تاثیر جنگ بر ورزش کشورهای حاشیه خلیج فارس/ پول‌هایی که دود می‌شود

رضا شجیع کارشناس ورزش در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد، نوشت:

جنگ میان ایران و دو رژیم آمریکایی - صهیونی را باید به‌عنوان یک شوک ژئوپلیتیک چندلایه تحلیل کرد که آثار آن فراتر از حوزه نظامی، به‌ویژه در اقتصادهای وابسته به ثبات منطقه‌ای همچون کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌سرعت در حوزه‌هایی مانند گردشگری، سرمایه‌گذاری و به‌طور خاص اقتصاد ورزش نمایان می‌شود. در دهه اخیر، کشورهایی نظیر عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی با اتخاذ راهبرد تنوع‌بخشی اقتصادی، سرمایه‌گذاری سنگینی در صنعت ورزش انجام داده‌ و تلاش کرده‌اند خود را به‌عنوان هاب جهانی ورزش تثبیت کنند. این مدل توسعه، به‌طور بنیادین بر دو مؤلفه کلیدی امنیت منطقه‌ای و جریان آزاد گردشگران و سرمایه استوار است.

برآوردهای موجود نشان می‌دهد که در شرایط بروز بحران نظامی، زیان روزانه صنعت گردشگری در منطقه خلیج فارس می‌تواند به حدود 600 میلیون دلار برسد. با در نظر گرفتن سهم تقریبی 20 درصدی ورزش از این اقتصاد تجربه‌محور، زیان مستقیم روزانه در بخش ورزش حدود 120 میلیون دلار برآورد می‌شود. این رقم شامل درآمدهای حاصل از بلیت‌فروشی، اقامت، حمل‌ونقل، اسپانسرینگ و سایر خدمات مرتبط با رویدادهای ورزشی است. در یک بازه کوتاه‌مدت 30 روزه، این عدد به حدود 3/6 میلیارد دلار می‌رسد که در کنار زیان ناشی از لغو رویدادهای بزرگ (حدود 1 میلیارد دلار)، مجموع خسارت را به حدود 4/5 تا 5 میلیارد دلار افزایش می‌دهد.

در سناریوی کوتاه‌مدت (1 تا 3 ماهه)، فرض بر این است که بحران به‌سرعت مهار شود و سطحی از ثبات نسبی بازگردد. در این حالت، مجموع خسارت‌های واردشده به اقتصاد ورزش کشورهای خلیج فارس در بازه 90 روزه به حدود 13 تا 14 میلیارد دلار می‌رسد. اگرچه این شوک قابل توجه است، اما با توجه به توان مالی بالای این کشورها و تجربه‌های مشابه (نظیر دوران همه‌گیری کرونا)، امکان بازیابی نسبتاً سریع وجود دارد. به بیان دیگر، ساختار اقتصادی ورزش در این کشورها با هزینه‌های ترمیمی بالا همچنان قابل احیا خواهد بود.

در سناریوی میان‌مدت (3 تا 12 ماه)، وضعیت پیچیده‌تر می‌شود. در این حالت، بی‌ثباتی امنیتی تداوم یافته و اعتماد سرمایه‌گذاران و گردشگران بین‌المللی به‌شدت کاهش می‌یابد. برآورد می‌شود زیان مستقیم گردشگری ورزشی در این دوره به حدود 32 میلیارد دلار برسد. علاوه بر این، اثرات ثانویه ناشی از کاهش تقاضا (حدود 20 درصد افت اضافی) می‌تواند حدود 6 میلیارد دلار دیگر به این رقم اضافه کند. همچنین لغو یا تعویق رویدادهای بزرگ، کاهش قراردادهای اسپانسرینگ و افت درآمدهای حق پخش، مجموعاً حدود 8 میلیارد دلار خسارت دیگر ایجاد می‌کند. در مجموع، خسارت این سناریو به حدود 45 میلیارد دلار می‌رسد. در این سطح، دیگر نمی‌توان از یک شوک موقتی سخن گفت، بلکه با یک بحران ساختاری در مدل اقتصاد ورزش منطقه مواجه هستیم.

سناریوی بلندمدت (بیش از یک سال) اما پیامدهای عمیق‌تری دارد و می‌تواند به تغییر پارادایم در اقتصاد ورزش خلیج فارس منجر شود. در این شرایط، زیان سالانه گردشگری منطقه تا حدود 56 میلیارد دلار برآورد شده که سهم ورزش از آن حدود 11 تا 12 میلیارد دلار خواهد بود اما مهم‌تر از زیان‌های مستقیم، اثرات انباشتی نظیر کاهش یا توقف سرمایه‌گذاری‌های کلان (حدود 15 تا 20 میلیارد دلار)، تعلیق پروژه‌های زیرساختی ورزشی (10 تا 15 میلیارد دلار) و افت ارزش برند جهانی این کشورها به‌عنوان مقاصد امن و لوکس (حدود 10 میلیارد دلار به‌صورت برآورد نامشهود) برآورد می‌شود. در مجموع، خسارت این سناریو بین 70 تا 90 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. در چنین وضعیتی، مدل هاب ورزشی جهانی عملاً کارایی خود را از دست می‌دهد.

نکته کلیدی در این تحلیل آن است که اقتصاد ورزش در کشورهای خلیج فارس به‌شدت به متغیر امنیت وابسته است. برخلاف اقتصادهای ورزشی سنتی که بر پایه لیگ‌های داخلی، هواداران بومی و درآمدهای پایدار شکل گرفته‌اند، مدل این کشورها عمدتاً بر جذب رویدادهای بین‌المللی و گردشگران خارجی استوار است. بنابراین، هرگونه اختلال در امنیت منطقه‌ای، به‌سرعت این زنجیره ارزش را مختل می‌کند.

به‌طور خلاصه، این جنگ نشان می‌دهد که سرمایه مالی به‌تنهایی برای توسعه پایدار ورزش کافی نیست و امنیت ژئوپلیتیک همچنان تعیین‌کننده‌ترین عامل در این معادله است. امنیت حباب گونه که پایگاه‌های آمریکایی نه تنها آن را تامین نکردند که به تشدید بحران و ناامنی در این کشورها دامن زدند.

انتهای پیام/