یادداشت | آثار راهبردی پیوند رهبری با مردم

خبرگزاری تسنیم ـ سجاد انجم‌شعاع*؛ در گفتمان‌های رایج علوم سیاسی مدرن، قدرت ماهیتی مکانیکی و تفکیک‌شده دارد که در آن، توده‌ها تنها ابزاری برای مشروعیت‌بخشی ادواری به کارتل‌ها و تراست‌های الیگارشیک محسوب می‌شوند؛ پدیده‌ای که در دموکراسی‌های لیبرال، توهمی از مشارکت را پمپاژ می‌کند، در حالی که در پس پرده، مردم عملاً هیچ‌کاره‌اند.

در نقطه مقابل، مکتب سیاسی اسلام، مفهوم حکومت را در واژه ژرف «ولایت» مستحیل می‌سازد. در این ساحت، ولیّ حلقه‌ی وصل یک زنجیره‌ی درهم‌تنیده است. همان‌گونه که رهبر شهید انقلاب در بیانات سال 76 با کارگزاران تنقیح فرموده‌اند، ولایت من‌های ارتباط با مردم، از حَیِّز انتفاع ساقط است؛ چرا که حاکمیت مبتنی بر رعب، خوف، کودتا و یا وراثتِ نَسَبیِ فاقد فضیلت، اساساً از دایره ولایت الهی خارج است.

در تاریخ اسلام، کامل‌ترین مصداق این هم‌زیستی ولی و مردم، در سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام متجلی است. ایشان حتی در بیست و پنج سال انزوای سیاسی و سلب حاکمیت، هرگز دچار انقطاع از کالبد اجتماعی نشدند و همچون یکی از آحاد ملت، در متن جامعه تنفس کردند؛ و این رویکردی است که در زمان تصدی حکومت نیز ایشان را به یک حاکم به‌تمام‌معنا مردمی مبدل ساخت. این سیره، باطل ‌السحر نظریاتی است که شأن رهبری دینی را به یک جایگاه ایزوله و بریده از اقتضائات میدانی و مردمی تقلیل می‌دهند. ارتباط مستقیم رهبر انقلاب (آیت الله سیدمجتبی خامنه‌ای) با مردم، اعمال همین سنت اصیل علوی در عصر پیچیدگی‌های سیاسی است.

حال باید پرسید این «اتصال بی‌واسطه» چه آثاری در پی دارد؟ نخستین و سترگ‌ترین پیامد این راهبرد، تکوین بازدارندگی در برابر هژمون دشمن است. ما در اینجا با یک قاعده مواجهیم؛ یک فرمول جهان‌شمول که بر اساس آن، هر حکومتی که تار و پودش با اراده و عاطفه‌ی ملتش درهم‌تنیده باشد، به نقطه‌ای از استغنا می‌رسد که در برابر ابرقدرت‌ها رویین‌تن می‌گردد و گفت‌وگوی مستقیم رهبر انقلاب با مردم، نیاز به تکیه‌گاه خارجی را زائل می‌سازد. در مقابل، حاکمیت‌های منفصل از جامعه و مردم، به‌دلیل تزلزل در پایگاه درونی، ناگزیر به آغوش قدرت‌های استکباری پناه می‌برند و به کارگزاران گوش‌به‌فرمان آنان (بالاخص آمریکا) تقلیل می‌یابند.

در دهه‌های اخیر، جهان اسلام شاهد سقوط پی‌درپی حاکمان بوده است که با یک کودتای ساده محو شدند، بی‌آنکه توده‌ها بر رفتنشان بگریند.

