جهاد و قتال در قرآن از نگاه علامه طباطبایی و آیت‌الله مصباح‌یزدی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، مرحوم علامه طباطبایی در جلد 2 المیزان ذیل آیات 190 الی 195 سوره بقره که مربوط به دعوت به قتال با کفار است بحثی را در باب جهاد و قتال از منظر قرآن کریم مطرح کرده است که جالب و مفید است.

ایشان می‌فرماید که در قرآن کریم آیات فراوانی در باب قتال آمده است. برخی از این آیات، مربوط  به قتال با خصوص مشرکین مکه و برخی از آنها مربوط به قتال با مشرکین به نحو عام و برخی از آنها مربوط است به قتال با کفار اهل کتاب و برخی نیز مربوط به قتال با مطلق کفار است.( مرحوم علامه در هر مورد به عنوان نمونه آیاتی را ذکر می کند).
 

به دنبال آن برای توجیه مسئله قتال( جهاد ابتدایی و عقیدتی) که یک دستور قرآنی است می فرماید : از قرآن استفاده می شود که دین اسلام که دین توحید است، مبتنی بر اساس فطرت و ساختار انسانی است که صلاح و سداد انسان در گرو پای بندی به آن است.(روم/30) 

بر این اساس اقامه این دین و پاسداری از آن یکی از مهم ترین حقوق مشروعه فطری انسانی است. در حقیقت این امر یکی از مهم‌ترین حقوق فطری انسانی است. به همین خاطر خداوند در آیه 13 سوره شوری بر لزوم اقامه جمعی این دین امر فرموده است.( أن أقیموا الدین و لاتتفرقوا فیه ) خلاصه اینکه همان گونه دین اسلام فطری است دفاع از این دین و اقامه آن نیز از حقوق فطری انسانی است.

آیه 40 سوره حج دلالت بر این دارد  که اگر دفاع در برابر معاندان و اعداء دین صورت نگیرد مراکز توحیدی و دینی که مراکز عبودیت خدا هستند نابود می‌شوند چنان که در آیه دیگری آمده است اگر دفاع نباشد فساد زمین را فرا خواهد گرفت. آیات دیگری دلالت دارد که قتال برای احقاق حق و ابطال باطل و رسیدن به سعادت حیات برتر انسانی است. 

پاره ای از آیات دلالت بر این دارد که قتال در برابر اعداء دین تا زدودن لوث هر گونه شرک و کفر در بساط زمین  و نیز اعلای کلمه حق و توحید باید ادامه پیدا کند.

 آیاتی در قرآن کریم به مومنین وعده قطعی می‌دهد که اسلام در زمین جهانگیر خواهد شد و دین اسلام و دین توحید در سراسر زمین گسترش خواهد یافت و صالحان و مؤمنان نیکوکار حاکمان و وارثان روی زمین خواهند بود.( انبیاء/105 و نور/55 و صف/8 و 9)

علامه می‌فرماید از برخی از آیات به خوبی استفاده می‌شود این وعده‌های خداوند از راه جهاد و قتال مؤمنان تحقق می‌یابد نه از راه تصرفات غیبی و باطنی و خوارق عادات. 

علامه طباطبایی در ادامه بحث دو اشکال را مطرح می‌کند و پاسخ می‌دهد:


 اشکال 1: چرا شارع اسلام برای پیشبرد اهداف خویش جهاد را  تشریع کرده است، در حالی این رویه در مورد انبیای پیشین سابقه نداشته است. انبیای پیشین از راه دعوت و هدایت بدون اکراه اهداف خود را پیش می بردند و در شرایع آنها جهاد و قتال تشریع نشده بود.

علامه در جواب فرمود:

اولا چنان که گذشت دین اسلام دین توحید و مقتضای فطرت انسانی است و باید همه قوانین فردی و اجتماعی بر اساس توحید ترسیم شود و دفاع از این اصل یعنی اصل توحید نیز حق مشروع فطری انسانی است دفاعی که حیات برتر انسان وابسته به آن است، البته در اسلام جهاد و قتال با رعایت موازین عقلی و اخلاقی همراه است مثل اینکه باید قبل از قتال دعوت به توحید و دین اسلام و اتمام حجت صورت گیرد.

ثانیا برخی از آیات قرآن و تورات دلالت بر این دارد که انبیای پیشین نیز جهاد و قتال داشته اند (مانند آیه 147/ آل عمران و 24/مائده و 204/بقره و 37/نمل) و اگر پیامبرانی مانند نوح و هود و صالح و شعیب و لوط و... جهاد نداشته اند به خاطر فراهم نبودن شرایط آن مانند داشتن نیروی لازم بوده است.

