دزدی از خانه‌های مردم برای جمع‌آوری پول عروسی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری تسنیم، تیم پلیسی در پی بررسی چند مورد سرقت از واحدهای مسکونی در یکی از محله‌های استان‌ تهران، با رصدهای تحلیلی به سرنخ‌هایی از فعالیت دو جوان رسید که با شیوه‌های مشابه و تخریب ورودی منازل اقدام به سرقت می‌کردند.

پس از انجام تحقیقات و جمع‌آوری اطلاعات، تیم تحقیق محل اختفای این افراد را شناسایی و در عملیاتی غافلگیرانه آن‌ها را بازداشت کرد. از محل دستگیری، مقادیری از لوازم خانگی و وسایل سرقتی به‌دست آمد.

دو متهم پس از انتقال برای بررسی‌های تکمیلی، در مواجهه با شواهد موجود، به چندین فقره سرقت از منازل اعتراف کردند. پرونده برای رسیدگی‌های بعدی در مسیر قانونی قرار گرفته است.

گفت‌وگو با سردسته باند

1. چی شد اصلاً سمت این کار رفتی؟
متهم: شرایط مالی سخت و ناتوانی در تأمین هزینه‌های زندگی باعث شد به دنبال راه‌هایی بروم که در کوتاه‌ترین زمان پول بیشتری به‌دست بیاورم. همین فشارها مسیر اشتباهی را پیش پایم گذاشت.
2. چه عاملی باعث شد سرقت را به‌عنوان راه‌حل انتخاب کنی؟
متهم: درگیر جمع‌آوری هزینه‌های مربوط به مراسم ازدواج بودم و هرچه کار می‌کردم، باز هم از پس مخارج برنمی‌آمدم. همین مسئله باعث شد به پیشنهاد همدستم برای تأمین سریع پول تن بدهم.
3. ارتباطت با همدستت چگونه شکل گرفت؟
متهم: او را از قبل می‌شناختم و مدتی بود درباره مشکلات مالی‌ام خبر داشت. وقتی پیشنهاد این کار را مطرح کرد، تصور کردم تنها راه عبور از بحران همین روش است.
4. چرا منازل مسکونی را به‌عنوان هدف انتخاب کردید؟
متهم: تصورمان این بود که در مواقع خلوت احتمال برخورد مستقیم با افراد کم است و می‌توان بدون دردسر وارد خانه شد. فکر می‌کردیم خطر کمتری دارد.
5. شیوه ورود به منازل چگونه تعیین می‌شد؟
متهم: بیشتر ورودی‌های ضعیف و آسیب‌پذیر را انتخاب می‌کردیم. قبل از هر اقدام، محل را بررسی می‌کردیم تا مطمئن شویم کسی داخل خانه نیست.
6. آیا لحظه‌ای به عواقب کار فکر کرده بودی؟
متهم: گاهی به آینده و پیامدهای آن فکر می‌کردم، اما فشار مالی و عجله در جمع‌کردن پول، این نگرانی‌ها را کنار می‌زد.
7. خانواده‌ات از این رفتار تو اطلاع داشتند؟
متهم: خیر. خانواده‌ام تصور می‌کردند مشغول کارهای روزمزدی هستم. هیچ‌وقت جرأت نکردم واقعیت را مطرح کنم.
8. چرا تصمیم نگرفتی مسیر قانونی برای حل مشکلاتت پیدا کنی؟
متهم: چند ماه تلاش کردم کار دوم یا شغل ثابت پیدا کنم اما موفق نشدم. ناامیدی باعث شد فکر کنم تنها راه باقی‌مانده همین کار است.
9. هنگام دستگیری چه احساسی داشتی؟
متهم: احساس شکست، ترس و پشیمانی هم‌زمان سراغم آمد. تازه آن لحظه واقعیت اشتباهاتی که کرده بودم را درک کردم.
10. اگر فرصت جبران داشته باشی، چه تصمیمی می‌گیری؟
متهم: بدون شک مسیر دیگری انتخاب می‌کنم. امروز فهمیده‌ام هیچ فشار اقتصادی نمی‌تواند توجیهی برای ورود به چنین راهی باشد. اگر حمایت یا شغل مطمئن‌تری داشتم، هرگز خودم را در چنین موقعیتی قرار نمی‌دادم.

انتهای پیام/