت نسل پیشین، به دست جوانانی بسپارد که نیروی تازه و روحیهای خروشان دارند؛ و جوانسازی لشکر مهدوی، با شهادت نسل قبل است. آنان که راه را گشودند، پاداش اخلاص خویش را -شهادت- یافتند، اما تقدیر الهی چنین رقم خورده که با غربال و آزمونی دشوار در معرکهی نبرد، صحنه ظهور را به جوانان بسپارد.
وی در ادامه به پرسشی اشاره میکند که آیا این نیروهای جوان، توان، تجربه، مهارت و دانش کافی را خواهند داشت؟ وی افزود: امیر سخن، مولای متقیان امیرالمومنین علیهالسلام، در پاسخی حکیمانه به فرماندهای که از شهادت یارانش شکوه داشت، فرمودند: «بَقِیَّةُ اَلسَّیْفِ أَبْقَى عَدَداً وَ أَكْثَرُ وَلَداً»؛ یعنی بر بازماندگان حساب کن، که آنان افزونتر و پربارترند. از سوی دیگر، امام عصر عج خود تضمین دادهاند: «إنا غیر مهملین لمراعاتکم، و لاناسین لذکرکم، و لو لا ذلک لنزل بکم اللأواء وٱصطلمکم الاعداء». ما امامی آسمانی، مهربان و تکیهگاهی ملکوتی داریم که استمرار مکتب را تضمین کردهاند لذا با قلبی آرام و روحی مطمئن در مسیر رسیدن به قله گام برمیداریم و ایمان داریم که حتی اگر به مو برسد پاره نمیشود.
او تصریح کرد: از این منظر، شهادت یاران انقلاب را میتوان نوعی «بهروزرسانی»، «تعدیل» و «جوانسازی» برای سپاه مهدوی دانست و آمادهسازی برای آن روز بزرگ بشری. جنگ رمضان نیز که دشمن آمریکایی–صهیونی آن را «جنگ آخرالزمانی» میخوانَد، در سیاهی و خباثت نیتِ خود، ناخواسته بخشی از طراحی این پروژه را رقم زده؛ و چه زیبا گفتهاند: «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد».
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/