چشم در برابر چشم؛ چرا تهدید زیرساختی ایران غیرعقلانی است؟

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، پس از حمله غافل گیرکننده و منحصر به فرد یگان هوا وفضای سپاه پاسداران به محدوده نیروگاه اتمی دیمونا، زبان تهدید علیه تهران نه از جانب اسرائیل بلکه از سوی دونالد ترامپ گشوده شد. رئیس جمهور آمریکا بدون اشاره به تجاوز ناجوانمردانه به خاک ایران و شهادت رهبر فقید انقلاب اسلامی امام شهید خامنه ای (ره) و جمعی از مقامات کشوری، لشگری و شهروندان عادی به بهانه بازگشایی تنگه هرمز ضرب الاجل 48 ساعت اعلام و تهدید کرد که اگر تغییری در وضعیت تنگه هرمز حاصل نشود وی نیروگاه‌های ایران را با اولویت بزرگ‌ترین آنها هدف حمله قرار خواهد داد.

در واکنش به این تهدید رئیس جمهور آمریکا قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با انتشار بیانیه رسمی اعلام کرد که در صورت عملی شدن این تهدید تهران اقدام به مقابله به مثل کرده و تمام تأسیسات نیروگاهی به ویژه برق را در سراسر منطقه هدف حمله قرار خواهد داد. محمدرضا قالیباف، رئیس مجلس نیز با استخدام ادبیاتی مشابه اعلام کرد که تهران به صورت برگشت ناپذیری به زیرساخت‌های انرژی در منطقه حمله خواهد کرد. در این مرحله حساس از جنگ سوال کانونی آن است که آیا ترامپ، که به بهانه کمک به مردم این تجاوز غیرقانونی را آغاز کرده، زیست عادی مردم را هدف قرار خواهد داد یا خیر ؟

یک ضرب المثل معروف در میان اهل خرد آن است که کسی که در ساختمان شیشه‌ای زندگی می‌کند با سنگ همسایه خود را تهدید به شکستن شیشه نمی‌کند! واقعیت این روزهای منطقه خاورمیانه نیز دور از این مثل مشهور نیست. حمله 18 مارس 2026 ارتش رژیم صهیونیستی به زیرساخت‌های گازی در میدان پارس جنوبی و به دنبال آن پاسخ ایران در راس لفان و حیفا نشان داد که تهران اراده سیاسی لازم برای بالا رفتن از نردبان تصعید تنش را داشته و هیچ ملاحظه ای برای اقدام متقابل ندارد.

درک این واقعیت به مسئولان آمریکایی به ویژه افراد وابسته به جریان ماگا همچون جی.دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا کمک کرده تا بتوانند برخلاف جنگ طلبان حاکم بر کاخ سفید دست کم تا حدی بر مدار عقل فکر کرده و تصمیمات محاسبه گرانه تری را در خصوص جنگ ایران اتخاذ کنند.

با گذشت بیش از سه هفته از زمان آغاز جنگ رمضان بسیاری از ناظران و تحلیلگران منطقه ای و بین المللی تصدیق کرده اند که کارگردان صحنه جاری در خاورمیانه نه ترامپ، نه دولت‌های و نه حتی اعضای ناتو بلکه شخص بنیامین نتانیاهو و متحدان راست گرای وی در تل آویو هستند. نتانیاهو با توجه به عقب بودن در نظرسنجی‌های رسمی نمی‌خواهد قدرت را به اپوزیسیون واگذار کند. بنابراین قصد دارد تا با به آتش کشیدن منطقه خاورمیانه راه فراری برای بقا در قدرت و جلوگیری از محاکمه به دست دستگاه قضایی اسرائیل بیابد. درک این صحنه به تمام طرف‌های درگیر یادآوری می‌کند که باید به اصل تعهد به منافع ملی پایبند باشند و خود را تبدیل به آلت دست خواسته های غیرمعمول بی بی نکنند.

 

در مجموع به نظر می رسد یکی از اهداف اقتصادی ترامپ در دوران کنونی را می‌توان برنامه ریزی وی برای کسب سرمایه‌های نفتی صندوق‌های مالی در منطقه خلیج فارس دانست. سوال ساده و ابتدایی از مقامات ارشد دولت ترامپ آن است که اگر زیرساخت‌های حیاتی در منطقه جنوب خلیج فارس در پاسخ تلافی جویانه ایران از بین بروند، آیا پولی نصیب واشنگتن خواهد شد؟ آیا نتانیاهو قرار است هزینه این خسارات هنگفت برای حزب جمهوری خواه را پرداخت کند؟ بنابراین باید گفت تا دیر نشده عقلا و بازیگران میانجی باید خیلی سریع به صحنه جنگ ورود کرده و جلوی بروز فاجعه در منطقه را بگیرند.

انتهای پیام/