دومین پیامد، خنثی‌سازی ماشین عملیات روانی و جنگ شناختی امپریالیسم است. استکبار جهانی با پمپاژ انبوه داده‌های مسموم، راهبرد اصلی خود را بر ایجاد گسست میان امت و حاکمیت متمرکز کرده است. وقتی رهبر جامعه، شخصاً و بدون لایه‌های حائل بوروکراتیک، با بدنه مردم دیالوگ برقرار می‌کند، در واقع اعتماد و افکار عمومی را بازسازی می‌نماید. این ارتباط، مبتنی بر مؤلفه‌های سه‌گانه «ایمان، عاطفه و اعتماد» است؛ پیوندی که در اندیشه امام را حل و امام شهید، اقتدار نظام را در صحنه بین‌المللی تضمین می‌کند. در این رهیافت، نیروهای مسلح و نهادهای حاکمیتی نیز، با الهام از این مش‌ی رهبری، به جایگاه حقیقی خود یعنی «پیشرو و حافظ مردم» ارتقا یافته و سیل عظیم ملت را به یک نیروی متراکم دفاعی تبدیل می‌کنند.

در همین ساختار، قدرت سیاسی از بالا به پایین دیکته نمی‌شود، قدرت سیاسی به‌صورت یک جریان سیال میان رأس هرم حاکمیت و قاعده اجتماعی در گردش است. در این شبکه، مردم تمام هویت نظام سیاسی را تشکیل می‌دهند.

ارتباط مستقیم رهبر انقلاب با مردم، این تبادل را تسریع کرده و مانع از رسوب قدرت در لایه‌های تکنوکرات می‌شود. البته نباید غفلت ورزید که این اتصال، تکالیف سنگینی بر دوش سایر کارگزاران بار می‌کند؛ چرا که تداوم این پیوند، منوط به «حُسن عمل مسئولان» و پرهیز از اختلافات است.

در فقه سیاسی شیعه، مقبولیت مدنی اگرچه در طول مشروعیت الهی تعریف می‌شود؛ اما شرط بلامنازع بسط یَدِ حاکم اسلامی است. عاملی که پشتوانه حقیقی مسئولیت‌ها را مهیا می‌سازد، همین ارتباط با بدنه مردم است.

هنگامی که رهبر انقلاب، شخصاً طلایه‌دار این خط‌شکنی می‌شود، یک طرح عملی برای ارکان حاکمیت صادر می‌کند تا دریابند هیچ مقامی حق ندارد در برج‌های عاج مدیریتی و حاکمیتی پناه بگیرد. این نظر، مبرهن می‌سازد که هرچه حاکم اسلامی با مردم در هم‌تنیده‌تر باشد، اتوریته‌ی او در برابر جبهه‌ی استکبار، قاهرتر خواهد بود.

باید اذعان داشت که ابتکار رهبر انقلاب در اعلام صریح ارتباط بی‌واسطه با مردم، نشانی از تعالی سیاسی در گام‌های پیش‌روی انقلاب اسلامی است. این رویکرد، خط بطلانی است بر هرگونه تفسیر پادشاهی یا استبدادی از ولایت‌فقیه و اثبات این حقیقت درخشان است که ولایت، امتداد رسالت انبیایی است که از میان خود مردم (مِن اَنفُسِهِم) مبعوث شدند. این ارتباط وثیق، ظرفیت بالقوه‌ی توده‌ها را به فعلیت رسانده و جمهوری اسلامی را به‌عنوان مردمی‌ترین نظام جهان، در برابر هرگونه تهدید، بیمه می‌نماید.

همان‌گونه که رهبر شهید در جمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر خاطر‌نشان کردند: «نظام ما امروز بدون مبالغه، مردمی‌ترین نظام دنیاست؛ یعنی ارتباط بین مردم و مسئولان در هیچ جای دنیا این‌گونه نیست. همین جلسه‌ای که الان من و شما داریم و مسئولانِ دیگر هم دارند؛ در هیچ‌جای دنیا چنین صمیمیت و ارتباطی وجود ندارد. دموکراسی‌های معروف دنیا در واقع حکومت کارتل‌ها و تراست‌ها و کمپانی‌های بزرگ است – که یک گوشه‌ی آن در انتخابات اخیر آمریکا خودش را نشان داد - آنها هستند که کار می‌کنند. در واقع مردم هیچ‌کاره‌اند؛ ولو خیال کنند که در میدان هستند. ما چنین سرمایه‌های عظیمی داریم.» (1379/12/22)

*فعال رسانه‌ای

انتهای پیام/