ماجرای اعتیادی که سرقت جاده‌ای را کلید زد+گفت‌وگو بامتهم

به گزارش خبرنگار خبرگزاری تسنیم،پس از افزایش چند مورد سرقت از خودروهای عبوری در محورهای بین‌شهری، موضوع در دستور کار تیم تحقیق قرار گرفت. بررسی‌های اولیه نشان داد سرقت‌ها با روش مشابه و توسط چند نفر انجام می‌شود.با انجام اقدامات میدانی و جمع‌آوری اطلاعات، تیم پلیسی موفق شد هویت و محل استقرار سه فرد مرتبط با این سرقت‌ها را شناسایی کند.

این افراد در جریان یک عملیات هماهنگ و غافلگیرانه دستگیر شدند.در ادامه بررسی‌ها، مقادیری از اموال و بارهای به‌سرقت‌رفته کشف و ضبط شد.متهمان در روند تحقیقات به چندین فقره سرقت جاده‌ای اعتراف کردند و پرونده برای رسیدگی‌های قانونی در حال پیگیری است.

گفت‌وگو با سردسته باند

چی شد اصلاً سمت این کار رفتی؟

متهم: سال‌ها درگیر مشکلات خانوادگی و بی‌ثباتی اقتصادی بودم. نبود حمایت و فشارهای مداوم باعث شد به دنبال راه‌هایی بروم که در کوتاه‌مدت درآمد بالاتری داشته باشد.

 چطور وارد باند سرقت شدی؟

متهم: در یک قهوه‌خانه محل با دو نفر دیگر آشنا شدم. هر سه شرایط مشابهی داشتیم؛ مشکلات اعتیاد در خانواده، نداشتن شغل پایدار و فشار مالی. همین هم‌سرنوشتی ما را به سمت همکاری در این کار کشاند.

 چرا سرقت جاده‌ای را انتخاب کردید؟

متهم: تصور می‌کردیم این نوع سرقت کمتر با مقاومت افراد روبه‌رو می‌شود. فکر می‌کردیم ریسک آن نسبت به سرقت‌های شهری پایین‌تر است.

 شیوه انتخاب خودروها چگونه بود؟

متهم: معمولاً خودروهایی را که باری در قسمت عقب داشتند زیر نظر می‌گرفتیم. اگر موقعیت خلوت بود و امکان توقف وجود داشت، وارد عمل می‌شدیم.

 چه عاملی باعث شد در این مسیر بمانی؟

متهم: نیاز مالی و احساس ناتوانی در پیدا کردن شغل رسمی. هربار که پولی از این راه به‌دست می‌آوردم، تصور می‌کردم یک مرحله از بحران جلو افتاده‌ام.

 آیا از پیامدهای کارتان آگاه بودید؟

متهم: بله، اما فکر می‌کردم اگر احتیاط کنیم هیچ‌وقت گرفتار نمی‌شویم. این تصور اشتباه بزرگ من بود.

 در زندگی شخصی چه مشکلاتی وجود داشت که نقش پررنگی در تصمیماتت داشت؟

متهم: خانواده‌ام سال‌ها با اعتیاد دست‌وپنجه نرم می‌کردند. یکنواختی این وضعیت و فشار مالی ناشی از آن باعث شد از نوجوانی وارد محیط‌های ناسالم شوم و مسیر زندگی‌ام تحت تأثیر قرار بگیرد.

 آیا تلاش کردی مسیر قانونی برای حل مشکلاتت پیدا کنی؟

متهم: چند بار کارگری و کارهای روزمزدی امتحان کردم اما درآمدش بسیار کم بود. همین ناتوانی در تأمین هزینه‌ها باعث شد دوباره به روش‌های غلط فکر کنم.

 لحظه دستگیری چه حسی داشتی؟

متهم: احساس فروپاشی داشتم. می‌دانستم تمام تصمیمات اشتباه گذشته یکباره گریبانم را گرفته و دیگر راه بازگشتی باقی نمانده است.

 اگر فرصت دوباره‌ای داشته باشی، چه انتخابی می‌کنی؟

متهم: تلاش می‌کنم از ابتدا به سراغ کار سالم بروم و درگیر افرادی که شرایط مشابه داشتند نشوم. امروز می‌دانم همراهی با افراد دارای مشکلات مشابه، فقط سرعت سقوط را بیشتر می‌کند.

انتهای پیام/