اشکال2: لازمه مشروعیت قتال برای اهداف بالا این است که مسلمانان می توانند بعد از پیروزی بر کفار و مشرکین در قتال، آنها را به پذیرش دین اسلام و توحید اکراه و اجبار نمایند.

پاسخی که مرحوم علامه می‌دهد این است: این موضوع که بعد از پیروز شدن مسلمانان در جنگ، کافران با زور وادار به پذیرفتن آیین اسلام می‌شوند، باید گفت که این گونه اکراه و اجبار نسبت به افرادی که حجت بر ایشان تمام شده است، چون برای احیای انسانیت و گرفتن حق مشروع انسانیت است ضرری ندارد.

این طریقه‌ای است که همیشه در میان عقلا معمول بوده و جمیع ملل و دول از آن پیروی کرده‌اند که هرگاه کسی از قوانین مدنی تخلف نماید به هر وسیله‌ای که ممکن شود ولو با جنگ، او را تسلیم می‌کنند علاوه بر اینکه ناخشنودی و اکراه، منحصر به نسل موجود است و نسل‌های بعدی در اثر آموزش و پرورش دینی با میل و رغبت، به آیین فطرت گرویده و از دل و جان موحد و خداپرست می‌شوند.

خلاصه تبیین و توجیه مرحوم علامه طباطبایی در مورد فلسفه تشریع جهاد ابتدایی و عقیدتی در اسلام این است که این جهاد در حقیقت دفاع از حق فطری انسان است، اما در این رابطه تقریر دیگری وجود دارد که به نظر می‌رسد از اتقان بالایی برخوردار است. مرحوم آیت الله مصباح یزدی بیانش چنین است: جهاد ابتدایی در اسلام برای دفاع از حق خدای متعال است.

توضیح ایشان چنین است: پیامبران نیامده اند تا فقط نظم و آرامش و رفاه مادی را برقرار سازند بلکه مبعوث شده اند تا نظام ارزشی الهی را در جامعه بشری احیا و اقامه کنند دفاع از حق خدای متعال، رمز جلالت قدر جهاد ابتدایی است همه حقوق متقابلی که انسان ها در ارتباط با همدیگر دارند تحت‌الشعاع حق خدای متعال بر جمیع آدمیان است.

حق خدای متعال چیست؟ این است که در سراسر جهان پرستش شود، دینش حاکم شود و سخنش برتر قرار گیرد «کلمة الله هی العلیا» یعنی سخن خدای متعال است که برترین است اگر کسانی از قبول و رعایت این حق الهی سر باز زدند خدای متعال علاوه بر عقاب و عذاب اخروی که آنان را بدان گرفتار می سازد می‌تواند در همین دنیا یا به عذابی آسمانی یا زمینی مبتلایشان کند یا از مومنین و صالحین بخواهد که به جنگشان بروند، سرکوبشان کنند و عذابشان دهند. «قاتلوهم یعذبهم الله بأیدیکم و یخزهم و ینصرکم» یعنی با آنان پیکار کنید تا خدای متعال به دست شما عذابشان کند و خوارشان سازد.

جهاد ابتدایی جز این نیست که گروهی از بندگان شایسته خدای متعال ماموریت می‌یابند که به منظور احقاق حقی که خدا بر کل بشریت دارد بر کسانی که این حق را ضایع و پایمال کرده‌اند و راه شرک و کفر و ظلم و فساد در پیش گرفته‌اند یورش برند و تا زمانی که دین خدا حاکم شود نبرد را دوام بخشند.

اگر توجه داشته باشیم به اینکه غرض از ارسال حضرت رسول اکرم(ص) غلبه یافتن دین آن حضرت بر همه ادیان است واقعیت جنگ با کافران برافتادن همه فتنه‌ها و شرک‌ها و اختصاص یافتن دین به خدای متعال است درمی‌یابیم که جهاد ابتدایی با کفار و مشرکین باید تا آنجا استمرار یابد که بساط زمین از لوث کفر و شرک پاک شود و حکومت الهی و توحیدی برقرار گردد.

پس فلسفه جهاد ابتدایی احقاق حق عظیمی است که خدای متعال بر جمیع بندگان خود دارند و بنابراین می توان جهاد ابتدایی را دفاع از حق الله و در نتیجه یکی از اقسام جهاد دفاعی حساب آورد.(محمدتقی مصباح یزدی، حقوق و سیاست در قرآن،2199-2194 ) بنابراین می‌توان گفت جهاد ابتدایی  در حقیقت، جهاد دفاعی است هم دفاع از حق فطری انسانی و هم دفاع از حق الهی.

یادداشت از: حجت الاسلام والمسلمین عباس نیکزاد، استاد حوزه و دانشگاه

انتهای پیام/